<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
<title>پـاسلانمیشـ اینسانـ</title>
<subtitle>زنگان تورکـ،Zəngan Türk</subtitle>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://agbulud.arzublog.com"/>
<id>tag:http://agbulud.arzublog.com</id>
<updated>2020-10-09IRST 11:27 am</updated>
<generator>arzublog.com</generator>
<link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://agbulud.arzublog.com/atom"/>

					<entry>
<title>الفبای زبان تورکی در طول تاریخ</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://agbulud.arzublog.com/post/81323"></link>
<published>2019-01-19</published>
<updated>2019-01-19</updated>
<id>tag:http://agbulud.arzublog.com/post/81323</id>
<author><name> kölgə siz</name></author>
<summary>الفبای زبان تورکی در طول تاریخبرای نگارش زبانهای تورکی در طول تاریخ الفبا‌های مختلف بکار گرفته شده‌است. خط میخی ، الفبای اورخون ، الفبای اویغور ، الفبای عربی , الفبای عبری (تورکان یهودی کارائیم و خزر)، الفبای لاتین و الفبای سیریلیک اما هم اکنون اکثر زبانهای تورکی از الفبای لاتین استفاده می‌کنند یا در حال تغییر خط رسمی خود به لاتین هستند. قابل ذکر اینکه بعد از ظهور دین مبین اسلام به علت گرایش سریع تورکان به دین اسلام و به احترام خط قرآن و به علت دشواری نگارش خطوط فوق خطوط تورکی باستان اعم از اویغور و اورخون و عبری” تورکها خط اشان را به عربی تغییر دادند. ولی جمهوری های استقلال یافته شوروی سابق و دیگر کشورهای تورک از خط تورکی لاتین که هم آسان و هم به روز است استفاده میکنند.1-&amp;nbsp;خط رونی (رونیک):&amp;nbsp;اولین کتیبه های باستانی جهان با خط رونی (خط رمزگونه) نوشته شده اند.این خط گاهی بصورت نماد های تصویری (مصر باستان)&amp;nbsp; و گاهی هم بصورت  ...</summary>
<content type="html" xml:base="http://agbulud.arzublog.com/post/81323"><![CDATA[<div style="text-align:center"><p><img src="http://yeniqapi.com/wp-content/uploads/IMG_20160905_010918.jpg" alt="الفبای زبان تورکی در طول تاریخ" width="186" height="271"></p><p><strong style="color:#cc0000">الفبای زبان تورکی در طول تاریخ</strong></p><p><strong><br></strong></p><p style="text-align:right">برای نگارش زبانهای تورکی در طول تاریخ الفبا‌های مختلف بکار گرفته شده‌است. خط میخی ، الفبای اورخون ، الفبای اویغور ، الفبای عربی , الفبای عبری (تورکان یهودی کارائیم و خزر)، الفبای لاتین و الفبای سیریلیک اما هم اکنون اکثر زبانهای تورکی از الفبای لاتین استفاده می‌کنند یا در حال تغییر خط رسمی خود به لاتین هستند. قابل ذکر اینکه بعد از ظهور دین مبین اسلام به علت گرایش سریع تورکان به دین اسلام و به احترام خط قرآن و به علت دشواری نگارش خطوط فوق خطوط تورکی باستان اعم از اویغور و اورخون و عبری” تورکها خط اشان را به عربی تغییر دادند. ولی جمهوری های استقلال یافته شوروی سابق و دیگر کشورهای تورک از خط تورکی لاتین که هم آسان و هم به روز است استفاده میکنند.</p><p style="text-align:right"><br></p><p style="text-align:right"><strong style="color:#990000">1-&nbsp;خط رونی (رونیک):</strong>&nbsp;اولین کتیبه های باستانی جهان با خط رونی (خط رمزگونه) نوشته شده اند.این خط گاهی بصورت نماد های تصویری (مصر باستان)&nbsp; و گاهی هم بصورت الفبای رونیک باستان (futhark) است که این شکل الفبایی تکمیل شده همان تصویر ها هستند.نکته جالب این است که این کتیبه های رونی به شکل ابتدایی در تمامی تمدن های باستان وجود داشته اند.</p><p dir="RTL" style="text-align:right"><strong>اولین نمونه های الفبای رونی در جهان در آسیا در کتیبه های تورکی 30000 ساله اولوکم یافته شده اند</strong>.نمونه های بعدی در منطقه قوبوستان و کلبجر جمهوری آذربایجان و کتیبه های تورکی شهر اهر واقع در آذربایجان شرقی و کتیبه های تورکی آسیای میانه یافت شده اند .این کتیبه ها به شکل ابتدایی الفبای رونی هستند و نیز همراه با&nbsp; تصاویر رمز گونه -خط تصویری- هستند و به نوعی شروع کننده الفبای رونی بوده است که بعد ها در کتیبه های دیگر این خط تکمیل شده است.</p><p dir="RTL" style="text-align:center"><strong><br></strong></p><p dir="RTL" style="text-align:center"><strong><span style="color:#003300">کتیبه ی 30000 ساله تورکی پیش از تاریخ اولوکم</span></strong></p><p dir="RTL"><br></p><p dir="RTL"><img src="http://yeniqapi.com/wp-content/uploads/02ulukem-taziti-300x147.jpg" alt="ulukem taziti" width="300" height="147" srcset="http://yeniqapi.com/wp-content/uploads/02ulukem-taziti-300x147.jpg 300w, http://yeniqapi.com/wp-content/uploads/02ulukem-taziti-768x377.jpg 768w, http://yeniqapi.com/wp-content/uploads/02ulukem-taziti.jpg 867w" sizes="(max-width: 300px) 100vw, 300px"></p><p dir="RTL"><br></p><p style="text-align:right"><strong style="color:#990000">2-&nbsp;&nbsp;خط میخی:&nbsp;</strong>بر&nbsp;طبق برخی تئوریها که سومریان را پروتوتورک می دانند می توان استناد کرد که خطی که توسط سومریان اختراع و استفاده می شده (میخی) است از نخستین خطوط مورد استفاده توسط تورکان می بوده است.</p><p style="text-align:right"><br></p><p><strong>خط میخی (سومری=تورکی باستان)</strong></p><p><strong><br></strong></p><p><strong></strong><a href="http://www.yeniqapi.com/" target="_blank"><img src="http://yeniqapi.com/wp-content/uploads/ugaritic-300x257.gif" alt="الفبای میخی" width="300" height="257"></a></p><p dir="RTL" style="text-align:right"><strong style="color:#990000"><br></strong></p><p dir="RTL" style="text-align:right"><strong style="color:#990000">3-&nbsp;خط گؤک تورک (الفبای اورخون)&nbsp;:</strong>&nbsp;این خط نیز از خطوط ویژه ایست که توسط تورکان اختراع و استفاده گردیده است. (گؤک تورکها = تورکان آسمانی) نخسیتین نمونه این خط عبارت است از یک سینی نقره ای کشف شده در اولان باتور (2500 ساله) و همچنین ده ها کتیبه سنگی در<strong>&nbsp;یئنی سئی</strong>&nbsp;(حدود قرن ششم میلادی) که و . تامسن – مستشرق معروف – این خط را مورد مطالعه قرار داد. این خط دارای 37 حرف بوده است و آنرا از اختراعات تورکان آلتای می دانند. این خط در حدود 1000 سال در بین تورکان رواج داشته است.</p><p dir="RTL"><strong style="color:#003300">جمله روی سینی نقره ای:&nbsp;</strong>خان اویا اوچ اوتوزی یوک بولتی؛ او تیغسی یوز ایلدی.</p><p dir="RTL">ترجمه: خان زاده در 23 سالگی فوت کرد. نام ایلش گم شد.</p><p dir="RTL" style="text-align:right">آنچه درباره این خط حائز اهمیت است زیباییها و هنر بکار رفته در آن است. حروف صدادار به زیبایی در آن بکار رفته است و تقارن حروف صداداری چون O , U با Ü و Ö کاملا رعایت شده است. اصول نگارش در این خط به شدت رعایت شده است و برخی از این حروف (M – I – X – D) در الفبای امروز لاتین بکار رفته اند. (البته با تغییر در صدا) نکته ی مهمتر و باریکتر از مو نیز وجود دارد و آن نگارش و کاربرد این خط در حاشیه بافته ای تورکان (چون گلیم – برخی جاجیم های خاص و حتی جورابها ) می باشد. که نمونه هایی از این فرشها در آذربایجان موجود است.</p><p dir="RTL" style="text-align:right"><br></p><p><strong><span style="color:#003300">الفبای اورخون (گؤک تورک=تورکان آسمانی)</span></strong></p><p><strong></strong><strong><br></strong><a href="http://www.yeniqapi.com/" target="_blank"><img src="http://yeniqapi.com/wp-content/uploads/IMG_20160905_010918.jpg" alt="اورخون الیفباسی" width="186" height="271"></a></p><p><br></p><p><strong style="color:#003300">سنگ نوشته ای به الفبای اورخون (گؤک تورک=تورکان آسمانی)</strong></p><p><strong></strong><strong><br></strong><img src="http://yeniqapi.com/wp-content/uploads/210px-Kyzyl_orkhon_inscription-300x126.jpg" alt="اورخون داش یازیسی" width="300" height="126" srcset="http://yeniqapi.com/wp-content/uploads/210px-Kyzyl_orkhon_inscription-300x126.jpg 300w, http://yeniqapi.com/wp-content/uploads/210px-Kyzyl_orkhon_inscription.jpg 499w" sizes="(max-width: 300px) 100vw, 300px"></p><p><br></p><p><strong style="color:#003300">نامه ای نوشته شده با الفبای اورخون (گؤک تورک=تورکان آسمانی)</strong></p><p><strong></strong><strong><br></strong><a href="http://www.yeniqapi.com/" target="_blank"><img src="http://yeniqapi.com/wp-content/uploads/303px-Uyghur_alfabesi-300x174.jpg" alt="اورخون دیلینده نامه" width="300" height="174" srcset="http://yeniqapi.com/wp-content/uploads/303px-Uyghur_alfabesi-300x174.jpg 300w, http://yeniqapi.com/wp-content/uploads/303px-Uyghur_alfabesi.jpg 521w" sizes="(max-width: 300px) 100vw, 300px"></a></p><p>&nbsp;</p><p style="text-align:right"><strong style="color:#990000">4-&nbsp;خط اویغوری:</strong>&nbsp;این خط بعد از سلسله گؤک تورک و توسط اویغورها در طول قرن های 8 تا 18.م مورد استفاده قرار گرفته است. نمونه هایی از این خط در&nbsp;<strong>کتیبه های سنگی همچون قوتادوغو بیلیک عتبه الحقایق</strong>&nbsp;و دهها کتاب دیگر موجود است. پروفسور جغتای معتقد است هیچ خطی در میان تورکان به وسعت و زیبایی این خط نبوده و به سبب توانمندی این خط در علومی چون طب نجوم شعر و علوم دینی به وفور مورد استفاده قرار گرفته است.</p><p style="text-align:center"><strong>&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;&nbsp;</strong></p><p style="text-align:center"><strong><span style="color:#003300">&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;الفبای اویغور</span></strong></p><p style="text-align:center"><strong><a href="http://www.yeniqapi.com/" target="_blank"><img src="http://yeniqapi.com/wp-content/uploads/uygur_alfabesi-267x300.jpg" alt="uygur_alfabesi" width="267" height="300" srcset="http://yeniqapi.com/wp-content/uploads/uygur_alfabesi-267x300.jpg 267w, http://yeniqapi.com/wp-content/uploads/uygur_alfabesi.jpg 446w" sizes="(max-width: 267px) 100vw, 267px"></a></strong><br><br></p><p style="text-align:center"><a href="http://www.yeniqapi.com/" target="_blank"><img src="http://yeniqapi.com/wp-content/uploads/uygur_alfabesi_2-300x155.jpg" alt="uygur_alfabesi_2" width="300" height="155" srcset="http://yeniqapi.com/wp-content/uploads/uygur_alfabesi_2-300x155.jpg 300w, http://yeniqapi.com/wp-content/uploads/uygur_alfabesi_2.jpg 484w" sizes="(max-width: 300px) 100vw, 300px"></a></p><p><strong style="color:#990000"><br></strong></p><p style="text-align:right"><strong style="color:#990000">5 و 6 –&nbsp;الفبای عربی و لاتین زبان تورکی:</strong>&nbsp;<span style="color:#990000">ا</span>مروزه به سبب سهولت کاربرد، بیشتر از الفبای لاتین برای کتابت زبان تورکی استفاده می شود، الفبای عربی نیز که&nbsp; از&nbsp;اوایل ظهور اسلام در بین تورکان گسترش یافته بود امروزه در بین تورکان واقع در جغرافیای امروزی کشور ایران و چند نقطه ی دیگر کاربرد دارد.</p><p style="text-align:right"><br></p><p><strong><span style="color:#003300">الفبای لاتین و عربی زبان تورکی</span></strong></p><p><a href="http://www.yeniqapi.com/" target="_blank"><img src="http://yeniqapi.com/wp-content/uploads/azerbaijani-alphabet-300x225.png" alt="لاتینجه الیفبامیز" width="300" height="225" srcset="http://yeniqapi.com/wp-content/uploads/azerbaijani-alphabet-300x225.png 300w, http://yeniqapi.com/wp-content/uploads/azerbaijani-alphabet-768x576.png 768w, http://yeniqapi.com/wp-content/uploads/azerbaijani-alphabet.png 960w" sizes="(max-width: 300px) 100vw, 300px"></a></p></div><div style="text-align:right"><br></div><div style="text-align:right"><br></div><div style="text-align:right">قایناق :&nbsp;</div><div style="text-align:right"><br></div><div style="text-align:right"><ul><li>یئنی قاپی ، ائلمان موغانلی</li></ul></div>]]></content>
</entry>
<entry>
<title>امپراطوری ترکان در هندوستان(هندوستان سرزمین تاریخی ترکان)</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://agbulud.arzublog.com/post/80834"></link>
<published>2018-12-24</published>
<updated>2018-12-24</updated>
<id>tag:http://agbulud.arzublog.com/post/80834</id>
<author><name> kölgə siz</name></author>
<summary>Hindustan'da TÜRK egemenliğiامپراطوری ترکان در هندوستانهندوستان سرزمین تاریخی ترکانبنا به اعتراف بیشتر تاریخ دانان ترکان پادشاهان جهان در همه ی دوران ها بوده اند و هیچ محدوده ی تاریخی را نمی توان یافت که ترکان دارای امپراطوری مستقل نبوده باشند.محدوده ی جغرافیایی امپراطوری های ترکان در غرب در امپراطوری ترکان هون و آوار ها تا قلب اروپای غربی، در شرق، در زمان قاراخانیان تا دریای چین، در زمان امپراطوری ترکان گورکانی کل هندوستان، در زمان عثمانی تا قلب آفریقا را شامل می شود.&amp;nbsp;با بررسی تاریخ هندوستان، مشاهده می شود که سلسله ها و امپراطوری ترک ها دارای بیشتری سابقه و زمان حاکمیت در طول تاریخ هندوستان بوده اند و آثار فراوانی از ترکان و ترکی را در تمدن و فرهنگ هندوستان مشاهد کرد. بطوری که می توان اعتراف کرد که معماری، موسیقی و نقاشی هندوستان بطور کامل برگرفته از ترکان چاغاتای (جغتای) و اویغوری می باشد.تا جایی که بزرگترین بنای هندوستان  ...</summary>
<content type="html" xml:base="http://agbulud.arzublog.com/post/80834"><![CDATA[<p style="text-align:center"><strong>Hindustan'da TÜRK egemenliği</strong></p><p style="text-align:center">امپراطوری ترکان در هندوستان</p><p style="text-align:center">هندوستان سرزمین تاریخی ترکان</p><p style="text-align:center">بنا به اعتراف بیشتر تاریخ دانان ترکان پادشاهان جهان در همه ی دوران ها بوده اند و هیچ محدوده ی تاریخی را نمی توان یافت که ترکان دارای امپراطوری مستقل نبوده باشند.</p><p style="text-align:center"><img src="http://s3.picofile.com/file/8196299976/00bash_gorsel_Taj_Mahal_in_March_2004.jpg" alt="http://s3.picofile.com/file/8196299976/00bash_gorsel_Taj_Mahal_in_March_2004.jpg" width="412" height="339"></p><p style="text-align:center"><br><br>محدوده ی جغرافیایی امپراطوری های ترکان در غرب در امپراطوری ترکان هون و آوار ها تا قلب اروپای غربی، در شرق، در زمان قاراخانیان تا دریای چین، در زمان امپراطوری ترکان گورکانی کل هندوستان، در زمان عثمانی تا قلب آفریقا را شامل می شود.&nbsp;<br><br>با بررسی تاریخ هندوستان، مشاهده می شود که سلسله ها و امپراطوری ترک ها دارای بیشتری سابقه و زمان حاکمیت در طول تاریخ هندوستان بوده اند و آثار فراوانی از ترکان و ترکی را در تمدن و فرهنگ هندوستان مشاهد کرد. بطوری که می توان اعتراف کرد که معماری، موسیقی و نقاشی هندوستان بطور کامل برگرفته از ترکان چاغاتای (جغتای) و اویغوری می باشد.تا جایی که بزرگترین بنای هندوستان یعنی تاج محل ساخته سلسله ترک زبان گورکانیان بوده است.<br><br>در این مقاله به بررسی سلسله های ترک زبان تاریخ هندوستان و آثار این حاکمیت ها در هندوستان می پردازیم.</p><p style="text-align:center"><br><strong>Tughlaq dynasty</strong></p><p style="text-align:center">توغلاق لار</p><p style="text-align:center">تغلق‌شاهیان</p><p style="text-align:center">The Tughlaq dynasty , also referred to as Tughluq or Tughluk dynasty, was a Muslim dynasty of Turkic origin.<br>تغلق به معنای سردار از واژه ترکی قتلغ برگرفته شده‎است که در هندی به این شکل درآمده است.</p><p style="text-align:center"><br>محدوده حکومتی : هندوستان و پاکستان</p><p style="text-align:center"><img src="http://s6.picofile.com/file/8196299992/00Sultanat_von_Delhi_Tughluq_Dynastie.png" alt="http://s6.picofile.com/file/8196299992/00Sultanat_von_Delhi_Tughluq_Dynastie.png"><br><br>عکس 1 و 2:دارالسلطنه تغلق‎آباد</p><p style="text-align:center"><img src="http://s3.picofile.com/file/8196300034/01Tughlaqabad_walls.jpg" alt="http://s3.picofile.com/file/8196300034/01Tughlaqabad_walls.jpg" width="454" height="340"></p><p style="text-align:center"><img src="http://s3.picofile.com/file/8196300076/02Bastions_at_the_Old_City_of_Tughlaqabad.JPG" alt="http://s3.picofile.com/file/8196300076/02Bastions_at_the_Old_City_of_Tughlaqabad.JPG" width="487" height="322"><br><br>عکس 3:مقبره سلطان فیروزشاه تغلق در کنار مدرسه در مجموعه حوض خاص دهلی</p><p style="text-align:center"><img src="http://s3.picofile.com/file/8196300100/03Feroze_Sha_s_tomb_with_adjoining_Madrasa.JPG" alt="http://s3.picofile.com/file/8196300100/03Feroze_Sha_s_tomb_with_adjoining_Madrasa.JPG" width="411" height="272"><br><br>عکس 4 و 5: قصر فیروز شاه تغلق و فیروز آباد</p><p style="text-align:center"><img src="http://s6.picofile.com/file/8196300134/04Remains_of_buildings_at_Firoze_Shah_Kotla_Delhi.jpg" alt="http://s6.picofile.com/file/8196300134/04Remains_of_buildings_at_Firoze_Shah_Kotla_Delhi.jpg" width="424" height="305"></p><p style="text-align:center"><img src="http://s3.picofile.com/file/8196300176/05West_Gate_of_Feruzabad_since_destroyed.jpg" alt="http://s3.picofile.com/file/8196300176/05West_Gate_of_Feruzabad_since_destroyed.jpg" width="456" height="323"><br><br>عکس 6: مقبره قیاس الدین تغلق</p><p style="text-align:center"><img src="http://s3.picofile.com/file/8196300200/06Ghiyath_aldin_tughluq_tomb.JPG" alt="http://s3.picofile.com/file/8196300200/06Ghiyath_aldin_tughluq_tomb.JPG" width="441" height="293"><br><br>عکس 7:مسجد وزیر آباد<br><br><img src="http://s6.picofile.com/file/8196300242/07Wazirabad_mosque.jpg" alt="http://s6.picofile.com/file/8196300242/07Wazirabad_mosque.jpg" width="436" height="326"></p><p style="text-align:center">&nbsp;</p><p style="text-align:center">لینک ها:<br>انگلیسی<br><a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Tughlaq_dynasty" target="_blank">http://en.wikipedia.org/wiki/Tughlaq_dynasty</a><br>فارسی<br><a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%BA%D9%84%D9%82%E2%80%8C%D8%B4%D8%A7%D9%87%DB%8C%D8%A7%D9%86%20" target="_blank">http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%BA%D9%84%D9%82%E2%80%8C%D8%B4%D8%A7%D9%87%DB%8C%D8%A7%D9%86&nbsp;</a><br><br></p><p style="text-align:center"><br><strong>Babür İmparatorluğu</strong></p><p style="text-align:center">بابورلار ( گورکان لار)</p><p style="text-align:center">گورکانیان</p><p style="text-align:center"><br>این حکومت را بابور(ریشه ترکی کلمه ببر در فارسی) از نوادگان تیمور بنا نهاد.در این دوران نقاشی، معماری و موسیقی هندوستان تحت تاثیر زیاد از نقاشی، معماری و موسیقی ترکان قرار گرفت.<br><br><br>تصویر 8 : تاج محل ساخته جهانشاه گورکانی</p><p style="text-align:center"><img src="http://s6.picofile.com/file/8196300292/08TajMahalbyAmalMongia.jpg" alt="http://s6.picofile.com/file/8196300292/08TajMahalbyAmalMongia.jpg" width="476" height="475"><br><br>تصویر 9 : مسجد بادشاهی لاهور</p><p style="text-align:center"><img src="http://s6.picofile.com/file/8196300334/09Badshahi_Mosque_July_1_2005_pic26_by_Ali_Imran.jpg" alt="http://s6.picofile.com/file/8196300334/09Badshahi_Mosque_July_1_2005_pic26_by_Ali_Imran.jpg" width="498" height="375"><br><br>تصویر 10: مسجد جامع دهلی بزرگترین مسجد هندوستان</p><p style="text-align:center"><img src="http://s3.picofile.com/file/8196300342/10Jama_Masjid_is_the_largest_mosque_in_India_Delhi_India_2.jpg" alt="http://s3.picofile.com/file/8196300342/10Jama_Masjid_is_the_largest_mosque_in_India_Delhi_India_2.jpg" width="459" height="426"><br><br>تصویر 11: تزئینات مقبره اکبر شاه گورکانی</p><p style="text-align:center"><img src="http://s3.picofile.com/file/8196300350/11Tomb_ceiling_detail_Tomb_of_Akbar_the_Great_Sikandra_Agra.jpg" alt="http://s3.picofile.com/file/8196300350/11Tomb_ceiling_detail_Tomb_of_Akbar_the_Great_Sikandra_Agra.jpg"><br><br>تصویر 12 13 و 14 : قصر قرمز</p><p style="text-align:center"><img src="http://s6.picofile.com/file/8196300368/12Red_Fort_Delhi_by_alexfurr.jpg" alt="http://s6.picofile.com/file/8196300368/12Red_Fort_Delhi_by_alexfurr.jpg" width="474" height="313"></p><p style="text-align:center"><img src="http://s3.picofile.com/file/8196300418/13Red_Fort_65771487_0479aebecc_o.jpg" alt="http://s3.picofile.com/file/8196300418/13Red_Fort_65771487_0479aebecc_o.jpg" width="484" height="362"></p><p style="text-align:center"><img src="http://s6.picofile.com/file/8196300434/14RedFort_DiwanIAm_Inside.JPG" alt="http://s6.picofile.com/file/8196300434/14RedFort_DiwanIAm_Inside.JPG" width="426" height="283"><br><br>تصویر15: مقبره میرزا قیاس بیگ گورکانی</p><p style="text-align:center"><img src="http://s3.picofile.com/file/8196300468/15Agra_Itimad_ud_Daula_1ed.jpg" alt="http://s3.picofile.com/file/8196300468/15Agra_Itimad_ud_Daula_1ed.jpg" width="499" height="332"><br><br>تصویر 16: مقبره همایون</p><p style="text-align:center"><img src="http://s6.picofile.com/file/8196300526/16Humanyu.JPG" alt="http://s6.picofile.com/file/8196300526/16Humanyu.JPG"><br><br>تصویر 17 18 19 و 20:چندی دیگر از عمارات ترکان گورکانی در هندوستان</p><p style="text-align:center"><img src="http://s6.picofile.com/file/8196300550/17AgraFort_retouched.jpg" alt="http://s6.picofile.com/file/8196300550/17AgraFort_retouched.jpg"></p><p style="text-align:center"><img src="http://s6.picofile.com/file/8196300584/18Agra_Fort_Rempart.jpg" alt="http://s6.picofile.com/file/8196300584/18Agra_Fort_Rempart.jpg" width="438" height="328"></p><p style="text-align:center"><img src="http://s3.picofile.com/file/8196300650/19Alamgiri_Gate.jpg" alt="http://s3.picofile.com/file/8196300650/19Alamgiri_Gate.jpg" width="434" height="325"></p><p style="text-align:center"><img src="http://s6.picofile.com/file/8196300684/20Delhi_Gate_1.JPG" alt="http://s6.picofile.com/file/8196300684/20Delhi_Gate_1.JPG" width="450" height="337"></p><p style="text-align:center"><br>تصویر 21 و 22: چند اثر نقاشی ترکی در هندوستان در این زمان</p><p style="text-align:center"><img src="http://s3.picofile.com/file/8196300700/21Weeks_Edwin_Lord_Royal_Elephant.jpg" alt="http://s3.picofile.com/file/8196300700/21Weeks_Edwin_Lord_Royal_Elephant.jpg"></p><p style="text-align:center">&nbsp;</p><p style="text-align:center">لینکها:<br>ترکی<br><a href="http://tr.wikipedia.org/wiki/Bab%C3%BCr_%C4%B0mparatorlu%C4%9Fu" target="_blank">http://tr.wikipedia.org/wiki/Bab%C3%BCr_%C4%B0mparatorlu%C4%9Fu</a><br>آلمانی<br><a href="http://de.wikipedia.org/wiki/Mogulreich" target="_blank">http://de.wikipedia.org/wiki/Mogulreich</a><br>انگلیسی<br><a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Red_Fort" target="_blank">http://en.wikipedia.org/wiki/Red_Fort</a><br><a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Tomb_of_Akbar_the_Great" target="_blank">http://en.wikipedia.org/wiki/Tomb_of_Akbar_the_Great</a><br><br></p><p style="text-align:center"><br><br><strong>Mamluk Dynasty (Delhi)</strong></p><p style="text-align:center">سلطنت مملوک (دهلی)</p><p style="text-align:center"><br>The Mamluk Dynasty&nbsp; was directed into Northern India by Qutb-ud-din Aybak, a Turkic general from Central Asia.<br><br>تصویر 23 24 و 25 : قطب منار(بلندترین بنای آجری جهان) ساخته قطب‌الدین ایبک پادشاه مملوک</p><p style="text-align:center"><img src="http://s3.picofile.com/file/8196300768/23Qminar.jpg" alt="http://s3.picofile.com/file/8196300768/23Qminar.jpg"></p><p style="text-align:center"><img src="http://s3.picofile.com/file/8196300800/24Qutub_minar.JPG" alt="http://s3.picofile.com/file/8196300800/24Qutub_minar.JPG"></p><p style="text-align:center"><img src="http://s6.picofile.com/file/8196300876/25Arabic_words_carved_into_the_Qutb_Minar.jpg" alt="http://s6.picofile.com/file/8196300876/25Arabic_words_carved_into_the_Qutb_Minar.jpg" width="439" height="292"></p><p style="text-align:center">&nbsp;</p><p style="text-align:center"><br>لینکها:<br>انگلیسی<br><a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Mamluk_Dynasty_%28Delhi%29" target="_blank">http://en.wikipedia.org/wiki/Mamluk_Dynasty_%28Delhi%29</a><br>فارسی<br><a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D9%84%D8%B7%D9%86%D8%AA_%D9%85%D9%85%D9%84%D9%88%DA%A9_%28%D8%AF%D9%87%D9%84%DB%8C%29" target="_blank">http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D9%84%D8%B7%D9%86%D8%AA_%D9%85%D9%85%D9%84%D9%88%DA%A9_%28%D8%AF%D9%87%D9%84%DB%8C%29</a><br><br></p><p style="text-align:center">&nbsp;</p><p style="text-align:center"><br><br><strong>Bidar Sultanate</strong></p><p style="text-align:center">سلسله بیدار<br><br><br>تصویر 26 و 27: قصر ترکان بیدار</p><p style="text-align:center"><img src="http://s6.picofile.com/file/8196300884/26Gateway_to_Bidar_fort.jpg" alt="http://s6.picofile.com/file/8196300884/26Gateway_to_Bidar_fort.jpg" width="456" height="304"></p><p style="text-align:center"><img src="http://s6.picofile.com/file/8196300926/27Panaromic_Entrance_View.jpg" alt="http://s6.picofile.com/file/8196300926/27Panaromic_Entrance_View.jpg" width="433" height="288"></p><p style="text-align:center"><br>تصویر 28: مدرسه برید شاه ترک</p><p style="text-align:center"><img src="http://s6.picofile.com/file/8196300950/28Front_view_of_Bidar_Madrasa.jpg" alt="http://s6.picofile.com/file/8196300950/28Front_view_of_Bidar_Madrasa.jpg"></p><p style="text-align:center"><br>تصویر 29 و 30: آثار برید شاه<br><br><img src="http://s6.picofile.com/file/8196300984/29Bareed_Shahi_Tombs_by_KalyanD.JPG" alt="http://s6.picofile.com/file/8196300984/29Bareed_Shahi_Tombs_by_KalyanD.JPG"></p><p style="text-align:center"><img src="http://s6.picofile.com/file/8196301000/30Barid_Shahi_Tombs_Bidar.JPG" alt="http://s6.picofile.com/file/8196301000/30Barid_Shahi_Tombs_Bidar.JPG" width="415" height="276"><br><br></p><p style="text-align:center">لینکها:<br>انگلیسی<br><a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Bidar_Sultanate" target="_blank">http://en.wikipedia.org/wiki/Bidar_Sultanate</a><br>روسی<br><a href="https://ru.wikipedia.org/wiki/%D0%91%D0%B8%D0%B4%D0%B0%D1%80%D1%81%D0%BA%D0%B8%D0%B9_%D1%81%D1%83%D0%BB%D1%82%D0%B0%D0%BD%D0%B0%D1%82" target="_blank">https://ru.wikipedia.org/wiki/%D0%91%D0%B8%D0%B4%D0%B0%D1%80%D1%81%D0%BA%D0%B8%D0%B9_%D1%81%D1%83%D0%BB%D1%82%D0%B0%D0%BD%D0%B0%D1%82</a><br><br></p><p style="text-align:center">&nbsp;</p><p style="text-align:center"><br><strong>Adil Shahi dynasty</strong></p><p style="text-align:center">آدیل شاه لار</p><p style="text-align:center">عادل‌شاهیان<br><br>تصویر 31 و 32: گول گونبذ ( گل گنبذ) از آثار ترکان عادل شاهیان<br><br><img src="http://s6.picofile.com/file/8196301042/31Gol_Gumbaz_Bijapur_Karnataka.jpg" alt="http://s6.picofile.com/file/8196301042/31Gol_Gumbaz_Bijapur_Karnataka.jpg" width="441" height="292"></p><p style="text-align:center"><img src="http://s3.picofile.com/file/8196301076/32GolGumbaz2.jpg" alt="http://s3.picofile.com/file/8196301076/32GolGumbaz2.jpg" width="436" height="326"></p><p style="text-align:center"><br><br>لینک ها:<br>انگلیسی<br><a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Adil_Shahi_dynasty" target="_blank">http://en.wikipedia.org/wiki/Adil_Shahi_dynasty</a><br><br></p><p style="text-align:center"><br><strong>Qutb Shahi dynasty</strong></p><p style="text-align:center">Kutbşahlar</p><p style="text-align:center">سلطنت قطب شاهی<br><br>The Qutb Shahi dynasty&nbsp; was a Shia Muslim Turkoman dynasty, purportedly related to the Kara Koyunlu dynasty of Azerbaijan.<br><br>تصویر 33: مقبره محمد قطب شاه</p><p style="text-align:center"><img src="http://s3.picofile.com/file/8196301092/33Tomb_of_Muhammad_Qutb_Shah_in_Hyderabad_W_IMG_4636.jpg" alt="http://s3.picofile.com/file/8196301092/33Tomb_of_Muhammad_Qutb_Shah_in_Hyderabad_W_IMG_4636.jpg" width="421" height="280"><br><br>تصویر 34 و 35: چار مینار (چهار منار) حیدر آباد</p><p style="text-align:center"><img src="http://s3.picofile.com/file/8196301118/34Charminar_Hyderabad_1.jpg" alt="http://s3.picofile.com/file/8196301118/34Charminar_Hyderabad_1.jpg"></p><p style="text-align:center"><img src="http://s6.picofile.com/file/8196301176/35_Charminarhyd.jpg" alt="http://s6.picofile.com/file/8196301176/35_Charminarhyd.jpg"><br><br></p><p style="text-align:center"><br>لینک ها:<br>انگلیسی<br><a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Qutb_Shahi_dynasty" target="_blank">http://en.wikipedia.org/wiki/Qutb_Shahi_dynasty</a><br><a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Charminar" target="_blank">http://en.wikipedia.org/wiki/Charminar</a><br>ترکی<br><a href="http://tr.wikipedia.org/wiki/Kutb%C5%9Fahlar" target="_blank">http://tr.wikipedia.org/wiki/Kutb%C5%9Fahlar</a></p><p style="text-align:center">&nbsp;</p><p style="text-align:center"><br><strong>Tarkhan Dynasty</strong></p><p style="text-align:center">تارخان لار</p><p style="text-align:center">سلسله ترخان</p><p style="text-align:center"><br>Tarkhan Dynasty or Turkhan&nbsp; was established by Turkic Tarkhan, and they ruled Sindh, Pakistan, from 1554 to 1591 AD.</p><p style="text-align:center"><br>تارخان ( تارکان) از لفظ های باستانی ترکی به معنی پادشاه می باشد که در زمان امپراطوری خزر ها نیز کاربرد فراوان داشته است.<br><br>لینک:<br>انگلیسی<br><a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Tarkhan_Dynasty" target="_blank">http://en.wikipedia.org/wiki/Tarkhan_Dynasty</a><br><br></p><p style="text-align:center"><br><br><strong>Asaf Jahi Dynasty</strong></p><p style="text-align:center">آصف جاه<br><br>تصویر 36: آرم حوکمتی آصف جاه</p><p style="text-align:center"><img src="http://s3.picofile.com/file/8196301234/36Hyderabad_Coat_of_Arms.jpg" alt="http://s3.picofile.com/file/8196301234/36Hyderabad_Coat_of_Arms.jpg"><br><br></p><p style="text-align:center">لینک:<br>انگلیسی<br><a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Asaf_Jahi_Dynasty" target="_blank">http://en.wikipedia.org/wiki/Asaf_Jahi_Dynasty</a><br><br></p><p style="text-align:center"><br><br><strong>Khilji dynasty</strong></p><p style="text-align:center">دودمان خیلجی<br><br>The Khilji dynasty&nbsp; or Khalji was a Muslim dynasty of Turkic origin.<br><br></p><br><div style="text-align:center">لینک ها:<br>انگلیسی<br></div><a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Khilji_dynasty" target="_blank" style="text-align:center">http://en.wikipedia.org/wiki/Khilji_dynasty</a><br><br><p style="text-align:center"><br></p><p style="text-align:center"><br></p><p style="text-align:center"><br></p><p style="text-align:center"><strong>قایناق &gt;&gt;&gt;&gt;&nbsp; <span style="color:#990000">&nbsp;مازقامئت</span></strong></p>]]></content>
</entry>
<entry>
<title>چهارشنبه سوری جشنی آزربایجانی ( سون چرشنبه )</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://agbulud.arzublog.com/post/76835"></link>
<published>2018-03-09</published>
<updated>2018-03-09</updated>
<id>tag:http://agbulud.arzublog.com/post/76835</id>
<author><name> kölgə siz</name></author>
<summary>طبیعتین&lt;br /&gt;   ،حیاتین اویانماسی نووروزدان باشلانار و آزربایجان خالقی بونو چوخ طنطنه&lt;br /&gt;   لی و همیده بیر آی قالمیشدان قید ائتمیه باشلاریر.بئیله کی هر هفته نی  &lt;br /&gt; اوچونجو گونلری بیر عنصرله قید ائدرلر.قدیم خلق اینانجلارینا گوره ،دونیا و&lt;br /&gt;   بوتون موجوداتین یارانیشی بلاواسطه دورد عنصرله سو،اود،هاوا،وتوپراق &lt;br /&gt;ایله   علاقه دارمیش(عناصر اربعه).قیشین سونوندا بوتون جانلی عالمی و &lt;br /&gt;جانسیز  طبیعت  تدریجن قیش یوخوسوندان اویانماقی باشلار.بواویانیشلارا و &lt;br /&gt;دیریلیغ و   دیرچلیش ده بو دورد عنصرون بیر-بیرلریلن قوووشمالاریلان &lt;br /&gt;اورتایا   چیخارمیش.بواینانیشلارا دایاناراق اسکی خالق ایلین سون دورد هفته&lt;br /&gt; سینی هره   سین بیرطبیعت عنصرونه آدلاندیراراق هربیرین چوخلی عنعنه و &lt;br /&gt;طنطنعه لن   عزیزللر.ایلین سون آیی تورک خالقلاری آرسیندا بیرچوخ آدیلان &lt;br /&gt;تانینیر کی   اونلاردان &quot;جمله (cəmlə)بوز چیلله (boz çilləهفته ال دورد) &lt;br /&gt;həftə əl dörd&amp;nbsp;   (بوآدلاردان بیرنئچه سی  ...</summary>
<content type="html" xml:base="http://agbulud.arzublog.com/post/76835"><![CDATA[<img src="http://www.folder98.ir/uploads/d848_fire.jpg"><br><br>دنیای روشنایی ها را به مردم به ارمغان می آورند و مردم نیز  با  
دیدن این وضعیت به جشن و پایکوبی در طبیعت می پردازند. البته امروزه روز   
مردم به سان گذشته تمامی مراسمات مربوط به هر یک از چهارشنبه های مذکور را 
  به جا نمی آورند ولی عموما با اجرای مختلف آنها موجب پایداری آنها می   
شوند.<br><br><strong style="color:#990000">چرشنبه لیک</strong><br><br>در  چهارشنبه آخر سال از طرف خانواده داماد
  به خانه تازه عروس هدایایی با عنوان  “چرشنبه لیک” (هدیه روز چهارشنبه ) 
 فرستاده می شود. در میان این هدایا می  توان سبزه عید، چند شاخه گل سرخ،  
تعدادی ماهی قرمز، آجیل، لباس، چادری و…  مشاهده کرد. همچنین سفره هفت سین،
  آینه، شانه و سرمه نیز همراه آن به خانه  عروس می فرستند.<br><br>“<span style="color:#0000cc">چرشنبه
  بازاری</span>” ( خرید روز  چهارشنبه ) نیز آداب مخصوص به خود را دارد. همه مردم
  به بازار می روند و  “چرشنبه لیک” می خرند. چرشنبه لیک عبارت است از 
آینه،  شانه، جارو، آجیل و…  در این روز برای بچه ها نیز اسباب بازی می 
خرند. در  تبریز وقتی برای بچه ها  اسباب بازی می خرندبه شوخی گفته می شود:
 “چرشنبه  اوشاغی، بئشی بیر شاهی”  (کودک چهارشنبه، پنج تاشون یک عباسی)<br><br>و
 آن  شخصی  که فرزندان زیادی دارد زمانی که برای خرید به بازار می رود، این
 ندا  را  برای وی سر می دهند: “<span style="color:#0000cc">چرشنبه بالالاری</span>” (بچه های چهارشنبه).<br><br>در
   این روز معمولا غذاهایی مانند پلو و کوفته درست می کنند. هنگام درست 
کردن   کوفته، یک کوفته اضافه می پزند و به آن “<span style="color:#0000cc">غئییب پایی</span>” (سهم غایب) می 
گویند   که سهم مهمان ناخوانده می باشد.<br><br>در این روز  همچنین گندم بو
 داده  (<span style="color:#990000">قورقا</span>) درست می کنند و در بعضی از مناطق، ریش سفید  فامیل هنگام 
روشن کردن  آتش در پشت بام، یک خط دایره ای کشیده و قورقا ها را  داخل آن 
پخش می کند و  سپس شروع به دعاهایی از این قبیل می کند: بسم الله  الرحمن 
الرحیم، الهم  صلی علی محمد و آل محمد، ای خدا، انشاالله که نوروز  محمد، 
ثروت و دولت  ابراهیم، عمر نوح، سلامتی و ارزانی نعمت برای ما و  
همسایگانمان عنایت  فرما، برای اشخاص بدون اولاد، اولاد، برای جوانها  
سلامتی، برای پیران طول  عمر، برای بیماران شفا، برای فقرا مال و ثروت، 
برای  ثروتمندان کرامت عنایت  فرما. مردم را نسبت به یکدیگر مهربان کن، 
آمین یا  رب العالمین” بعد از  دعا، مشتی از قورقاها و نخود و عدس برداشته و
 بعد از  نیت و درخواست روزهای  خوش برای همه از خدا، آنها را به سوی آسمان
 پرت می  کند و می گوید: “<span style="color:#0000cc">بودا  قوشلارین پایی</span>” (این هم سهم پرندگان).<br><br><br><img src="http://www.folder98.ir/uploads/n74608_odlar_yurdu.jpg" width="473" height="318"><br><br><br><strong><span style="color:#990000">وسایل شادی</span></strong><br><br>وسایل
   شادی زیادی برای شادی و جشن این روز وجود دارد. از میان آنها می توان به
   “ترقه، یئتددی تاراقا، تومانا گیره ن، ال بمبی و…” اشاره کرد. که از طرف
   جوانها پرتاب شده و منفجر می شوند. در بعضی از مناطق از “<span style="color:#0000cc">توپ اودی</span>” (توپ
   آتشین) نیز استفاده می کنند. این توپ از پارچه هایی که به همدیگر تنیده 
شده   اند در چهارشنبه آخر سال آتش زده می شود و جوانها در محلها آن را به 
سوی   همدیگر پرتاب می کنند.<br><br>“<span style="color:#0000cc">توولاما</span>” از دیگروسایل  شادی است. در 
درون  این توولاما ها (گردونه های آتش) خرده های آلومینیوم و  آتش ریخته و 
آنها  را می چرخانند و هنگام چرخش، گلوله های سفید آتش همه جا  پخش می شود.<br><br>از
  تفریحات دیگر این موقع “<span style="color:#0000cc">یومورتا  چاقیشدیرماق</span>” (بازی تخم مرغ ) می باشد. 
 نحوه بازی بدین شکل است که جوانان  در میدانگاهها جمع می شوند و تخم  
مرغهایی که آب پز شده اند را به یکدیگر می  زنند تا ببینند کدامیک زودتر می
  شکند. کسی که تخم مرغش می شکند بازنده است  و باید آن را به فرد برنده  
بدهد.<br><br><strong style="color:#cc0000">فال گوش وایستادن:</strong><br><br>فال  گوش وایستادن را نیز می توان  
از رسومات مربوط به این روز به حساب آورد. در  روستاها از منافذ پشت بامها و
  دیوارها و در شهرها از پشت درها، اشخاصی که  می خواهند به این طریق برای 
 خود “فال گوش” بگبرند با گوش خواباندن، سعی می  کنند سخنان افراد داخل 
خانه  ها را بشنوند و بعد از آن، نیتها و خواسته هایی  که درذهن و دل خود 
گرفته  اند را به وسیله این حرفها تعبیر می کنند. به  همین خاطر در این روز
 در  خانه ها حرفهایی که رد و بدل می شود حرفهایی  دلنشین و زیبا می باشد.<br><br><strong style="color:#cc0000">فال آب:</strong><br><br>از
   دیگر فالهای این روز “<span style="color:#0000cc">سو فالی</span>” (فال آب) می باشد. دخترها، عروس خانم ها و
   زنها، هر کدام وسایلی مانند سنجاق، دکمه، منجق و… را در داخل ظرفی که  
داخل  آن آب است می اندازند سپس یک نفر بایاتی (دوبیتی تورکی) می خواند و  
یک کودک  کم سن و سال یک به یک وسایل را از داخل ظرف بیرون می آورد. برای  
وسایل هر  کس، از بایاتی هایی که خوانده شده تعابیری وجود دارد. خوانندگان 
 بایاتی ها  سعی می کنند حرفهای زیبا و دلنشین را بر زبان جاری سازند.<br><br><br><img src="http://www.folder98.ir/uploads/z16105_od_ustunde_oyun.jpg"><br><br><strong style="color:#990000">چهارشنبه سوری و روشن کردن آتش:</strong><br><br>یکی
   از مراسمات مهم این روز، روشن کردن آتش و پریدن از روی آن می باشد. 
روایت   های زیادی در مورد این مراسم وجود دارد. بعضی، به وجود آمدن این 
رسم را  به  زمان زرتشت پیامبر نسبت می دهند و بعضی آن را رسمی می دانند که
 از زمان   مختار ثقفی (انتقام گیرنده خون امام حسین (ع) ) باقی مانده است.
 چرا که   اینها معتقدند مختار با طرفدران خود قراری می گذارد مبنی بر 
اینکه در شب   چهارشنبه در پشت بامها آتش روشن کنند، تا بدینوسیله دست به 
قیام بزنند و   همه را آگاه سازند. و بدین طریق گرفتن انتقام خون امام حسین
 از دشمانش شروع   می شود. و از آن روز به بعد، مردم، چنین روزی را روز 
شادی خود انتخاب می   کنند.<br><br>عده ای بر این باورند که “سوری” واژه ای
  کردی و به معنای  قرمزی و سرخی می باشد. ولی با نگاهی به تاریخ باشکوه 
تورک  خلاف این موضوع  برای ما ثابت می شود و ریشه این کلمه و همچنین ریشه 
مراسمات  مختلف این روز  را در این تاریخ مشاهده می کنیم. و حتی شاید بتوان
 گفت که  سومرها (قبائیل  تورک ) اولین مردمانی بوده اند که مراسمات مربوط 
به چهرشنبه  های آخر سال و  نوروز را جشن می گرفتند. چنانچه آقای دکتر 
مهرداد بهار نیز  در مدخل کتاب  “تخت جمشید” خود و هم در مصاحبه خود با 
مجله آدینه (شماره  بهار 1372) چنین  تصریح می کند: “…جشن نوروز در اصل یک 
جشن آریایی نبوده  بلکه نخست در بین  سومریان مرسوم بوده است… این آیین از 
بین النهرین به دیگر  مناطق جهان و از  جمله ایران رفته است…”.. البته خود 
کلمه “<span style="color:#ff0000">سور</span>” (sur) در  زبان تورکی به  معنای سرور و شادمانی می باشد. در 
آداب و سنن قدیمی ما  تورکها 4 چهارشنبه  ماقبل نوروز جشن گرفته می شد و در
 چهارشنبه آخرین بر  فراز تپه بلندی آتش  افروخته تا قبل از طلوع آفتاب از 
روی آن می پریدند. رسم  برافروختن آتش  اشاره به یک حادثه تاریخی نیز می 
کند و آن اینکه تورکانی که  در “<span style="color:#cc0000">ارگنه  گون</span>” ( نام مکانی ) در محاصره بودند 
بکمک افروختن آتش توانستند  محاصره را  شکسته، راه سرزمین پدریشان را 
بیابند.<br><br>این  روز رستاخیز یعنی بازگشت  به سرزمین مصادف بود با شروع
 فصل بهار، بهمین  خاطر خان تورکان هر ساله  بیاد بود آن روز آتش بزرگی 
افروخته و با کوبیدن  پتک بر روی آهنی که در آتش  بزرگ قرار داده شده آغاز 
سال و جشن را اعلام می  کند.<br><br>آتشکده های  به جا مانده از گذشته ها 
نیز  نشان می دهد که این عنصر طبیعی در میان ملت  تورک برای خود اهمیت خاصی
 داشته  لذا مراسمات فعلی زنجیره خود را از گذشته  حفظ کرده و اگر قالب ها 
نیز عوض  شده باشند ولی مفهوم ذاتی خود را از دست  نداده اند. پس نمی توان 
به همین  راحتی صحبت از کردی یا عربی یا … بودن  کلماتی مانند سوری کرد. 
شاید در میان  قوم کرد این واژه به معنای قرمزی  باشد، ولی آن نمی تواند 
دلیلی بر تسری آن  بر واژه های مشابه آن در فرهنگ  ملتهای دیگر به همان 
معنا باشد.<br><br>بعد  از غروب آفتاب، آتشها روشن می  شوند و همه سعی می 
کنند از روی ان بپرند.  زمان روشن کردن آتش از” <span style="color:#0000cc">اوزه  رلیک</span>” ( اسپند) که از
 بازار خریده شده می  سوزانند و اعتقادی وجود دارد که  پریدن از روی آتش 
موجب خوشبختی و گشایش بخت  می شود.<br><br><br><img src="http://www.folder98.ir/uploads/y79345_oglan_atil.jpg"><br><br><br><span style="color:#cc0000"><strong>موقع پریدن از روی آتش چنین نغمه هایی خوانده می شود:</strong><br><br></span><br>آتیل&nbsp; باتیل چرشنبه<br><br>بختیم آچیل چرشنبه<br><br><br>آغیرلیغیم&nbsp; اوغورلوغوم اودلارا<br><br>منیم له هوپولمایان یادلارا<br><br><br>آغیریلیغیم اود اولسون<br><br>اوددا یانان یاد اولسون<br><br><br>اود اوستن آتداناق<br><br>هر جفایا قاتداناق<br><br><br>آغیرلیغیم&nbsp; اوغورلوغوم اودلارا<br><br>منیم له هوپولمایان یادللارا<br><br><br>آتیل&nbsp; توتول چرشنبه<br><br>چیللم توکول چرشنبه<br><br>بختیم آچیل چرشنبه<br><br><br>عالم
   گرانقدر مرحوم پ<span style="color:#0000cc">روفسور محمد تقی ***یشچی (ذهتابی) </span>در کتاب تاریخ دیرین  
 ترکهای ایران (ایران تورکلرینین اسکی تاریخی) با اشاره به این رسم چنین   
بیان می کند: “اهل منزل و حتی پیرمردهای 90 ساله به پشت بام می روند و در  
 حالی که مقابل آتش می ایستند و دستهایشان را رو به آسمان گرفته اند می   
گویند: خدایا تو را هزاران بار شکر، پارسال ده تومان سرمایه داشتیم، سراسر 
  سال را کار کردیم، منفعت کردیم و زندگیمان را به خوبی گذراندیم و همان ده
   تومان باز هم باقی است. و سپس به بچه ها اشاره می کند که مراسم را شروع 
  کنند و بچه ها نغمهای مربوط به این مراسم را سر می دهد و مشغول شادمانی و
   پریدن از روی آتش می شوند. به مراسمات مربوط به آتش کردن روشن نادارا می
   گویند.<br><br>در بعضی از مناطق بعد از پردن از روی آتش،  باز هم با 
باورها  و رسوم مختلفی رودر رو می شویم. برای مثال دخترها بعد از  پریدن از
 روی  آتش موقعی که به خانه برمی گردند کفشهایشان را درمی آورند و  به طرف 
آستانه  در خانه پرت می کنند. اعتقاد و باور بر این است که اگر پاشنه  کفش 
ها به  طرف منزل باشد آن سال به خانه بخت خواهند رفت.<br><br>و  در بعضی 
مناطق بعد  از پریدن از روی آتش بر روی یک بیل یا یک پارو سوار می  شوند و 
مثل اسب به  سواری کردن با آن می پردازند. از کسی که بر روی پارو  سوار شده
 می پرسند  “کجا می روی” و او هم نام جایی که آرزو دارد در سال جدید  برود،
 بر زبان  جاری می سازد. همچنین مردم از خاکسترهای آتش برمی دارند و  موقع 
صبح، کنار  آب رفته و خاکسترها را بر روی آب می ریزند. و با گرفتن  ناخنهای
 خود می  گویند:<br><br><span style="color:#0000ff">آغیرلیغیم&nbsp; اوغورلوغوم گئت<br><br>قادا&nbsp; بلا بیزی ترک ائت</span><br><br><br><strong><span style="color:#cc0000">پختن سمنو<br><br></span></strong><br>سمنو جزء غذاهایی است که در آخر سال خانم ها با همکاری یکدیگر به پخت آن مشغول می شوند.<br><br>یکی از سمبلها و نشانه های بارز باستانی ترین عید تورکها (نو +روز) پختن سمنو می باشد. که جزء رسوم زیبای آزربایجان می باشد.<br><br>خانم
   ها، در ظرفها و سینی هایی گندم ها را ریخته و پس از آبیاری آنها یک 
پارچه   نازک بر روی آنها می کشند. بعد از چند روز گندمها شروع به جوانه 
زدن می   کنند در این موقع پارچه نازک را از روی گندمهای جوانه زده بر می 
دارند و   یکی دو روز هم به آن حالت نگه می دارند. بعد از این موقع، گندمها
 را   برداشته و بعد از له کردن آنها در یک توبره ریخته و آب آنها را می 
گیرند   سپس این آب را در درون دیگ ریخته و می گذارند روی اجاق کم شعله. 
هنگامی که   سمنو شروع به جوشیدن می کند در دیگ را می گذارند و یک جانماز، 
تسبیح، آینه  و  سفره قرآن باز کرده و دیگ را به حال خود گذاشته و اطراف 
دیگ را خلوت می   کنند.<br><br>چنین اعتقادی وجود دارد که هنگام جوشیدن  
سمنو حضرت فاطمه  (س) می آید و مزه و شیرینی به آن می دهد. بعد از پخته شدن
  سمنو، شروع به  پخش سمنو می کنند. در دیگ سمنو “بادام پوسته دار” نیز می 
 ریزند، چرا که  باور بر این است که هر کس این بادامها را در کیسه پولش  
بگذارد پولش برکت  پیدا کرده و زیاد می شود.<br><br>“ترانه  سمنو” یکی از 
ترانه های آشنا برای  آزربایجانیها می باشد که همراه با  احساسات زیبا، 
اهمیت سمنو را در میان  آذربایجانیها نشان می دهد...<br><br><br>سمنی آی سمنی<br><br>هر یازدا سن یادا سال منی<br><br><br>سمنی ساخلا منی<br><br>ایل ده گؤیردیم سنی<br><br><br>گولوش دوغار دوداغلاردا سمنی<br><br>بیزیم ائللر اوخور بو نغمه نی<br><br><br>سمنی آی سمنی ساخلا منی<br><br>دوزوم دؤرد یانینا نرگس، یا سمنی<br><br><br>بو بایرامدا هر ایل بایرام دوزه لدن<br><br>من ال چکمم سندن کیمی گوزه لدن<br><br><br>سفره لر بزه ییرسن ازلدن<br><br>یاراشیرسان اوتاقلارا سمنی<br><br><br><br>سمنو آی سمنو ( <span style="color:#cc0000">ترجمه فارسی </span>)<br><br>در هر بهار مرا به یاد بیار، سمنو<br><br>سمنو! از من محافظت کن<br><br>تا هر سال تو را سبز کرده و بپزم<br><br>سمنو! تبسم بر لبها می نشیند<br><br>ملت ما این ترانه را می خوانند<br><br>سمنو آی سمنو مرا حفظ کن<br><br>تا در چهار گوشه ات گل نرگس بچینم<br><br>این عید نیز مثل عیدهای گذشته که تو را می پختم<br><br>من از مه رویی مثل تو دست نخواهم کشید<br><br>از ازل تا حالا سفره ها را رنگین می کنی<br><br>زینت بخش منازل هستی<br><br>
<br><br>
<div id="152062297221752"></div>  <br><br><strong><span style="color:#990000">“شال سالاماق” (رسم شال اندازی) + <a href="https://www.aparat.com/v/wQ2Xt">ویدئو</a></span></strong><a href="https://www.aparat.com/v/wQ2Xt"><br></a><br>یکی
   از رسومات جالب توجه در چهارشنبه آخر سال انداختن شال از سوراخهای پشت  
بام  خانه ها می باشد. معمولا در این شب جوانان و بخصوص تازه دامادها  
شالهایی  به رنگ قرمز را از سوراخهای پشت بامها ( که برای تهویه درست شده  
اند ) به  داخل خانه ها می اندازند و صاحب خانه نیز جورابی، پیراهنی و … به
  آن می  بندد. تازه دامادها نیز می گویند که نامزدم را به شال ببندید،  
اطرافیان  عروس نیز می گویند که نمی شود و در عوض جوراب، آجیل و… به شال می
  بندند.<br><br>استاد شیرین سخن، <span style="color:#cc0000">شهریار</span> در منظومه حیدربابا این رسم را به صورت منظوم چنین توصیف می کند:<br><br>بایرامیدى ، گئجه قوشى اوخوردى<br>آداخلى قیز ، بیگ جوْرابى توْخوردى<br>هرکس شالین بیر باجادان سوْخوردى<br>آى نه گؤزل قایدادى شال ساللاماق !<br>بیگ شالینا بایراملیغین باغلاماق !<br><br><br>شال ایسته دیم منده ائوده آغلادیم<br>بیر شال آلیب ، تئز بئلیمه باغلادیم<br>غلام گیله قاشدیم ، شالى ساللادیم<br>فاطمه خالا منه جوراب باغلادى<br>خان ننه مى یادا سالیب ، آغلادى حیدربابا ، میرزَممدین باخچاسى<br>باخچالارین تورشا-شیرین آلچاسى<br>گلینلرین دوْزمه لرى ، طاخچاسى<br>هى دوْزوْلر گؤزلریمین رفینده<br>خیمه وورار خاطره لر صفینده<br>بایرام اوْلوب ، قیزیل پالچیق اَزَللر<br>ناققیش ووروب ، اوتاقلارى بَزَللر<br>طاخچالارا دوْزمه لرى دوْزللر<br>قیز-گلینین فندقچاسى ، حناسى<br>هَوَسله نر آناسى ، قایناناسى<br><br><br><br>باکى چى نین سؤزى ، سوْوى ، کاغیذى<br>اینکلرین بولاماسى ، آغوزى<br>چرشنبه نین گیردکانى ، مویزى<br>قیزلار دییه ر : ” آتیل ماتیل چرشنبه<br>آینا تکین بختیم آچیل چرشنبه “<br>یومورتانى گؤیچک ، گوللى بوْیاردیق<br>چاققیشدیریب ، سینانلارین سوْیاردیق<br>اوْیناماقدان بیرجه مگر دوْیاردیق ؟<br>على منه یاشیل آشیق وئرردى<br>ارضا منه نوروزگوْلى درردى<br><br><br>( <span style="color:#cc0000">ترجمه فارسی</span> )<br><br>نوروز بود و مُرغ شباویز در سُرود<br>جورابِ یار بافته در دستِ یار بود<br>آویخته ز روزنه ها شالها فرود<br>این رسم شال و روزنه خود رسم محشرى است !<br>عیدى به شالِ نامزدان چیز دیگرى است ! با گریه خواستم که همان شب روم به بام<br>شالى گرفته بستم و رفتم به وقتِ شام<br>آویخته ز روزنة خانة غُلام<br>جوراب بست و دیدمش آن شب ز روزنه<br>بگریست خاله فاطمه با یاد خانْ ننه<br>در باغهاى میرزامحمد ز شاخسار<br>آلوچه هاى سبز وتُرش ، همچو گوشوار<br>وان چیدنى به تاقچه ها اندر آن دیار<br>صف بسته اند و بر رفِ چشمم نشسته اند<br>صفها به خط خاطره ام خیمه بسته اند<br>نوروز را سرشتنِ گِلهایِ چون طلا<br>با نقش آن طلا در و دیوار در جلا<br>هر چیدنى به تاقچه ها دور از او بلا<br>رنگ حنا و فَنْدُقة دست دختران<br>دلها ربوده از همه کس ، خاصّه مادران<br><br><br><br>با پیک بادکوبه رسد نامه و خبر<br>زایند گاوها و پر از شیر ، بام و در<br>آجیلِ چارشنبه ز هر گونه خشک و تر<br>دخترها می گویند :‌ ” آتیل ماتیل چرشنبه<br>آینا تکین بختیم آچیل چرشنبه “<br>با تخم مرغ هاى گُلى رنگِ پُرنگار<br>با کودکان دهکده مى باختم قِمار<br>ما در قِمار و مادرِ ما هم در انتظار<br>من داشتم بسى گل وقاپِ قمارها<br>از دوستان على و رضا یادگارها<br><br><br><br>رسومات
   زیادی برای چهارشنبه های آخر سال وجود دارد که سعی خواهد شد در مجالی  
دیگر  بصورت بسیط مورد بررسی قرار گیرد. ولی برای حسن ختام، چند رسم دیگر  
از  مراسمات و رسوم چهارشنبه آخر سال را برایتان ذکر می کنم:<br><br>در چهارشنبه آخر سال شروع به بیطار کردن حیوانات و زدن پشم آنها می کنند.<br><br>قنداق بچه درست می کنند.<br><br>به حمام رفته و مشغول آبتنی می شوند.<br><br>شاخهای قوچها را با پارچه های قرمز رنگ می ندند.<br><br>پول، الک، نمک، آرد، روییندنی، آتش، هیزم به کسی نمی دهند.<br><br>قبل از طلوع آفتاب از روی آب می پرند.<br><br>شمعی که کاملا نسوخته را خاموش نمی کنند.<br><br>قبل از غروب آفتاب چراغها را روشن می کنند.<br><br>کنار زنی که وضع حمل کرده نمی روند.<br><br>شب زود نمی خوابند.<br><br>از دیوار خانه دیگ می آوزند.<br><br>تازه گذشتگان را به یاد می آورند و با دعاهای خود آنها را یاد می کنند.<br><br>و…<br><br><br><br><br><br><br><span style="font-family:verdana, geneva, sans-serif;font-size:large;color:#009933"><strong style="color:#990000">تورکجه یازی :</strong></span><br><br><br>طبیعتین
   ،حیاتین اویانماسی نووروزدان باشلانار و آزربایجان خالقی بونو چوخ طنطنه
   لی و همیده بیر آی قالمیشدان قید ائتمیه باشلاریر.بئیله کی هر هفته نی  
 اوچونجو گونلری بیر عنصرله قید ائدرلر.قدیم خلق اینانجلارینا گوره ،دونیا و
   بوتون موجوداتین یارانیشی بلاواسطه دورد عنصرله سو،اود،هاوا،وتوپراق 
ایله   علاقه دارمیش(عناصر اربعه).قیشین سونوندا بوتون جانلی عالمی و 
جانسیز  طبیعت  تدریجن قیش یوخوسوندان اویانماقی باشلار.بواویانیشلارا و 
دیریلیغ و   دیرچلیش ده بو دورد عنصرون بیر-بیرلریلن قوووشمالاریلان 
اورتایا   چیخارمیش.بواینانیشلارا دایاناراق اسکی خالق ایلین سون دورد هفته
 سینی هره   سین بیرطبیعت عنصرونه آدلاندیراراق هربیرین چوخلی عنعنه و 
طنطنعه لن   عزیزللر.ایلین سون آیی تورک خالقلاری آرسیندا بیرچوخ آدیلان 
تانینیر کی   اونلاردان "جمله (cəmlə)بوز چیلله (boz çilləهفته ال دورد) 
həftə əl dörd&nbsp;   (بوآدلاردان بیرنئچه سی دیر.بودورد هفته لربئله 
سیرالانماقدادیر :<br><br>&nbsp;<br><br><span style="color:#0000cc">1</span>)توپراق چرشنبه سی<br><br><span style="color:#0000cc">2</span>)یئل چرشنبه سی<br><br><span style="color:#0000cc">3</span>)سوچرشنبه سی<br><br><span style="color:#0000cc">4</span>)اود چرشنبه سی<br><br>&nbsp;<br><br>ایلین
   سون آینین ان اونملی اولان چرشنبه سی "توپراق چرشنبه" سی دیر."<span style="color:#0000cc">توپراق   
چرشنبه</span>" "<span style="color:#cc0000">آخیر چرشنبه</span>" "<span style="color:#0000cc">یئر چرشنبه</span>" " <span style="color:#cc0000">چرشنبه سوری</span>" "<span style="color:#0000cc">آخیر تک</span>" "<span style="color:#cc0000">کوله   
چرشنبه</span>" "<span style="color:#0000cc">لوطی چرشنبه</span>" آدلاری ایله ده بیلنیر.<br><br>&nbsp;<br><br>اینانجلارا   
گوره دورد عنصربوهفته ده گوجلنیب بیرآرایا گلدیکلری اوچون بو چرشنبه اوچ   
چرشنبه دن چوخ طنطنلی و شادلیقلارلا دولی گئچر،بیتمکده اولان ایلی شادلیق و
   شنلیکلرله یولاسالماق و تازا ایلی قارشیلاماق اوچون بو چرشنبه نین عنعنه
   لرین خالق آراسیندا چوخدور.بوگونون مراسیملری چرشنبه آخشامی گونونون   
اوولیندن تا گئجه نین سون ساعتلرینه قدر سوره ر.<br><br>&nbsp;<br><br>آخیر   
چرشنبه تازا گلین ائوینه اوغلان طرفیندن خونچا گوندریلرکی بونادا " <span style="color:#cc0000">چرشنبه 
  لیک</span>"دئیلیر.بوخونچادا ،بئجردیلمیش بایرام گویو؛بیر نئچه قیرمیزی بایرام  
 بالیقی؛ چرشنبه یئمیشی؛گلین قیزا قیزیل با قوموش و پالتار؛چادیرالیک؛و   
ائوین سایر آداملارینا اللریندن گلدیگی قدر پای یولانیر.بوخونچانین اوزی   
چرشنبه گونو اوغلان طرفی،قیز ائوینه گوندرلر.اوغلان ائوی بوخونچایا "<span style="color:#0000ff">هفت   
سین</span>" ده آرتیرالار.بوخونچالارا آینا،داراق،اوزرلیک،سورمه ده قویولار.<br><br>&nbsp;<br><br>"<span style="color:#cc0000">چرشنبه
   بازاری</span>"دا بوگونون ان اونملی ایشلریندن بیری سایلیر.بوتون خالق بازاراد 
  گئدییب چرشنبه لیک آلارلار.چرشنبه لیک عبلرت   
اولار:آینا-داراق؛سوپورگه،اوزرلیک،اییده،چرشنبه یئمیشی،وقدیم زمانلار کوزه 
  ده آلینانلار ایچرسینده اولاردی.کیچیک ساخسیدن کوزه لرکی اونلارا "<span style="color:#0000ff">جین  
کوزه  سی</span>"ده دئیلریا بالاجا سهنگلر؛بالا تاس و گوودوشلاردا  
آلینارمیش.چرشنبه  بازارلاری قدیم زمانلاردا و ایندیلیکده بئله اینانیلماز 
 شولوغ اولاربئلله  کی "ایینه سالسان یئره دوشمز"بیرچوخ یئرده "لوطی چرشنبه
  "و  بازارگئدنلره"<span style="color:#0066ff">لوطی</span>"و "بازارلیقا دا "<span style="color:#cc0000">لوطی بازاری</span>"دئیلر.بوگون گرکیر 
کی   اوشاقلاری حتماً بیر اویناتمالی آلنسین.تبریزده اوشاقلارا اویناتمالی 
  آلاندا ظرافتلن دئیلیر" <span style="color:#0000ff">چرشنبه اوشاغی؛بئشی بیر شاهی</span>".بیرآدام کی اوشاقی 
  چوخ اولارو بوتون اوشاقلارینان بازارلیقا گئده اونادا دئیلر" <span style="color:#cc0000">چرشنبه   
بالالاری</span>".<br><br>&nbsp;<br><br>آخیر  چرشنبه نین ان اونملی اولان یئمگی "  
<span style="color:#cc0000">چرشنبه یئمیشی</span>"با "<span style="color:#0066ff">یئددی لوین</span>" دیر.  چرشنبه یئمیشی قورو یئمیشلردن  
بادام،کیشمیش،گیردکان،باسلیق،سوجوق،باشقا شب  چره لردن عبارت اولار.  
آخیرچرشنبه&nbsp; یئمگی ده بوتون ائولرده بوگونکی کیمی  دویونون بول آلمادقیندان
  پیلو اولاردی کی اونو پیشیرن آروادلار گرکیردی کی  بزکلی –دوزکلی  
اولدوقدان سونرا پیشیریب دوشورسونلر.بعضی یئرلرده آخیرچرشنبه  گونون یئمگی 
 کوفته اولار،کوفته سایسی ائو آداملارنی سایسی جان اولدوقی  حالده 
بیردانادا  آرتیق پیشیریلر کی اونادا "<span style="color:#0000ff">قئییب پایی</span>"دئیلیر،بونون  خبرسیزگلن 
قوناق  اوچون پیشیرللر. چرشنبه گونوبیرچوخ یئرده قووورقا دا  قوورولار،بو 
قووورقا  ائوین آغ ساققالی طرفیندن ائوآداملارنین آراسیندا  پایلانار.بعضی 
کندلرده  بوایش داملاردا و اود تونقالارنین باشیندا گورولرو  آغ ساققال 
کیشی بیر شیش  ایله دامین دورد طرفینه بیر جیزیخ چکیب قاوورقادان  دایره 
ایچرسینه  سپپرسونرا خیر دوعاسی وئرر:«بسم آلله الرحمن الرحیم،الهم  صلی 
علی محمد وآل  محمد،ائی آللاه انشااللاه،کی محمدین نوروزو،ابراهمین  
دوولتی،نوحون  عومرونو،ساغلیق و بوللوقلا بیزلره و قونشولارمیزا اکرام ایله
  ،سونسوزلارا  اوولاد،جوانلارا ساغلیق،قوجالارا اوزون عومور،ناخوشلار  
شفا،فاقیرلارا  دوولت،پوللولارا کرامت عطا بویور،هامینی بیر -بیرینه&nbsp; 
مهربان  ائله،آمین  یارب العالمین» دوعادان سونرا بیر اووج قاوورقا و نوخود
 و مرجی  گوتوروب  اوزو قیبله یه ساری دوروب نییت ائلیر،تانری هامیا 
شنلیک،بول روزی  قیسمت  ائله سین،آخیرده بیر اووج قوورقادان دا گویه سپللر و
 دئیر کی«<span style="color:#0000ff">بودا   قوشلارین پایی</span>»<br><br>&nbsp;<br><br>آخیر  چرشنبه گونونون 
شادلیق وسایلیندن  بیریده تاراقا، تومانا گیرن،یئددی  تاراقا،ال بومبالاری 
پاتلاتماق دیر کی  جوانلار طرفیندن آتیلیب و  پاتلادیلار.قدیم بعضی یئرلرده
 و کندلرده "<span style="color:#0000cc">توپ  اودی</span>"آدی اولان پارچادان  دوزلتیلمیش توپ کیمی ایپ وساپ 
دولاییب آخیر  چرشنبه گئجه سی اود ووروب  باییرلاردا بیر نئچه محله 
جوانلاری قارشلیقلی  اولاراق بیر –بیرلرنه  آتارمیشلار."<span style="color:#0000ff">توولاما</span>"تولاماق دا
 جوانلارین بیر آیری  ایونلاریندان سایلیر کی  تولامالارین ایجینه آلومنیم 
خیردالاری قویوب  توولایان زمان آغ اود  پارچالاری هربیریئره سپیلر.<br><br>&nbsp;<br><br>چرشنبه
   گونون بیر دبی ده فال و قولاق فالی دورماق رسمی دیر کی کندلرده دام   
باجالاریندان و ائولرین دلیک- دیشیکلریندن دانیشیلان سوزلردن فال   
توتولار.شهرلرده ده قاپی دالدالاریندان ،دورد یول آیرمیندا،بونون کیمی   
یئرلرده دانیشلیدقی سوزلره قولاق آسیب اورکلرینده اولان نیتلرینی تعبیر   
ائللر.بوناگوره چرشنبه گونو بوتون ائولرده دانیشیماقلار یاخشی و گوزل   
دانیشیقلار اولار.باشقا فاللاردا ائولرده بوگون توتولار ؛سو فالی   
بوفاللاردان بیریسیدیر .قیز و گلین لر؛ آروادلار هربیری بیر شئیی اورنک   
سنجاق،مینجیق،دوگمه ،وسایر وسایللریندن بیرسوقابی ایچینه آتلارسونرا بیرنفر
   بایاتی اوخویوب بیربالاجا اوشاق سودان بیر-بیر وسایللری چیخاردار.هرکسین
   اوزنون وسیله سینه گوره اوخونان بایاتیدان بیر یوروم یورار،بایاتی   
اوخویانلار چالیشالار کی گوزل و خوش سوزلر داشیان سوزلر دئیسینلر. <br><br>&nbsp;<br><br>سون
   چرشنبه نین ان اونملی دبلریندن بیرده اود یاندیرماق و اود اوسوتندن   
آتیلماق دیر.بودببین کوک و ندنینه باغلی بیرنئچه روایت واردیر ،بیرچوخ کیشی
   بودببی زردوشت زمانیندان قالان بیر رسم بیلیلر.بیر آیری گوروشده کی بو  
 دببی اسلامی بیر بیچیم وئرمکده بئله دیر کی "مختارسقفی"امام حسینین   
انتقامچی سی اولان قیامنین اوز طرفدارلارینا خبر وئرمک اوچون بئله قرار   
آلیرلار کی چرشنبه گنجه سی داملاردا اود یاندیرسینلار،تا بئله لیکله قیاما 
  باشلادیلسین وهامی نین خبری اولسون.اما حکومت آداملار بوایشدن خبرلری  
اولور  و چرشنبه گونونه حاظیرلیق آپاریلار.مختار حکومت آداملارنی  
قاباقلاییب  چرشنبه آخشامی گئجه سی&nbsp; داملاردا اود یاندیریر ومختارین  
آداملاری حرکته  باشلیرلار،بئله لیکله امام حسینین قانینین انتقامین آلماق 
 قیامی  باشلیر.اوگوندن بویانا خالق امام حسینین قانی آلماق قیامنین  
باشلانقیجی  اولان گونو شادلیق گونو سئچمیشلر."سوری"کردجه دیلینده قیرمیزی 
 آنلامی&nbsp;&nbsp;  واردیر کی گئنه بیرچوخ آدام بوگونون باغلی اولدوقونو  
اینانیرلار.اما تاریخ  ایچرسینه باخیلدیقی زمان بودببین چوخ اسکی و  
میفولوژیک چاغلارا دایانان  زمانلاردان قالمیش بیر رسم اولدوقونو دوشونمک  
اولار.بئلله کی بو تورنه و  دببلره بنزری سومئر قوملارنین دورانلارین  
یادداشتلاریندا گورونور.  آخیرچرشنبه قاش قارالان زمان هریئرده اودون و  
چیرپی و تیکان&nbsp; تونقالاری  قالاییب اود یاندیرلیر.قدیم زمانلار کندلرده  
داملاردا تونقال قالانیب و اود  یاندیرلارمیش و شهرلرده و کندین  
میدانلاریندا تونقال قالانار.بیر چوخ  عایله ده ائوین بویوگونون ائولرینده 
 توپلانییب اود یاندیرالار.بوتونقالارین  اوزلرینه گوره بیر چوخ اوزلیگی  
واردیر اورنک اولاراق تونقال سایسی  "تک"اولماسی دیر،تونقالین "جوت"سایدا  
اولماسی اوغورسوز اولار.ائولرده  تونقالی یاندیرماق دا ائوین لاپ کیچیک  
اوشاقی طرفیندن اولمالی دیر.اود  یاندیرلان زمان چرشنبه بازاریندان آلنمیش 
 اوزرلیک ده بواوددا  یاندیرلار.اودون اوستوندن بوتون آداملار آتیلارلارکی 
 بوایشده "آتیل –باتیل  "دئیلیر.بئله اینانج واردیر کی اودون اوستوندن  
آتیلماق خوشبختلیق و بخت  آچیقلیقی گتیره ر.اود اوستوندن آتیلان زمان  
بوسوزلری دئیلیر:<br><br>&nbsp;<br><br>آتیل –باتیل چرشنبه<br><br>بختیم آچیل چرشنبه<br><br>&nbsp;<br><br>***<br><br>&nbsp;<br><br>آغیرلیغیم-اوغورلوغوم اودلارا<br><br>منیم له هوپولمایان یادلارا<br><br>آغیرلیغیم اود اولسون<br><br>اوددا یانان یاداولسون<br><br>اود اوستن آتداناق<br><br>هرجفایا قاتداناق<br><br>آغیرلیغیم-اوغورلوغوم اودلارا<br><br>منیم له هوپولمایان یادلارا<br><br>&nbsp;<br><br>***<br><br>&nbsp;<br><br>آتیل –توتول چرشنبه<br><br>چیللم توکول چرشنبه<br><br>بختیم آچیل چرشنبه<br><br>&nbsp;<br><br>***<br><br>&nbsp;<br><br>بوتون
   قید اولونان اود یاندیرما دببلرینه قدیم آزربایجانین چوخلی یئرینده   
"نادارا"دئیلردی، آخیرچرشنبه کندلرده بوتون ائولرده ائو آداملاری ممه   
یئیندن-پپه یئینه ،حتا قاری قوجالار ائولرنین داملارینا چیخیب تونقال   
قالاییب نادارا ائدرمیشلر.بویوک عالیم پرفسور محمدتقی کیریشچی نین ایران   
تورکلرنین اسکی تاریخی کیتابیندا بورسمی بئله قید ائلییب:«ائو آداملاری   
وحتا 90یاشیندا قوجابابا داما چیخیب تونقالی اود ووروب سونرا قوجابابا   
آلاوین مقابیلینده دایاناراق اللرینی گویه قالدیریب دئدی:-آللاه سنه مین   
شوکو،بیلدیر بوواخت اون تومن سرمایه میز واریدی،ایلی باشا-باش ایشله   
ییب،قازانییب،یاخشی دولاندیق واون تومن ده یئرینده دیر.سونرا اوشاقلارا   
ایشاره ائله دی کی :بالالار باشلایین.اوشاقلاردا سس سسه وئریب دئدیلر:<br><br>&nbsp;<br><br>ناداراها،نادارا<br><br>سوگلدی قندهارا<br><br>شاهیم شیروان ایچینده<br><br>اوینار میدان ایچینده<br><br>قیلینجی قان ایچینده<br><br><br><br>میدانین آغاجلاری<br><br>بارگتیرمز باشلاری<br><br>آغا دایینین قاشلاری<br><br>هئی دویوشر قوشلاری(قوچلاری)<br><br><br><br>ایکی دانا ها ایکی دانا<br><br>ایکی دانا بیر قوش ایدی<br><br>باغچایا قونموش ایدی<br><br>بگ اوغلو گورموش ایدی<br><br>اوخ اینن وورموش ایدی<br><br><br><br>اوخ مندن یئزار-یئزار<br><br>درین –درین قویو قازار<br><br>درین قویودا بیر کئچی<br><br>هانی به بونون قیچی؟<br><br><br><br>قیچی قازاندا قاینار<br><br>پیشیک یانیندا اوینار<br><br>پیشیگیم هارا گئریرسن؟<br><br>گئدیرم بابام ائوینه<br><br>بابان ائوی ییخیلسین<br><br>قیز گلین آلتداقالسین»<br><br>&nbsp;<br><br>اود
   اوستوندن آتیلدیق دان سونرا بعضی یئرلرده گئنه بیر پارا رسمیلر و   
اینانجلارواردیر،اورنک اولاراق قیزلار اود اوستوندن آتیلدیقدان سونرا   
ائولرینه گلدیکلری زمان باشماقلارین آیاقلاریندان چیخارتیب ائو آستاناسینا 
  تولازلارلار،اینانج بئله دیر کی باشماقلارین دابانی ائوه ساری اولورسا او
   ایل بخت ائوینه گئدجک .بعضی یئرلرده اوددان آتیلدیقدان سونرا بیر بئل یا
   کورک اوستونه مینیب آت کیمی سورلر ،کورک اوستونده اولاندان سوروشالار   
کی«هارا گئدیرسن؟»اودا هرهارا کی آرزوسو واردیر تازا ایلده گئده دیله گتیره
   ر.اودون کوللریندن گوتوروب سحر باشی آخارسویو اوستونه گئدرلر،کولری سویا
   توکوب دیرناقلاری توتراق دئیللر:<br><br>&nbsp;<br><br>آغیرلیغیم-اوغورلوغوم گئت<br><br>قادا-بلا بیزی ترک ائت<br><br>&nbsp;<br><br>ایلین
   سون گونلرینه یاخینلاشدیقی زمان آذربایجان خانیملارنین بیرلیکده سومنی  
 پیشیرلر. اسکی دونملردن بری بیرچوخ عنعنه و رسیملرله بیرلیکده بوگونه گلیب
   چاتان مینلرجه دب دن بیر اولان سمنی پیشیرمه دبی چوخ قدیم بیر تاریخه و 
 رسم  دایانیر.تورکلرین ان اسکی بایرامی اولان و بیر چوخ خلقه تقدیم  
ائتدیکلری  نوروز بایرامینین باش تاجی و ان اونملی سیمگه لریندن بیرسی  
سایلان سمنی  پیشیرمک دبی تورکلر آراسیندا اوزلیکله آذربایجان خلقنین گوزل و
  ماراقلی  دبلرندن دیر. "<span style="color:#6666cc">هفت البویود</span>"ون ایکینجی هفته سنین سون گونلرینده 
 ائو  خانیملاری بوغدا بئچردمگه باشلارلار.بیر نئچه مجمه ای ایچینه بوغدا  
توکوب  سواردیقدان سونرا اوستونه بیر نازیک اورتویله باسدیریب چنجره  
کناریندا گون  دوشن یئره قویارلار.بیرنئچه گوندن سونرا بوغدالار باشلارلار 
 "چیرتداماق"و  بالا-بالا آغرماقا باشلارلار.بو زمان بوغدالارین اوستوندن  
نازیک اورتونو  گوتوروب بیر –ایکی گون ده ساخلارلار.بوزماندان سونرا  
بوغدالاری گوتورب  ازدیکدن سونرا بیر توربادان سولارنی چکمه گه باشلارلار  
بیر نئچه دفعه  بوایشی گوروب بوتون بوغدالارین سولارینی آلارلار.سونرا  
بوتون بوغدا سولارنی  قازانا توکوب قیسیقلی اوددا پیشیرلر.سومنی قازانی  
قایناماقا گلن زمان  اونون اوستون چکیب بیر جانماز،تسبح،آینا،قرآن سفره سی 
 آچیب قازانی اوز  باشینا بوراخیرلارو هامی اوزانی ترک ائلیر.بئله اینانج  
واردیر کی سومنی  قایناقا گلن زمان حضرت فاطمه (س)گلیب سومنی نین دادین و  
شیرینلیقین اونا  وئرر.سومنی پیشدیکدن سونرا اونو پایلاماقا  
باشلارلار.سومنی قازانینا  "قابیقلی بادام"دا سالینار و اینانج بئله دیر کی
  بوبادامیلاری هرکس پول  کیسه سینه قویورسا پولو برکت تاپیب آرتار.  
آذربایجانلیلاراوچون چوخ تانیش  اولان سمنی ماهنی سی؛ ان گوزه ل دویغولار و
  احساسلارالا بیرلیکده ؛سمنی نین  نه قدر آذربایجانلی لار اوچون اونم  
داشدیگیمی گوستریر.<br><br>&nbsp;<br><br>سمنی آی سمنی<br><br>هریازدا سن یادا سال منی<br><br><br>سمنی ساخلا منی<br><br>ایل ده گویردیم سنی<br><br><br>گولوش دوغار دوداغلاردا سمنی<br><br>بیزیم ائللر اوخور بو نغمنی<br><br><br>سمنی ای سمنی ساخلا منی<br><br>دوزوم دورد یانینا نرگیس،یاسمنی<br><br><br>بو بایرامدا هر ایل بایرام دوزه لدن<br><br>من ال چکمم سندن کیمی گوزه لدن<br><br><br>سفرلر بزه گیسن ازلدن<br><br>یاراشیرسان اوتاقلارا سمنی<br><br>&nbsp;<br><br><br>&nbsp;<br><br><strong style="color:#990000">آخیر
   چرشنبه نین باشقا دبلریندن بیریده شال سالاما و قورشاق سالاما دبییدی کی
   چوخلی کندلرده بوایش گورولردی.اوستاد شهریارین حیدربابا منظومه سینده بو
  دب  گوزل بیر شکیلده تطویره چمیلیب دیر:</strong><br><br>&nbsp;<br><br>بایرامیدى ، گئجه قوشى اوخوردى<br><br>آداخلى قیز ، بیگ جوْرابى توْخوردى<br><br>هرکس شالین بیر باجادان سوْخوردى<br><br>آى نه گؤزل قایدادى شال ساللاماق !<br><br>بیگ شالینا بایراملیغین باغلاماق !<br><br>&nbsp;<br>&nbsp;<br><br>شال ایسته دیم منده ائوده آغلادیم<br><br>بیر شال آلیب ، تئز بئلیمه باغلادیم <br><br>غلام گیله قاشدیم ، شالى ساللادیم<br><br>فاطمه خالا منه جوراب باغلادى<br><br>خان ننه مى یادا سالیب ، آغلادى<br><br>&nbsp;<br><br><br>حیدربابا ، میرزَممدین باخچاسى<br><br>باخچالارین تورشا- شیرین آلچاسى<br><br>گلینلرین دوْزمه لرى ، طاخچاسى<br><br>هى دوْزوْلر گؤزلریمین رفینده<br><br>خیمه وورار خاطره لر صفینده<br><br>&nbsp;<br><br><br>بایرام اوْلوب ، قیزیل پالچیق اَزَللر<br><br>ناققیش ووروب ، اوتاقلارى بَزَللر<br><br>طاخچالارا دوْزمه لرى دوْزللر<br><br>قیز-گلینین فندقچاسى ، حناسى<br><br>هَوَسله نر آناسى ، قایناناسى<br><br>&nbsp;<br><br>&nbsp;<br><br>قدیم
   زمانلارین تازا و یئنی ایلین خبرچیلری سایلان "سایاچی" لاردا بوگونلرین 
 ان  گوزده اولان کیشیلریندن سایلارمیشلار.آخیر چرشنبه گونو جوانلارین و   
اوشاقلارین هامیدان چوخ ائیلندیکلری و خوش گئچیردیکلری گون سایلیر.قدیم   
یوکورتانین "اونو بیر شاهی"اولان زمان میدانلاردا هامی پیشمیش یومورتا   
"چاقیشدیریب"گونولری سوودگی قدر گولوب شادلیق ائدرئیلر.<br><br>&nbsp;<br><br><strong><span style="color:#0000cc">آخیر
   چرشنبه نین دببلری خالق آراسندا اوقدر چئشیتلی و اوقدر سایسیزدیر کی   
بوگونون اوزون بیر اولوس بایرامی و ائل بایرامی آدلاندیرماق   
اولار.بودببلردن بیر نئچه سی بئله دیر: </span></strong> <br><br><br>آخیر چرشنبه اوشاق بئشیگی دوزلدرلر<br><br>آخیر چرشنبه گون چیخمادان سواوستوندن آتلانارلار<br><br>آخیر چرشنبه کل و قوچ بوینوزنا قیرمیزی پارچا باغلارلار<br><br>آخیر چرشنبه حاماما گئدیب چیمک یاخشی اولار<br><br>آخیر چرشنبه ائودن پول ،الک،دوز،اون،بیتگی،اود،اودون وئرمزلر<br><br>آخیر چرشنبه یاندیرلمیش شمع یارمچلیق سوندورولمز.بوتون ائولرده ارته دن لامچا و چیراغلار یاندیریلار.<br><br>آخیر چرشنبه گونو زاحی اوستونه گئتمزلر<br><br>آخیر چرشنبه گئجه سی تئز یاتیلماز.<br><br>آخیر چرشنبه ائوده قازان آسارلار.<br><br>آخیر چرشنبه تازا اولنلری یادا سالیب اونلاری یادائلرلر.<br><br><br><br><br><strong><span style="color:#cc0000">سخن آخر</span></strong><br><br>نوروز
   عید باستانی ما تورکها و ایام مرتبط با آن برای خود رسم و رسومات مفرح و
   با مسمایی دارد و نیاکان ما برای حفظ فرهنگ و هویت درخت تنومند فرهنگ 
تورک   زحمات زیادی متحمل شده اند و این میراث معنوی را برای ما به یادگار 
 گذاشته  اند. بر ملت آذربایجان (بخصوص جوانان غیرتمند آزربایجانی) لازم و 
 واجب است  که با همت خویش نگذارند که هیچ گونه گزندی از دشمنانمان به 
مانند  زخم تیشه  ای حتی- بر کوچکترین شاخه این درخت تنومند و کهنسال 
برسد. و  همانطور که  این میراث معنوی به ما به ارث رسیده، ما نیز وظیفه 
داریم که  آیندگان را از  این امانت معنوی بهره مند کنیم و بر حسب وظیفه، 
تحویل آنها  دهی....<br><br><br><br><br><br><span style="color:#cc0000"><strong>منابع:</strong></span><br><br>1- یادداشتها و مشاهدات شخصی نگارنده.<br><br>2- “دیوان لغات الترک” نوشته: محمود کاشغرلی<br><br>3- مقاله “ایلین آخیر چرشنبه لری " توپراق چرشنبه سی” نوشته: علی ب- تورک<br><br>4- هفته نامه سهیل شماره 65 و 67<br><br>5- مقاله “نوروز در آذربایجان” نوشته: آیتان تبریزلی (آذراوغلو)<br><br>6- منظومه “حیدر بابا یه سلام” اثر استاد شهریار<br><br><br><br><strong><span style="color:#990000"></span></strong><strong><br><a href="http://aranmoghan.ir/news/4870"></a></strong>  <br><strong>قایناق : <span style="color:#009933">مازقامئت</span></strong>]]></content>
</entry>
<entry>
<title>فاجعه جیلولوق ( نسل کشی ترکان آزربایجان را فراموش نکرده ایم )</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://agbulud.arzublog.com/post/76799"></link>
<published>2018-03-05</published>
<updated>2018-03-05</updated>
<id>tag:http://agbulud.arzublog.com/post/76799</id>
<author><name> kölgə siz</name></author>
<summary>جیلوها چه کسانی بودند؟آسوریان&lt;br /&gt; خاک عثمانی با این نام شناخته می‌شدند. شماره‌ی اینها را نزدیک به دویست &lt;br /&gt;هزار تن نوشته‌اند که در ایران و در خاک عثمانی مقیم بودند. خود کلیسای &lt;br /&gt;جداگانه‌ای با زبان سریانی داشتند و رهبر آنها بنام مارشیمون خوانده &lt;br /&gt;می‌شد.چون جنگ جهانی اول برخاست و عثمانیها نیز وارد جنگ شدند، آسوریان به &lt;br /&gt;روسها گرویدند و بنای قتل و غارت را گذاردند.عثمانی‌ها به سرکوب آنان &lt;br /&gt;پرداختندتا اینکه جلوها شکست خوردند و عده زیادی از آنان کشته شدند و بقیه &lt;br /&gt;با رهبری بنیامین مارشیمون به سمت ایران حرکت کردند. دسته اول ۲۵ هزار نفر &lt;br /&gt;بودند. روسها و مسیحیان آنها را پذیرفته و کسی از ایرانیان مزاحم آنان نشد.&lt;br /&gt; چون بسیاری از آنها لخت و گرسنه بودند با پیشنهاد کارگزاری شهر ارومیه &lt;br /&gt;وزارت امورخارجه ممالک محروسه قاجار در روزنامه‌های تهران آگهی منتشر ساخت و&lt;br /&gt; از تمام مردم &amp;nbsp;درخواست کمک و همیاری نمود. در اثر آشفتگی قوای روس به علت &lt;br /&gt;تغییر  ...</summary>
<content type="html" xml:base="http://agbulud.arzublog.com/post/76799"><![CDATA[<strong><strong><strong><strong><strong><strong><p dir="rtl"><strong><img src="http://www.folder98.ir/uploads/m28111_d8acdb8cd984d988d984d988d982-1.jpg" width="526" height="271"><br></strong></p><p dir="rtl"><strong>ارامنه
 همواره ادعا دروغین داشته اند که تورک‌های عثمانی در در خلال جنگ جهانی 
اول شمار زیادی از ارامنه را کشته و مثلا بسیاری دیگر را به روسیه تبعید 
کرده اند؛ درحالی که اسناد موجود حاکی ازضدّ 
این را اثبات میکند&nbsp;ارامنه حاضر نیستند ارشیو تورک‌های عثمانی در سال ۱۹۱۵ 
باز شود فقط ادعا را انداخته و تبلیغ دروغ میکنند ولی‌ فجایع بروز اورمیه 
,سلماس ,خوی, ایغدیر ,قاراباغ نیازی به باز کردن هیچ آرشیوی را نمیگذارد 
بماند و همه چی‌ بوضوح و آشکارا قابل رویت است ارمنی‌ها با وعده درست کردن 
کشور ارمنستان از طرف روسها دست به هر جنایتی‌ زدند.<br> <strong>امروز&nbsp;ارمنستان
 &nbsp;بر جغرافیای تاریخی‌ آزربایجان بنا شده &nbsp;و ۲۰ % &nbsp;آزربایجان (<span style="color:#0000cc">قاراباغ</span> )به 
کمک روس‌ها و دشمنان ترکها امروز زیر اشغال ارمنیها می‌باشد .</strong><strong><br> 
ارامنه از طرفی‌ در جنگ بین روس-عثمانی&nbsp;به روس‌ها &nbsp;سرباز- خانه – سلاح و 
اطلاعات می‌دادند وبه دولت عثمانلی خیانت میکردند از طرف دیگر &nbsp;هم با 
کمک‌های نظامی روس‌ها و اهداف ایجاد ارمنستان در &nbsp;خاک عثمانی و شهرهای 
آزربایجانی تورکیه همچون ” ایغدیر و کارس” قتل عام‌های وسیع را به وجود 
آوردند,&nbsp;به خاطر خیانت&nbsp;به عثمانی و فعالیت‌های جدایی طلبانه در اراضی‌ 
عثمانلی&nbsp;و&nbsp;رفتن به جبهه روس‌ها &nbsp;در جنگ بین عثمانی- روس, موجب شد دولت 
عثمانی &nbsp;آنها&nbsp;را از حدود عثمانی اخراج کند ,ارامنه &nbsp;به اسم همدین کاملا در 
اختیار روس‌ها بودند و روس‌ها سعی‌ داشتند از آنها به عنوان ماشه علیه 
تورک‌ها استفاده کنند,که این ضربه‌ای بزرگ برای فروپاشی دو امپراتوری 
میتوانست باشد, نیرو و انرژی دو قدرت را بصورت فراوان برای از بین بردن این
 دو غده سرطانی تحریف و مشغول خود میکرد,و مابیین آزربایجان و آناتولی 
یعنی‌ مرکز ایجاد امپراتوری‌های تورک دیوارهای ارمنستان و کردستان ساختگی 
کشیده میشد.</strong></strong></p><p dir="rtl"><strong> بعد از اخراج ارامنه اول به آزربایجان جنوبی بعد به آزربایجان شمالی مانند یک بازیچه روس‌ها کوچانده شدند.</strong><strong>در
 تمام طول سفر قتل عام و جنایت کرده‌اند , دراسناد موجود نسل کشی تورک‌ها 
در شهرهای آزربایجانی ترکیه ۱۹۱۴(<span style="color:#cc0000">ایغدیر کارس و نسل کشی&nbsp;ایغدیر</span>) , نسل کشی 
تورک‌های آزربایجانی&nbsp; جنوبی ۱۹۱۵-۱۹۱۸ در اورمو ,خوی, سلماس, ماکو – (<span style="color:#0000cc">فاجعه
 نسل کشی جیلولیق</span> &nbsp;)بدست ارامنه و نسل کشی ترک‌ها در ۱۹۱۸در آزربایجان 
شمالی ,بسیاری از دروغ‌های ارامنه را افشا میکند و این نشان میدهد که 
ارامنه نه تنها مظلوم واقع نشده اند بلکه &nbsp;بزرگترین جنایت بشری قرن ۲۰ و ۲۱
 را ارامنه انجام داده<strong>اند </strong></strong><strong><strong>جنایت بشری&nbsp;ارامنه</strong></strong><strong><strong>&nbsp;</strong>تا حدی بوده که ۳۱ ماه مارت روز نسل کشی آزربایجانی آن از سوی دنیا شناخته شده است.</strong></p><p><strong><br> </strong></p><div dir="rtl"><strong>فجایع
 تشکیل حکومت مسیحی در &nbsp;اورمیه مسیر تاریخ این خطه از آزربایجان را به کلی 
عوض کرد کشتار ۱۵۰ هزار نفرفقط در غرب آزربایجان جنوبی آن زمان برابر با 
قتل ادامه نژاد ۲ میلیون و ۲۵۰ هزار نفر کنونی و شاید بیشتر میتواند باشد 
که تا حیات در این منطقه پا بر جا است، قابل جبران نخواهد بود.</strong></div><div dir="rtl"><div><strong>
 فجایع سال های ۱۲۹۶ و ۱۲۹۷ ه.ش که منجر به قتل عام حدود ۱۵۰ هزار نفر از 
اهالی اورمیه گردید، چنان وحشتناک میباشند که تاریخ نویسان این منطقه از 
حوادث نه ساله حضور ارتش جرار روسیه تزاری به سادگی میگذرند.</strong></div><div><strong>این
 حضور روسها که از اردیبهشت ۱۲۸۸ ه.ش مصادف با ۲۹ آوریل ۱۹۰۹ میلادی، 
آزربایجان را در اشغال خود داشتند و از هیچ ظلم و جنایتی فروگذار نکردند و 
کمترین آثار آن خدشه دار کردن استقلال&nbsp;آزربایجان بود، که همراه با آن اغلب 
شهرهایآزربایجان دست به چپاول گشوده و کشت و کشتارهایی را راه انداختند. از
 آن جمله دو بار بازار اورمیه را روس ها غارت کردند و به آتش کشیدند، و هر 
کسی را و هر جایی را که خواستند از بین بردند.</strong></div><div><strong>ولی
 حوادث بعد از خروج روسها از اورمیه و ورود جیلوها و ارامنه مهاجر به 
اورمیه چنان هولناک است که شاید فقط بمبارانهای اتمی هیروشیما و ناکازاکی 
ژاپن با آن قابل مقایسه باشند؛ چرا که در هر دو حادثه ۱۵۰ هزار نفر انسان 
بی دفاع در دو نقطه جداگانه از کره زمین قتل عام شدند، که در هر دو دست 
استعمار آشکارا وجود داشته است.</strong></div></div><div dir="rtl"><strong>نظر
 به اهمیت رخدادهای سال های ۱۲۹۶-۱۲۹۷ ه.ش در اورمیه این مطلب، به این 
حوادث خونین رقت بار اختصاص می یابد که کم و بیش از آن یاد شده، ولی به 
صورت مکتوب و جامع به نام تاریخ قتل عام تورک های آزربایجانی مسلمان توسط 
ارامنه و جیلوها در اورمیه و اطراف آن ثبت و ضبط نگردیده، که نیاز آن احساس
 می گردد تا نسل جوان و جویای احوال گذشتگان از آن اطلاع پیدا 
کنند.ایرانیان هم با سیاست اشغالگری و سیاست پان فارسیستی این فجایع را 
سانسور و بایکوت می‌کنند تا مبادا تاریخ دروغین ایرانی‌ و تاریخ &nbsp;حقیقی‌ 
تورکان باز شود.</strong></div><div dir="rtl"><strong>در
 قتل عام عمومی مردم اورمیه تنها روسها دست نداشتند بلکه نقش مهم‌تر را 
انگلیسی ها بازی میکردند، تا با تشکیل حکومت خودمختار و مستقل ارمنی در 
مقابل امپراطوری عثمانی، و برانداختن تورکان &nbsp;قاجاربا ایجاد دولت کردستان 
در آزربایجان نقطه قوت و سرزمین مادری قاجار‌ها,&nbsp; تورکان ار از قدرت و 
امپراتوری‌های هزاران ساله بیندازند. در این بین گروهی از آشوریان و 
مسیحیان افراطی که در کشورهای آزربایجان و عثمانی بعلت خیانتشان&nbsp;پراکنده 
بودند و همواره مترصّد تامین هرچه بیشتر منافع خود از هر راهی بودند، 
سرانجام با مساعدت و حمایت مالی پدر خواندگان خود یعنی &nbsp;انگلیس، فرانسه و 
روسیه به فکر داشتن کشوری برای خود افتادند. این حرکت سیاسی برای تشکیل 
کشوری در ساحل غربی دریاچه اورمیه با حکومت آشوری هدف آنها قرار گرفت.</strong></div><div dir="rtl"><strong>پس
 با این اوصاف که بیان شد، انگلیس، روسیه، فرانسه &nbsp;با رایزنی هایی که 
میکردند، تصمیم میگیرند که در غرب آذربایجان یک حکومت مستقل مسیحی تشکیل 
دهند و یک حکومت کورد<br> این رایزنی‌ها به قرداد سمپترزبورگ با نام 
قرارداد”خاور میانه- سمپترزبورگ ” ختم گردید که در ۱۲ ماده این ۳ قدرت بزرگ
 بر چگونگی‌ مبارزه با امپراتوری تورکان و برانداختن آنها برای همیشه ایجاد
 اتفاق کردند و تا بدین روز این قرارداد بین این ۳ قطب مخالف ولی‌ متحد در 
مسئله دشمنی با تورکان بقوت خود باقیست&nbsp;.این ۳ قدرت تا بدین روز در بسیاری 
از موارد باهم رقیب حتی دشمنند ولی‌ در مسئله تورکان همه با هم متحد اند.<br>
 با این قرارداد هم امپراتوری‌های تورک عثمانی و قاجار را &nbsp;تهدید میکردند 
هم میان مرز مشترک&nbsp;این دو امپراتوری تورک &nbsp;و اراضی‌ آنها ,حکومتهای وابسته و
 ساختگی مانند ارمنستان و کردستان همچون غده سرطانی&nbsp;می‌رویید&nbsp;&nbsp;.<br> شکیل 
این حکومت به قیمت پاکسازی مسلمانان با قتل عام به وسیله اردوی مسلح 
مسیحیان مهاجر در شهر اورمیه و ۸۸۰ روستای اطراف آن، سلماس و کهنه شهر تمام
 میشد. قتل عامی که در پی آن بیش از ۱۵۰ هزار مسلمان تورک &nbsp;به طرز فجیعی در
 مدت زمان کوتاهی به شهادت رسیدند و می رفت که هدف شوم آن جنایتکاران تاریخ
 تحقق یابد که با حمله ارتش عثمانی به اورمیه و اطراف این نقشه شوم آن ها 
ناکام ماند.</strong></div><p dir="rtl" style="font-size:medium"><strong style="color:#cc0000;font-size:small"><br></strong></p><p dir="rtl" style="font-size:medium"><strong style="color:#cc0000;font-size:small">جیلوها چه کسانی بودند؟</strong></p><p dir="rtl"><strong>آسوریان
 خاک عثمانی با این نام شناخته می‌شدند. شماره‌ی اینها را نزدیک به دویست 
هزار تن نوشته‌اند که در ایران و در خاک عثمانی مقیم بودند. خود کلیسای 
جداگانه‌ای با زبان سریانی داشتند و رهبر آنها بنام مارشیمون خوانده 
می‌شد.چون جنگ جهانی اول برخاست و عثمانیها نیز وارد جنگ شدند، آسوریان به 
روسها گرویدند و بنای قتل و غارت را گذاردند.عثمانی‌ها به سرکوب آنان 
پرداختندتا اینکه جلوها شکست خوردند و عده زیادی از آنان کشته شدند و بقیه 
با رهبری بنیامین مارشیمون به سمت ایران حرکت کردند. دسته اول ۲۵ هزار نفر 
بودند. روسها و مسیحیان آنها را پذیرفته و کسی از ایرانیان مزاحم آنان نشد.
 چون بسیاری از آنها لخت و گرسنه بودند با پیشنهاد کارگزاری شهر ارومیه 
وزارت امورخارجه ممالک محروسه قاجار در روزنامه‌های تهران آگهی منتشر ساخت و
 از تمام مردم &nbsp;درخواست کمک و همیاری نمود. در اثر آشفتگی قوای روس به علت 
تغییر رژیم در آن کشور قزاقان روس بهمراه جلوها در آبادی‌های اطراف ارومیه 
به تاراج و کشتار مردم دست می‌زدند بازار ارومیه نیز از تاراج در امان 
نمانده به آتش کشیده می‌شود. پس از تخلیه ارومیه از قوای روس اهالی اورمیه 
بعوض مسلح شدن و آمادگی همچنان در انتظار اقدامات دولت مرکزی ماندند. جلوها
 با راهنمائی‌های کنسول انگلیس توانستند قوای منسجمی را فراهم کرد. با خرید
 سلاح از روسها بتدریج شرارتهای خود را آغاز نمایند. از ۳۰بهمن درگیری‌های 
پراکنده در شهر بوقوع پیوست. </strong></p><p dir="rtl"><strong>قریب
 به ۱۲۰۰۰ خانواده جلوها بودند که با مارشیمون از خاک عثمانی آمدند و قریب 
به ۲۰۰۰۰ خانواده ارمنیان و آسوریان خود اورمیه و سلماس و سولدوز و 
۵۰۰۰ارمنی از ایروان که به آنان پیوستند همه با هم متحد شده جهت تشکیل دولت
 متحد و آرزوهای دور و دراز نقشه طرح می‌کردند. از اینها ۲۰۰۰۰تن سپاهی 
ورزیده به همراه ۸۰۰افسر روسی و ۷۲افسر فرانسوی که دارای ۲۵ اراده توپ، ۱۰۰
 قبضه اسلحه شصت تیر و چندین هزار تفنگ و اسلحه کمری بودند. رشته سیاست و 
رهبری این قوم در دست نیکیتین کنسول روس و مسترشید کنسول آمریکا و مسیو 
گوژول رئیس بیمارستان فرانسوی بود و حمایت پنهانی انگلیس نیز مضاف بر آنها 
بود<br> </strong></p><p dir="rtl"><strong>با
 نگاهی اجمالی به مرامنامه قوای مسلح آسوری به نقل از کتاب تاریخ ارومیه 
نوشته محمد تمدن مشخص می‌شود که اهداف بلند مدتی در پس این آشوبها وجود 
داشته است. تنها نتیجه‌ای که التماس سران به بار می‌آورد التیماتوم جلوها 
به اهالی ارومیه جهت خلع سلاح ارومیه می‌باشد. جلوها به بهانه پیدا کردن 
اسلحه به زور به خانه‌های مردم وارد شده و به اذیت و آزار اهالی 
می‌پرداختند. از طرفی قتل و غارت در روستاها همچنان ادامه داشت. پس از کشته
 شدن مارشیمون توسط اسماعیل‌آقا مشهور به سمیتقو که خود دست کمی از جلوها 
نداشت و بارها به قتل و غارت روستاهای سلماس و ارومیه پرداخته بود. جلوها 
در ارومیه به بهانه خونخواهی مارشیمون روز دوشبه ۲۷ اسفند که خبر کشته شدن 
وی به اورمیه می‌رسد، سران جلوها دستور می‌دهند که مدت ۱۲ ساعت قتل عام در 
شهر انجام شود. در صبح روز چهارشنبه آخر سال که در همه ولایات ممالک محروسه
 قاجار جشن و سرور است جلوها به محلات شهر روی آورده و &nbsp;به کشتار مردم 
بیگناه اعم از زن و مرد و بچه‌ها می‌پردازند.</strong></p><p dir="rtl" style="color:#0000cc"><strong>در میان آبادیها منطقه قوشچی و قره‌باغ و عسگرآباد توانستند مقاومت دلیرانه‌ای از خود نشان دهند.</strong></p><p dir="rtl"><strong>به
 تدریج با نزدیک شدن سپاه عثمانی به اورمیه و رفتن افسران فرانسوی از 
ارومیه به تبریز جیلوها و اکراد در این شهر به وحشت می‌افتند. چند روزی 
می‌گذردتا عثمانیان از راه می‌رسند. جیلوها به تلافی پیشروی عثمانیان از 
اهالی اورمیه می‌گرفتند و می‌کشتند. از کسان به نامی که در این روزها کشته 
می‌شود آقامیرمحمد پیشنماز خلخالی است که در روز چهارم تیرماه، پیرمرد 
بیگناه را در خانه‌اش سر بریده و تکه تکه‌اش می‌کنند. با فشار عثمانی‌ها که
 از طرف سلماس به اورمیه می‌آمدند، جیلوها و اکراد درنگ را جایز ندانسته، 
از سمت دروازه خازاران کوچ آغاز می‌شود. ذکر این مطلب ضروری است که آنان تا
 دقایق آخر کوچشان به قتل و غارت و اذیت اهالی شهر ادامه می‌دهند. دسته‌های
 مسیحی و جیلوها(جلوها) پس از خارج شدن از ارومیه نهایتاً در نزدیکی 
سولی‌تپه توسط مجدالسلطنه شکست خورده و از هم می‌پاشند و بازمانده‌های آنان
 به سختی خودشان را به نزد اربابانشان(انگلیسی‌ها) در صائین قلعه(شاهین دژ)
 می‌رسانند.<br></strong></p><p dir="rtl"><strong><br> </strong></p><div trans="fade" autostart="1" gallery="[{" src":"https:="" i0.wp.com="" oguztv.com="" wp-content="" uploads="" 2016="" 03="" photo_2016-03-02_19-00-56.jpg?fit="1077%2C900" ,"id":"6798","title":"photo_2016-03-02_19-00-56","alt":"","caption":"u0646u0633u0644"="" u06a9u0634u06cc="" u062au0648u0631u06a9u0627u0646="" u0622u0632u0631u0628u0627u06ccu062cu0627u0646="" u062au0648u0633u0637="" u0627u0631u0627u0645u0646u0647="" u0648="" u0627u06a9u0631u0627u062f="" ","itemprop":"image"},{"src":"https:="" i1.wp.com="" 17.jpg?fit="700%2C496" ,"id":"6787","title":"17","alt":"","caption":"u0646u0633u0644"="" i2.wp.com="" 21.jpg?fit="1200%2C900" ,"id":"6788","title":"21","alt":"","caption":"u0646u0633u0644"="" 50.jpg?fit="1600%2C1200" ,"id":"6789","title":"50","alt":"","caption":"u0646u0633u0644"="" 54.jpg?fit="1200%2C900" ,"id":"6790","title":"54","alt":"","caption":"u0646u0633u0644"="" 118520_532.jpg?fit="700%2C502" ,"id":"6792","title":"118520_532","alt":"","caption":"u0646u0633u0644"="" 8566097672_5da9f7e986.jpg?fit="500%2C417" ,"id":"6793","title":"8566097672_5da9f7e986","alt":"","caption":"u0646u0633u0644"="" bro8tdyg1ujlke3jpo1q.jpg?fit="544%2C376" ,"id":"6794","title":"bro8tdyg1ujlke3jpo1q","alt":"","caption":"u0646u0633u0644"="" c3_61.jpg?fit="578%2C415" ,"id":"6795","title":"c3_61","alt":"","caption":"u0646u0633u0644"="" c3_80.jpg?fit="600%2C397" ,"id":"6796","title":"c3_80","alt":"","caption":"u0646u0633u0644"="" cilo12.jpg?fit="700%2C459" ,"id":"6797","title":"cilo12","alt":"","caption":"u0646u0633u0644"="" d8a7d8b1d985d986db8c.jpg?fit="720%2C501" ,"id":"6799","title":"u0627u0631u0645u0646u06cc","alt":"","caption":""="" d8acdb8cd984d988d984d988d982-1.jpg?fit="620%2C320" ,"id":"6800","title":"u062cu06ccu0644u0648u0644u0648u0642"="" (1)","alt":"","caption":"u0646u0633u0644="" d8acdb8cd984d988d984d988d982.jpg?fit="640%2C480" ,"id":"6801","title":"u062cu06ccu0644u0648u0644u0648u0642","alt":"","caption":"u0646u0633u0644"="" d8acdb8cd984d988d984d988d9821.jpg?fit="640%2C429" ,"id":"6802","title":"u062cu06ccu0644u0648u0644u0648u06421","alt":"","caption":"u0646u0633u0644"="" ","itemprop":"image"}]"="" itemtype="https://schema.org/ImageGallery"><div itemprop="associatedMedia" itemtype="https://schema.org/ImageObject"> <strong><strong><strong><strong><strong><strong><p dir="rtl"><strong><br> </strong></p><div trans="fade" autostart="1" gallery="[{" src":"https:="" i0.wp.com="" oguztv.com="" wp-content="" uploads="" 2016="" 03="" photo_2016-03-02_19-00-56.jpg?fit="1077%2C900" ,"id":"6798","title":"photo_2016-03-02_19-00-56","alt":"","caption":"u0646u0633u0644"="" u06a9u0634u06cc="" u062au0648u0631u06a9u0627u0646="" u0622u0632u0631u0628u0627u06ccu062cu0627u0646="" u062au0648u0633u0637="" u0627u0631u0627u0645u0646u0647="" u0648="" u0627u06a9u0631u0627u062f="" ","itemprop":"image"},{"src":"https:="" i1.wp.com="" 17.jpg?fit="700%2C496" ,"id":"6787","title":"17","alt":"","caption":"u0646u0633u0644"="" i2.wp.com="" 21.jpg?fit="1200%2C900" ,"id":"6788","title":"21","alt":"","caption":"u0646u0633u0644"="" 50.jpg?fit="1600%2C1200" ,"id":"6789","title":"50","alt":"","caption":"u0646u0633u0644"="" 54.jpg?fit="1200%2C900" ,"id":"6790","title":"54","alt":"","caption":"u0646u0633u0644"="" 118520_532.jpg?fit="700%2C502" ,"id":"6792","title":"118520_532","alt":"","caption":"u0646u0633u0644"="" 8566097672_5da9f7e986.jpg?fit="500%2C417" ,"id":"6793","title":"8566097672_5da9f7e986","alt":"","caption":"u0646u0633u0644"="" bro8tdyg1ujlke3jpo1q.jpg?fit="544%2C376" ,"id":"6794","title":"bro8tdyg1ujlke3jpo1q","alt":"","caption":"u0646u0633u0644"="" c3_61.jpg?fit="578%2C415" ,"id":"6795","title":"c3_61","alt":"","caption":"u0646u0633u0644"="" c3_80.jpg?fit="600%2C397" ,"id":"6796","title":"c3_80","alt":"","caption":"u0646u0633u0644"="" cilo12.jpg?fit="700%2C459" ,"id":"6797","title":"cilo12","alt":"","caption":"u0646u0633u0644"="" d8a7d8b1d985d986db8c.jpg?fit="720%2C501" ,"id":"6799","title":"u0627u0631u0645u0646u06cc","alt":"","caption":""="" d8acdb8cd984d988d984d988d982-1.jpg?fit="620%2C320" ,"id":"6800","title":"u062cu06ccu0644u0648u0644u0648u0642"="" (1)","alt":"","caption":"u0646u0633u0644="" d8acdb8cd984d988d984d988d982.jpg?fit="640%2C480" ,"id":"6801","title":"u062cu06ccu0644u0648u0644u0648u0642","alt":"","caption":"u0646u0633u0644"="" d8acdb8cd984d988d984d988d9821.jpg?fit="640%2C429" ,"id":"6802","title":"u062cu06ccu0644u0648u0644u0648u06421","alt":"","caption":"u0646u0633u0644"="" ","itemprop":"image"}]"="" itemtype="https://schema.org/ImageGallery"><div itemprop="associatedMedia" itemtype="https://schema.org/ImageObject"><img src="https://i1.wp.com/oguztv.com/wp-content/uploads/2016/03/118520_532.jpg?fit=700%2C502" title="118520_532" itemprop="image" width="490" height="351"></div></div></strong></strong></strong></strong></strong></strong>  <br>نسل کشی تورکان آزربایجان توسط ارامنه و اکراد</div></div></strong></strong></strong></strong></strong></strong><strong><strong><strong><strong><strong><strong><p dir="rtl"><strong>&nbsp;<br></strong></p><p dir="rtl"><strong><br></strong></p><p dir="rtl" style="font-family:trebuchet ms, lucida grande, verdana, sans-serif;font-size:large;color:#990000"><strong>&nbsp; پایداری خوی&nbsp; </strong></p><figure><img src="https://i0.wp.com/s2.picofile.com/file/7590941505/Agha_army%D8%A2%D9%82%D8%A7_%D9%BE%D8%AA%D8%B1%D9%88%D8%B3_%D9%88_%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%B4_%D8%A2%D8%B3%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%87%D8%A7.jpg?resize=280%2C164" loaded="1" width="280" height="164"><br><figcaption>&nbsp;آقا پتروس و ارتش آسوریها</figcaption></figure><p dir="rtl"><strong>&nbsp;<br></strong></p><p dir="rtl"><strong>
 در خرداد ماه سال ۹۷ شمسی آسوری‌ها و ارامنه توانسته بودند با بکارگیری 
روش‌های کاملاً وحشیانه حاکمیت خود بر شهرهای اورمیه و سلماس را تحکیم 
ببخشند. از سوی دیگر ارامنه شمال آراز (ارس) نیز با قتل عام و اخراج 
ددمنشانه توانسته بودند بر روی پیکرهای به خون خفته صدها هزار مسلمان، 
جمهوری مستقل ارمنستان را به مرکزیت شهر قبلاً مسلمان نشین ایروان بنا 
کنند. لذا برای ایجاد یک مملکت بزرگ مسیحی نشین لزوم برقراری ارتباط بین 
ارامنه&nbsp;مهاجر در ایروان، اورمیه و وان احساس می شد و در این بین تنها شهر 
تصرف نشده خوی و منطقه استراتژیک&nbsp;مرزی و وسیع آواجیق&nbsp;(سرحددار آواجیق در 
این تاریخ، مرحوم پاشاخان میرپنج جد بنده بودند)&nbsp;و چالدران بود.</strong></p><p dir="rtl"><strong>&nbsp;
 مأموریت اشغال خوی به “آندرانیک” نامی از ارامنه شمال آراز واگذار می شود و
 او با نیرویی که تعداد آن را بین ۳ تا ۱۲ هزار می نویسند عازم تصرف خوی می
 گردد. در خوی اما مردم از مدتها پیش با دیده‌ای باز سیر حوادث را دنبال می
 کردند و تلاش می‌نمودند بلایای آمده بر سر دیگر شهرهای غرب آزربایجان بر 
آنان نازل نشود و حتی در تشکیل اردویی برای نبرد با مسیحیان نیز سعی وافر 
نموده، دستجات بسیاری از آنان در جنگ با جیلوها شرکت کرده بودند که البته 
نتیجه‌ای جز شکست حاصل تورک‌ها نشده بود. نیروهای عثمانی&nbsp;در مقابل نامه‌های
 فراوان ملت تورک آزربایجان مبنی به درخواست کمک از عثمانی دولت عثمانی 
ارتش&nbsp;خود را راهی‌ دیار آزربایجان کرد.به هنگام آغاز حملة آندرانیک به خوی،
 سپاهیان عثمانی وارد منطقه غرب آزربایجان شده و سلماس و پیرامون آن را از 
تصرف یاغیان ارمنی و خائن خارج ساخته بودند.<br></strong></p><p dir="rtl"><br><strong></strong></p><figure><img src="https://i2.wp.com/s2.picofile.com/file/7590943545/%D8%A2%D9%86%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%DA%A9_%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D9%85%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D9%87_%D8%AE%D9%88%DB%8C.jpg?resize=156%2C240" loaded="1" width="156" height="240"><figcaption> آندرانیک اوزانیان</figcaption></figure><p dir="rtl"><strong><br></strong></p><p dir="rtl"><strong>&nbsp;
 در خوی نیز شهر به وسیلة یک انجمن مشورتی متشکل از رجال سرشناس اداره می 
شد و فرماندار شهر نیز حسنعلی خان میرپنجه آقاسی می بود. گرچه عثمانی‌ها 
نیز در حدود هفتصد عسکر در خوی مستقر کرده بودند، ولی مرکز فرماندهی آنها 
در سلماس در ۴۵ کیلومتری جنوب خوی قرار داشت. باید توجه داشت که تصرف خوی 
با آن قلعه و باروی مقاوم، هم ارتباط ارامنه را راحت تر می‌سـاخت و هم دژ 
مستحکمی برای مقابله با حملة احتمالی تورک‌های آزربایجان میبود.روز اول 
تیرماه ۱۲۹۷ شمسی خبر عبور قشون ارمنی، تلگرافی به شهبندری عثمانی در خوی 
می رسد. ارتشی مستقر در خوی همراه با تعدادی از مردم خوی برای مقابله با 
مهاجمان عازم می شوند و در گردنه ارسی در شرق خوی با آنان درگیر می گردند. 
تفوق ده به یک نفرات دشمن نتیجه‌ای جز شکست مسلمانان دربر ندارد. عده کمی 
به زحمت خود را به شهر می رسانند.<br></strong></p><p dir="rtl"><br><strong></strong></p><p dir="rtl"><strong style="color:#cc0000">عثمانی‌ها در خاک آزربایجان برای نجات آزربایجان و پاک سازی از یاغیان&nbsp;جیلولوق</strong></p><p dir="rtl"><strong><img src="https://i1.wp.com/s2.picofile.com/file/7590943438/Burying_of_the_dead%D8%A2%D9%85%D8%AF%D9%86_%D8%B9%D8%AB%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87%D8%A7_%D8%A8%D9%87_%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D9%84_%D8%AE%D8%A7%DA%A9_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86.jpg?resize=391%2C256" loaded="1" width="391" height="256"><br></strong></p><p dir="rtl"><br><strong></strong></p><p dir="rtl"><strong>&nbsp;&nbsp;فرمانده
 نیروهای عثمانی چاره‌ای جز ترک شهر و آوردن قوای کمکی نمی‌بیند. لذا از 
مردم شهر می خواهد یک شبانه روز مقاومت کنند تا او بتواند نیروی کمکی 
بیاورد.همهمه‌ای در بین مردم شهر می افتد. طبق معمول این گونه مواقع، 
عده‌ای راحت طلب بار و بنه جمع کرده به سمت کوهستانهای غرب شهر فرار می 
کنند. اما مردانی که مردیشان در اینگونه هنگامه‌ها مشخص می شود عزم مقاومت 
دارند. حتی ایده تسلیم بی‌قید و شرط نیز خریداری ندارد. فجایعی که ارامنه 
در اورمیه و سلماس به بار آورده اند نتایج هرگونه سستی و کاهلی را از قبل 
مبرهن ساخته است.<br></strong></p><p dir="rtl"><br><strong></strong></p><figure><img src="https://i1.wp.com/s2.picofile.com/file/7590946341/%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86_%DB%8C%DA%A9%D9%85_%D9%88%D8%A7%D8%AD%D8%AF_%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B7%D9%84%D8%A8_%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%86%DB%8C_%D8%AA%D8%AD%D8%AA_%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87%DB%8C_%D8%A2%D9%86%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%DA%A9.jpg?resize=403%2C238" loaded="1" width="403" height="238"><figcaption> گردان یکم ارمنی تحت فرماندهی آندرانیک در حال گذر از مرز و حمله به خوی</figcaption></figure><p dir="rtl"><strong>&nbsp;<br></strong></p><p dir="rtl"><strong>
 سپیده دم روز دوشنبه سوم تیرماه ۱۲۹۷ حمله مهاجمان به شهر خوی آغاز می 
شود. مردم غیر نظامی تنها به خاطر دفاع از ناموس و خاک دست به سلاح برده، 
بر بالای دیوارهای قلعه آماده نبرد می شوند. روحانیان مبارز شهر حکم به 
شکستن روزه در آن روز می دهند و خود دوشادوش بقیه مردم سلاح بر دست به دفاع
 قیام می کنند. با طنین نخستین گلوله‌های شلیک شده ترس و دلهره معنی خود را
 از دست می دهد. صفیر گلوله‌های آتشین مردان با غیرت مسلمان در آسمان شهر 
طنین انداز می شود. زنان و کودکان نیز در این جنگ نابرابر بیکار نیستند. 
وظیفه تدارکات بر عهده آنان است. صفوف ارامنه مهاجم هر لحظه به شهر نزدیک 
تر می شود. تا ظهر نزدیک به نصف قلعه را محاصره می کنند.</strong></p><p dir="rtl"><strong>&nbsp; در گرماگرم نبرد رسیدن دو نیروی کمکی روحیه و شعفی در بین مدافعان پدید می آورد.&nbsp;سالار حسینقلی خان آواجیقی (پنجمین پسر&nbsp;پاشاخان جد بنده)&nbsp;با سواران دلیر و&nbsp;جنگاور&nbsp;آواجیق&nbsp;و
 نیز تیمورخان سرتیپ صمصام همایون با جمعی سواره و پیاده از اَیری بوجاق به
 یاری مردم شهر می آیند. &nbsp;صحنه‌های بس اعجاب انگیزی در آن مدت کم دفاع 
مشاهده می شود که قابل وصف نیست.</strong></p><p dir="rtl"><strong>&nbsp;
 قضیه فرار مدافعان بخشی از قلعه و تحریک غیرت آنان به وسیلة زری خانم نامی
 و بازگشت مدافعان و دفع مهاجمان ارمنی خود نمونه‌ای از شیرزنی زنان 
آذربایجانی است.آمدن ارامنه با لباس عساکر عثمانی و مکر آنان به قصد فریب 
محافظان دروازه قلعه و شجاعت مثال زدنی خلیل نامی در عقیم گذاشتن حیله آنان
 از دیگر داستانهای شنیدنی این روز است که حتی امروزه نیز نقل آن در بین 
مردم خوی رایج است.</strong></p><p dir="rtl"><strong>&nbsp;
 اما قضیه آن توپ قدیمی که تنها به درد اعلام وقت در ماه رمضان می خورد 
شاید از همه شنیدنی تر باشد. مشهدی تقی نامی از توپچیان قدیمی موفق می شود 
با همین توپ زوار در رفته، اصلی‌ترین توپ مهاجمان را خاموش سازد و مانع از 
ادامه خرابیهای فراوان آن گردد.شرح این همه دلاوری و صحنه آفرینی‌ها را 
باید که در منابع فوق الذکر خواند و از حمیت و غیرت و تیزهوشی پدران خویش 
لذت برد و درس آموخت. جنگ و دفاع اینگونه ادامه داشت تا اینکه از سمت جنوب 
صدای غرش توپهای اردوی عثمانی به گوش می رسد. مدافعین با شور بیشتری به 
دفاع می پردازند. همه نزدیک شدن شاهد پیروزی را با چشمان خود می بینند. همه
 به ثمر نشستن درخت تصمیم به دفاع خود را مشاهده می کنند و بر شدت حملاتشان
 بر دشمن زبون می افزایند. طولی نمی کشد که نیروهای ارمنی از دو سوی مورد 
حمله قرار می‌گیرند و منهزم می گردند. زنده ماندگان با خواری و ذلت به سوی 
جلفا فرار می کنند و خود را به آن سوی آراز می رسانند و پل آن را به آتش می
 کشند.</strong></p><p dir="rtl"><strong>&nbsp;
 شهر خوی غرق در شادی می شود. گرچه تعداد شهدای مقاومت آن روز به پانزده 
نفر می رسد، ولی جان باختگان حمله بسیار بیشترند. شیوع انواع بیماری‌های 
مسری نزدیک به دو ثلث مردم شهر را به کام مرگ می‌فرستد. اما باز مردم شهر 
خوشحالند و سرفراز. …<br></strong></p><p dir="rtl"><br><strong></strong></p><p dir="rtl"><strong><img src="https://i0.wp.com/s3.picofile.com/file/7590944187/%D8%AC%D9%86%DA%AF_%D8%AC%DB%8C%D9%84%D9%88%D9%84%D9%88%D9%82_%D9%88_%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D8%AF%D8%AA_%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%A2%D9%88%D8%A7%D8%AC%DB%8C%D9%82.jpg?resize=413%2C217" loaded="1" width="413" height="217"></strong></p><p dir="rtl"><strong>&nbsp;
 ذکر این نکته لازم است که در متون دیگر،&nbsp;آورده&nbsp;شده که:&nbsp;آواجیقی‌ها مستقیما
 به ارامنه حمله کرده و اگر این نیروی کمکی در آن لحظات حساس با روحیه 
جنگاوری نمی آمد حتما در شهر خوی بیش از هزاران زن و مرد کشته می شدند و از
 افراد مهم آن نیرو&nbsp;می توان به اسداله معروف به “اسو بیک” و “محمد باقربیک”
 اشاره کرد.</strong></p><p dir="rtl"><strong>اسناد
 متعدد تاریخی اثبات می کندکه میلیونها نفر آزربایجانی که در سالهای۱۹۰۵ تا
 ۱۹۰۷،۱۹۱۸ تا ۱۹۲۰،۱۹۴۸ تا۱۹۵۳،دراراضی تاریخی &nbsp; خود در قفقاز بارها هدف 
سیاست پاکسازی قومی ونسل کشی واقع شدند؛به صورت دسته جمعی به قتل رسیده و 
از سرزمین آبا واجدادی خود اخراج شده اند. نهایتا،طرح ادعاهای بی‌اساس 
اراضی علیه آزربایجان و فعالیت‌های جدایی طلبانه ارامنه از سال ۱۹۸۸ به بعد
 مجددا شدت گرفته،به فتنه قاراباغ کوهستانی که بر هیچ پایه و اساس 
تاریخی‌سیاسی و قومی استوار نیست؛دامن زده شد.طی سالهای ۱۹۸۸ تا ۱۹۸۹ بیش 
از ۲۵۰ هزار تورک‌آزربایجان که در اراضی تاریخی خود میزیستند،تا آخرین 
نفراز سرزمین آبا واجدادی اخراج شده وصدها نفراز ساکنین غیرنظامی وحشیانه 
به قتل رسید.</strong></p><p dir="rtl"><strong>&nbsp;ارمنیهای
 مهأجر که چند&nbsp;سال از ساکن شدنشان در آزربایجان توسط روس‌ها نمیگذشت در سال
 ۱۹۸۸ درقاراباغ کوهستانی،این قلمرو تاریخی آزربایجان جنگ تحمیلی ارمنستان 
علیه آزربایجان را به بهانه ایجاد ارمنستان آغاز کردند . در نتیجه سیاست 
تجاوزکارانه ارمنستان که به قوانین بین المللی و اصول و موازین حقوق بین 
الملل اعتنایی نشان نمی دهد,بیست درصد از خاک آذربایجان منجمله هفت شهرستان
 که در تقسیمات کشوری جزءقاراباغ کوهستانی محسوب نمی شود،از سوی نیروهای 
مسلح ارمنستان اشغال شده،بیش از یک میلیون نفر تورک‌آزربایجانی از موطن 
آباواجدادی خود وحشیانه اخراج شده،دهها هزار انسان به قتل رسیده،معلول شده 
یا به اسارت برده شده اند.صدها منطقه مسکونی،هزاران ابنیه 
فرهنگی‌اجتماعی،موسسات آموزشی وبهداشتی،آثارتارخی‌فرهنگی،مساجد و 
عبادتگاهها،قبرستانها و…با خاک یکسان شده و هدف وندالیسم بی‌سابقه ارامنه 
واقع شدند.</strong></p><p dir="rtl"><strong>در
 نتیجه وحشیگری ارامنه،فاجعه نسل کشی خوجالی که در شهر خوجالی قاراباغ 
کوهستانی رخ داد نیز در ردیف وحشتناکترین فجایع جهان جای گرفت.&nbsp;</strong></p><p dir="rtl"><strong>ارمنی‌ها
 در ۲۶ فوریه سال ۱۹۹۲ یکی از خونین‌ترین فجایع عصر نو را رقم زدند.&nbsp;در این
 روز نیروهای نظامی ارمنستان به کمک ایرانی‌‌ها و روس‌ها ۶۱۳ تورک‌ 
آزربایجانی بی‌گناه از جمله ۱۰۶ زن و ۶۳ کودک را به قتل رساندند.&nbsp;هزار 
شهروند خوجالی نیز در این روز زخمی شدند که مصدومیت ۴۸۷ نفر از آنان از 
جمله ۷۶ کودک بسیار شدید بوده است.</strong></p><p dir="rtl"><strong>هنوز
 از سرنوشت ۱۵۰ نفر از ۱۲۷۵ اسیر تورک‌ آزربایجانی که در جریان قتل عام 
خوجالی توسط نیروهای ارمنی به اسارت گرفته شدند خبری در دست نمی باشد</strong></p><p dir="rtl"><strong><br> <span style="color:#cc0000">برگزیده از خطرت شاهدان نسل کشی و اسیران تورک بدست ارمنه مهاجر در آزربایجان</span><br> </strong><br>  <strong><span style="color:#0000cc">سازمان آزادی قاراباغ</span> در نتیجه تجاوز‌های ارمنی به زنان اسیر آزربایجانی و برای از میان برداشتن تجاوز‌های ارمنی آن <strong>بیانات</strong> بنام&nbsp;واحید موقع&nbsp;را تصدیق کرده است .&nbsp;</strong><strong>در این سند وحشی گری‌های ارمنیها به زنان اسیر آذربایجانی نشان داده میشود .</strong></p><p dir="rtl"><strong><span style="color:#0000cc">دختر آزربایجانی اسیر شده توسط ارمنی ها:</span>”<strong>جلوی چشمان پدر و مادرم به دفعات,خودم و خواهر،۱۵ ساله، وسطی من و، ۹ ساله ، خواهر کوچک‌ام به زور مورد تجاوز‌شان قرار گرفتیم”</strong></strong></p><p dir="rtl"><strong><span style="color:#0000cc">مادری میگوید:</span>&nbsp;“دختر ۴ ساله م را مورد اذیت قرار دادند بعد ما زنان را به خانکندی که در آنجا سربازن&nbsp;</strong><strong>ارمنی بودند فرستادند لختمان کردند و همه ما را مورد تجاوز قرار دادند .سپس به زمین انداخته و کشیدند”</strong></p><p dir="rtl"><strong><span style="color:#0000cc">اظهارات دختری ۲۰ ساله:</span> “ما را در ده پیرجمال در یک توالت نگاه داشته بودند</strong><strong>جلوی
 چشمان پدر و مادرم به دفعات من و ،۱۵ ساله،خواهر وسطی‌ام و ، ۹ ساله ، 
خواهر کوچک‌ام به زور مورد تجاوز‌شان قرار گرفتیم سیگار کشیده و روی بدنمان
 خاموش میکردند پیر و جوان‌هاشون به نوبت ایستاده و به ما خواهر‌ها به زور 
تجاوز میکردندو از موهایمان گرفته و رو زمین میکشیدند”</strong></p><p dir="rtl"><strong><span style="color:#0000cc">مادری میگوید:</span> “مرا به شعبه پلیس در شهر عسگران بردند جلوی چشم بچه هام بارها کتکم زدند و بهم تجاوز</strong><strong>کردند”</strong></p><p dir="rtl"><strong><span style="color:#0000cc">زن اسیر آزربایجانی :</span>”&nbsp;به رگ من آمپولی زدند از خود بی‌خود شده بودم به نوبت به من تجاوز کردند بعد مجبور کردند….&nbsp;</strong><strong>که با سگ هم خوابی کنم”</strong></p><p dir="rtl"><strong><span style="color:#0000cc">اسیر آزربایجانی :</span>&nbsp;“آنجا به دختر‌های ۱۳-۱۴ ساله ما جلوی چشمانمان به زور تجاوز میکردند&nbsp;….</strong><strong>صدای آنها الان هم&nbsp;از گوشم بیرون نمیره”</strong></p><p dir="rtl"><strong><span style="color:#0000cc">اسیر آزربایجانی :</span>”&nbsp;از دست زنانی که در اسارتند بچه نوزادشان را میگرفتند و به هوا پرتاپ کرده و از سر نیزه تفنگ رد میکردند”</strong></p><p dir="rtl"><strong><span style="color:#0000cc">اسیر آزربایجانی :</span>&nbsp;”&nbsp;در پارک کودک خانکندی به دختران ۱۳-۱۲ ساله به زور تجاوز میکردند مادر</strong><strong>یکی از دخترها نتوانست تحمل کند و خودش را خفه کرد”&nbsp;</strong></p><p dir="rtl"><strong><span style="color:#0000cc">اسیر آزربایجانی :</span>&nbsp;”&nbsp;یک دختر را لخت کرده به حالت عریان مجبور به رقص کردند سپس به او تجاوز کردند”</strong><strong>فردای ان روز دختر با فرو کردن&nbsp;چنگک( کاه برداری) به شکمش خودکشی کرد</strong></p><p dir="rtl"><strong><span style="color:#0000cc">اسیر آذربایجانی :</span>&nbsp;”&nbsp;من همراه با بیش از ۲۰۰ نفر بچه و پیر و زنان در زیر زمین قسمت اداری میلیس در شهر عسگران&nbsp;</strong><strong>نگاه داری میشدیم ما را همه روزه با با قنداق‌های مسلسل،لگد و مشت کتک میزدند زنان جوان ما را&nbsp;</strong><strong>سرشان را به دیوار میکوبیدند و به حالت بی‌هوش و بی‌حال کشیده و میبردند”&nbsp;</strong></p><p dir="rtl"><strong><span style="color:#0000cc">اسیر آزربایجانی :&nbsp;</span>”&nbsp;در یکی&nbsp;از اتاق‌ها (بیمارستان) دختری ۴-۵ ساله میخوابید تمام وحشت‌ها و عذاب‌های جنگ را&nbsp;</strong><strong>در چشمان او میدیدم به او تجاوز شده بود”&nbsp;</strong></p><p dir="rtl"><strong><span style="color:#0000cc">دختر آزربایجانی اسیر شده :</span>”&nbsp;در سنگر ارمنی‌ها در خانکندی من به همراه ۸ دختر با نوبت به زور تعرض جنسی کردند</strong><strong>بعد به همان وضعیت لخت ما را با باتون زدند سپس ما را به میلیس در شهر عسگران برده و دوباره</strong><strong>آنجا هم به ما کتک زده و تجاوز کردند”&nbsp;</strong></p><p dir="rtl"><strong>—&nbsp;<span style="color:#0000cc">دختر آزربایجانی اسیر شده&nbsp;:</span>”&nbsp;هنوز هم از این وحشت به خودم نمیتونم بیام بعد آن زندگی برام انقدر چندش آور شده&nbsp;</strong><strong>که نمیخوام زنده باشم”&nbsp;….. این حرفهای دختری هست که در صورت زیبایش هنوز جای</strong><strong>چنگ و ضربه واضح دیده میشد و وحشتناک‌ترین شرح حال را چشم های او میداد</strong><br>  <strong>انسان نمیتوانست آن نگاه‌ها را تحمل کند بعد ازهمه اینها آیا میتوان ارمنی را بخیشید؟!</strong></p><p dir="rtl"><strong> با ارمنی‌ها دوستی و برادری کردن،ارتباط بر قرار کردن،مذاکرات دیپلماسی ،</strong><strong>میشود کرد؟</strong></p><p dir="rtl"><strong><span style="color:#cc0000"><span style="color:#0000cc">زوری بالایان</span> – از کتاب احیا دوباره روحمان- چاپ شده در&nbsp;صفحه ۲۶۰ تا ۲۶۲ نشریه وانادزور بتاریخ </span><span style="color:#cc0000">۱۹۹۶</span></strong></p><p dir="rtl"><strong>&nbsp;
 اعترافات که از یکی از سیاهترین لکه‌های ننگ تاریخ بشریت پرده بر میدارد 
توسط یک روزنامه نگار وشاعر معروف ارمنی نگاشته شده است که خود در آن 
جنایات شرکت داشته وآنرا مایه افتخار خود وارامنه میداند. باشد کسانی که 
هنوز نسبت به وقوع این فاجعه با تردید مینگرند با خواندن این اعترافات صریح
 وتکاندهنده بخود بیایند.</strong><br>  <strong>یکی‌
 از شعرا و نویسندگان مشهور ارمنی به نام زوری بالایان در کتابی‌ تحت عنوان
 ؛احیا دوباره روحمان؛ از قتل عام خوجالی در تاریخ ۲۶ فوریه ۱۹۹۲ که خود 
نیز در آن شرکت داشته چنین مینویسد:</strong><br>  <strong>با
 خاچاتوریان به خانه‌ای که تصرف کرده بودیم وارد و کودک ۱۳ ساله تورکی 
رادیدیم که توسط سربازان ارمنی به پنجره اتاق میخکوب شده بود خاچاتوریان 
برای اینکه جلوی گریه و فریادهای کودک را بگیرد پستان بریده شده مادرش را 
به زور در دهان وی فرو برد بعد از آن من پوست سر و سینه و شکم کودک را کنده
 و تایم گرفتم<br> کودک در عرض هفت دقیقه بر اثر شدت خونریزی جان داد و من 
با این عمل دچار شادی و شعف زاید الوصفی شدم و تمام روحم سر شار از غرور 
گردید.</strong></p><p dir="rtl"><strong>خاچاتوریان
 جسد کودک را تکه تکه کرده و در مقابل سگهایی که از نژاد خود ترکها هستند 
انداخت!شب همانروز این کار را با سه کودک دیگر ترک تکرار کردیم `بدین شکل 
من به وظیفه خود به عنوان یک ارمنی عمل کرده و یقین دارم که که تمامی‌ 
ارامنه به ما و کارهایمان افتخار خواهند کرد&nbsp;</strong></p><p dir="rtl"><strong>علاوه
 بر این نویسنده و <span style="color:#0000cc">روزنامه نگار دیگر ارمنی به نام دیوید خردیان</span><span style="color:#000000"> که اکنون 
ساکن لبنان می‌باشد در لابلای صفحات ۱۹ تا ۷۶ کتابی تحت عنوان”” در راه 
صلیب”” از مصیبتهای وارد به اهالی خوجالی در طی‌ قتل عام آنها توسط ارامنه 
به عنوان افتخار ارامنه یاد کرده و در صفحه ۲۶ آن نوشته است:در یک صبح سرد 
در نزدیکیهای داش بولاق مجبور شدیم برای عبور از یک باتلاق از اجساد پلی‌ 
برای عبور بسازیم “”پود پول کوویک اوهانیان “” وقتی‌ ترس مرا در عبور از 
روی اجساد دید و اشاره کرده وگفت نترس حرکت کن و من پایم را روی جسد دختری ۹
 تا ۱۱ ساله گذاشته و شروع به حرکت نمودم.پاهایم وتمام شلوارم غرق خون شده 
بود. بدین شکل ما از روی اجساد ۱۲۰۰ نفر که پلی‌ برای ما شده بودند گذشتیم.</span></strong><br>  <strong>در
 صفحه?۶۲ و ۶۳ “” <span style="color:#cc0000">مارتین ۲</span>”” از یک گروه ارمنی به نام کافلان که وظیفه 
سوزاندن اجساد را بر عهده داشتند نام برده شده و در ادامه آمده است: ۲۰۰۰ 
نفر از منگولهای پست(تورکها) در یک کیلومتری خوجالی سوزانده شد .در آخرین 
ماشینی که برای سوزاندن حمل میکردند من دختری ۱۰ ساله را دیدم که علیرغم 
زخمهای زیاد در ناحیه سر و دست وسرما و گرسنگی همچنان زنده بود و به سختی 
نفس می‌کشید ;دخترک به من نگاه میکرد و من هیچگاه چشمها ی آن دختر ۱۰ ساله 
را که با مرگ دست و پنجه نرم میکرد را فراموش نخواهم کرد `سربازی به نام 
تیکرانیان گوشهای دخترک را گرفت و او را کشان کشان به داخل اجسادی انداخت 
که قرار بود سوزانده شوند سپس مواد آتش زا بر روی آنها ریخته و اجساد راآتش
 زدند” صدای&nbsp;ناله &nbsp;و فریاد کسانی‌ که هنوز زنده بودند از میان آتش به گوش 
میرسید</strong></p><p dir="rtl"><strong></strong><strong><br> </strong></p><p dir="rtl"><strong style="color:#990000">وقایع مربوط به قتل عام مردم اورمیه بدست ارامنه و اکراد مهاجر :<br></strong></p><p dir="rtl"><br><strong style="color:#990000"></strong></p><p dir="rtl"><strong>۱۳۲۴تا ۱۳۳۰هجری قمری- تشکیل انجمن های صنفی طرفدار مشروطیت هم زمان با تبریز</strong><br>  <strong>بدنبال
 درگیری طرفداران و مخالفان مشروطیت و ناتوانی حاجی محتشم السلطنه والی 
اورمیه اکراد متناوبا به قتل و غارت و گروگان گیری در دهات و حاشیه شهر 
اورمیه پرداختند.</strong><br>  <strong>۱۳۳۰هجری
 قمری- بدنبال اشغال تبریز بدست روسها اورمیه به اشغال آنان درآمده و مشهدی
 اسماعیل خان رئیس مجاهدان گرفتار و مصلوب شده به شهادت می رسد .</strong><br>  <strong>۱۳۳۲هجری قمری- شروع جنگ جهانی اول</strong><br>  <strong>حمله
 روسیه به عثمانی از طریق اورمیه ؛ اعتمادالدوله از طرف صمدخان شجاع السطنه
 والی ارومیه می شود ؛ جسارت و تعدی ارامنه به پشت گرمی روسها به مردم شهر و
 دهات اطراف</strong><br>  <strong>۱۳۳۳هجری
 قمری – شکست روس ها از عثمانی حوالی ارزروم ، فرار مسیحیان به سبب 
بدرفتاری با ترک ها و از ترس عقوبت آنان به همراه روسها ، غارت اموال 
مسیحیان توسط اکراد</strong><br>  <strong>۱۳۳۴هجری
 قمری – ورود نیروهای خلیل پاشا به ارومیه(بهار) ، اعلان جهاد حاجی میرزا 
فضل الله مجتهد ارومی علیه روسیه(تشکیل جمعیت اتحاد اسلام در ارومیه)</strong><br>  <strong>۱۳۳۴هجری قمری(زمستان)- فاجعه ساری قمیش، شهادت صدهزار عسگر ترک در اثر یخبندان و شکست اردوی انور پاشا از روسیه</strong><br>  <strong>ورود
 دراگون قزاق از تبریز به قوشاچای (میاندوآب) و حمله به ساوجبلاغ 
(مهاباد)شروع قتل عام اهالی به مدت چند ساعت(تا این تاریخ اهالی ترک بودند و
 بعد از این قتل عام و قتل عام بعدی که توسط سمیتقو انجام شد ترکیب جمعیتی 
به نفع اکراد تغییر یافت)</strong><br>  <strong>تعیین یمین الدوله به سمت والی اورمیه(دست نشانده روس ها) ، برگشت&nbsp;ارامنه به ارومیه همراه روس ها و شروع تعدیات نسبت به اهالی ترک</strong><br>  <strong>اعدام شش تن از حاجی های بالوو (سران اتحاد اسلام)مقابل شهبندری(کنسولگری) عثمانی در محله عسگرخان</strong><br>  <strong>اعتراض اهالی و سپس حکومت اعتماد الدوله تا اواخر بهار ۱۳۳۵هجری قمری واعاده امنیت به طور نسبی در شهر .</strong><br>  <strong>۱۳۳۵هجری
 قمری- انقلاب کبیر روسیه و برانداختن تزارها از قدرت ، عزل اعتماد الدوله و
 نصب معزالدوله به مقام والی ارومیه ، ورود دستجات جیلو (آسوری های وان)به 
رهبری مارشیمون به سلماس و ارومیه</strong></p><p dir="rtl"><strong>۱۵رمضان ۱۳۳۵هجری قمری- غارت و آتش زدن بازار ارومیه توسط روس ها و دستجات ارمنی و آسوری ، ۱۷رمضان اطفائ حریق توسط اهالی</strong><br>  <strong>خروج تدریجی روس ها از آذربایجان ، تشکیل فرقه دموکرات توسط شیخ محمد خیابانی در تبریز(آغا موسی صدر رییس فرقه در اورمیه می شود)</strong><br>  <strong>ورود صلیب احمر فرانسه به اورمیهبه بهانه اعمال خیریه و در نهان تسلیح و سازمان دهی ارامنه و جیلوها</strong><br>  <strong>کفالت حکومت اورمیه توسط حاجی شهاب الدوله ارومی و از اواخر پاییز اجلال الملک سمت والی اورمیه بر عهده می گیرد.</strong><br>  <strong>خرید
 سلاح و مهمات روس ها توسط هلال احمر فرانسه و مستر شت آمریکایی کنسول 
آمریکا (این شخص همزمان نماینده بریتانیا در اورمیهبود) و تسلیح مسیحیان و 
تشکیل اردوی ارمنی – جیلو</strong><br>  <strong>خرید اسلحه و مهمات توسط اهالی اورمیه از بیم مسیحیان(ارشد الملک رییس نظمیه شهر مردم را به این امر تشویق می کند)</strong><br>  <strong>ورود ارمنی های قفقاز به ارومیه</strong></p><p dir="rtl"><strong>&nbsp;<br></strong></p><p dir="rtl"><span style="color:#990000;font-size:medium">قایناق: </span><span style="color:#009900"><a href="http://oguztv.com/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA/%D9%86%D8%B3%D9%84-%DA%A9%D8%B4%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%B1%DA%A9%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B7-%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%86%D9%87/" style="font-size:medium">اوغوز تی وی</a><br></span></p><p dir="rtl"><span style="color:#009900"><br></span></p><p dir="rtl"><span style="color:#009900"><br></span></p><p dir="rtl"><span style="color:#009900"></span><span style="font-size:large;color:#0000cc" class="<img src=" http:="" arzublog.com="" template="" elrte="" images="" pixel.gif"="" title="https://i0.wp.com/s3.picofile.com/file/7590944187/%D8%AC%D9%86%DA%AF_%D8%AC%DB%8C%D9%84%D9%88%D9%84%D9%88%D9%82_%D9%88_%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D8%AF%D8%AA_%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%A2%D9%88%D8%A7%D8%AC%DB%8C%D9%82.jpg?resize=413%2C217" rel="media7006340819681303" width="413" height="217">مطالب مرتبط با نسل کشی آزربایجانیان :<br></span></p><p dir="rtl"><span style="font-size:large;color:#0000cc" class="<img src=" http:="" arzublog.com="" template="" elrte="" images="" pixel.gif"="" title="https://i0.wp.com/s3.picofile.com/file/7590944187/%D8%AC%D9%86%DA%AF_%D8%AC%DB%8C%D9%84%D9%88%D9%84%D9%88%D9%82_%D9%88_%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D8%AF%D8%AA_%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%A2%D9%88%D8%A7%D8%AC%DB%8C%D9%82.jpg?resize=413%2C217" rel="media7006340819681303" width="413" height="217"><br></span></p><p dir="rtl" style="font-size:x-small;color:#330099"><a href="https://books.google.com/books/about/%D8%A2%D8%B0%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%8A%D8%AC%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AC%D9%86%DA%AF_%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86.html?id=gFZplAEACAAJ"></a></p><h1 style="font-size:small"><a href="https://books.google.com/books/about/%D8%A2%D8%B0%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%8A%D8%AC%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AC%D9%86%DA%AF_%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86.html?id=gFZplAEACAAJ" style="font-size:medium">آذربایجان در جنگ جهانى اول، یا، فجایع جیلولوق-توحید ملک زاده دیلمقانی<strong><strong></strong></strong></a></h1></strong></strong></strong></strong></strong><a href="http://yolpress.ir/?p=33779" style="color:#cc0000;font-size:medium">جیلولوق؛ فاجعه ای فراتر از درگیری نژادی – مذهبی</a></strong><a href="http://yolpress.ir/?p=33779">  </a><p dir="rtl" style="font-size:medium"><span style="color:#0000cc"><a href="http://haraynews.arzublog.com/post/60424"><strong>قره صاندیق ارومیه ؛ سند زنده نسل کشی مسلمانان ترک آذربایجان توسط ارامنه</strong>  </a><br></span></p><p dir="rtl"><span style="color:#0000cc"></span></p><h4 style="color:#009933"><a href="http://www.milliyol.org/tr/archive/844" style="font-size:medium"><span style="color:#009933">ا</span><span style="color:#009933">ورمو (گونئی آذربایجان) سوی قیریمی-میللی&nbsp;یول</span></a></h4>  <p dir="rtl" style="font-size:xx-small;color:#cc0000"><a href="http://1905.az/fa/category/genocides-of-azerbaijanis-5/"><span style="color:#cc0000"></span></a></p><h1 dir="rtl"><a href="http://1905.az/fa/category/genocides-of-azerbaijanis-5/" style="font-size:medium">جیلولوق (نسل کشی ترکان آذربایجان)را فراموش نکرده ایم-رضا&nbsp;طالبی</a></h1><h1 itemprop="name"><a href="http://1905.az/fa/category/genocides-of-azerbaijanis-5/" style="font-size:medium">فجایع جیلولوق در اورمیه – دکتر توحید ملک‌زاده</a></h1><a href="http://1905.az/fa/category/genocides-of-azerbaijanis-5/">  <h1 style="font-size:medium">جیلوها -به مناسبت صدمین سال قتل عام مردم آذربایجان غربی توسط داشناک های ارمنی</h1>  
            <span style="font-size:medium;color:#cc0000"><strong class="undefined" style="font-size:medium">نسل کشی آزربایجانی ها</strong></span></a><br><p dir="rtl"><a href="http://www.araznews.ir/%D8%AC%D9%8A%D9%84%D9%88%D9%84%D9%88%D9%82-%D9%81%D8%A7%D8%AC%D9%8A%D8%B9%D9%87-%D8%B3%D9%8A/"><span style="font-size:medium"><strong style="font-size:medium">جیلولوق فاجیعه سی - اکبر سعادت</strong></span></a><span style="color:#0000cc"><a href="http://azadazarbaycan.arzublog.com/post/73627" style="color:#cc0000"><strong style="font-size:medium"><br></strong></a></span></p><p dir="rtl"><span style="color:#0000cc"><a href="http://azadazarbaycan.arzublog.com/post/73627" style="color:#cc0000"><strong style="font-size:medium">هولوکاست آزربایجان-جانیم آزربایجان</strong><br></a></span></p><p dir="rtl"><strong><a href="http://azadazarbaycan.arzublog.com/post/73603" style="color:#009933;font-size:medium">فجایع اوروسلوق جیلولوق و کوردلوک در محال بار اندوز چای-جانیم&nbsp;آزربایجان</a></strong></p>  <h4><a href="http://azadazarbaycan.arzublog.com/post/74104" style="font-size:medium">سنده وارسا  تورکون قانی  گل ساتما آذربایجانی (اوزو قارا سیمیتقویا)</a></h4><p><br></p><p><br></p>  <span style="color:#333333;font-size:medium"><strong>ویدیوهای مرتبط :</strong></span><br><br><p dir="rtl"><span style="color:#0000cc"></span></p><h1 style="font-size:small;color:#cc0000"><a href="https://www.youtube.com/watch?v=1gu7VuXcJps" style="color:#cc0000;font-size:medium">فجایع جیلولوق | جیلولوق آغیلاری - اورمیه، قره‌آغاج کندی</a></h1>  <p dir="rtl"><span style="color:#0000cc"></span></p><h1 style="font-size:medium"><a href="https://www.youtube.com/watch?v=0rBi8wmDwLA">Ermənilərin Urmuda  Türk soyqırımı (Güney Azərbaycan )</a></h1>  <span style="font-size:medium"></span><div style="font-size:medium">
                <div>
                    <div>
                        </div></div></div><div style="font-size:medium"><div><div>
        </div>
        </div>
                        </div>
                    <h1 style="font-size:medium">
                        <a href="https://www.aparat.com/v/XHwm4/%D8%AC%DB%8C%D9%84%D9%88%D9%84%D9%88%D9%82-%D9%82%D8%AA%D9%84_%D8%B9%D8%A7%D9%85_150_%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B7_%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%86%D9%87-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF">جیلولوق-قتل عام 150 هزار مسلمان توسط ارامنه-مستند</a></h1>  <span style="font-size:medium"><br></span><strong style="font-size:medium"></strong><span style="font-size:medium"><br></span>]]></content>
</entry>
<entry>
<title>زندگی نامه و آثار صمد بهرنگی + فایل صوتی &quot; قارا بالیق &quot;</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://agbulud.arzublog.com/post/76787"></link>
<published>2018-03-02</published>
<updated>2018-03-02</updated>
<id>tag:http://agbulud.arzublog.com/post/76787</id>
<author><name> kölgə siz</name></author>
<summary>صمد بهرنگی دردوم تیرماه ۱۳۱۸ در محله چرنداب در جنوب بافت &lt;br /&gt;قدیمی تبریز در خانواده ای تهیدست چشم به جهان گشود. پدر او عزت و مادرش &lt;br /&gt;سارا نام داشتند .صمد دارای دو برادر و سه خواهر بود .پدرش کارگری فصلی بود&lt;br /&gt; که اغلب به شغل زهتابی(آنکه شغلش تابیدن زه و تهیه کردن رشته تافته از &lt;br /&gt;روده گوسفند و حیوانات دیگر باشد) زندگی را میگذراند وخرجش همواره بر دخلش &lt;br /&gt;تصرف داشت. بعضی اوقات نیز مشک آب به دوش می گرفت و در ایستگاه «وازان» به &lt;br /&gt;روس ها و عثمانی ها آب می فروخت. بالاخره فشار زندگی وادارش ساخت تا با فوج&lt;br /&gt; بیکارانی که راهی قفقاز و باکو بودند. عازم قفقاز شود. رفت و دیگر باز &lt;br /&gt;نگشت.&lt;br /&gt;صمد بهرنگی پس از تحصیلات ابتدایی و &lt;br /&gt;دبیرستان در مهر ۱۳۳۴ به دانشسرای مقدماتی پسران تبریز رفت که در خرداد &lt;br /&gt;۱۳۳۶ از آنجا فارغ‌التحصیل شد. از مهر همان سال و در حالیکه تنها هجده سال &lt;br /&gt;سن داشت آموزگار شد و تا پایان عمرکوتاهش، در آذرشهر، ماماغان، قندجهان، &lt;br /&gt;گوگان، و آخیرجان در  ...</summary>
<content type="html" xml:base="http://agbulud.arzublog.com/post/76787"><![CDATA[<em><img src="http://www.folder98.ir/uploads/i865140_samed-behrengi.jpg" width="442" height="244"><br><br>« قارچ زاده نشدم بی پدر و مادر، اما
 مثل قارچ نمو کردم، ولی نه مثل قارچ زود از پا در آمدم. <br>هر جا نمی بود به 
خود کشیدم، کسی نشد مرا آبیاری کند. من نمو کردم…&nbsp;</em>
<p><em>مثل درخت سنجد کج و معوج و قانع به آب کم، و شدم معلم روستاهای آزربایجان.<br>
</em><em>پدرم می گوید: اگر ایران را میان ایرانیان تقسیم کنید از همین بیشتر نصیب تو نمی شود…»<br></em></p><p><br><em></em></p>
<p dir="rtl">صمد بهرنگی دردوم تیرماه ۱۳۱۸ در محله چرنداب در جنوب بافت 
قدیمی تبریز در خانواده ای تهیدست چشم به جهان گشود. پدر او عزت و مادرش 
سارا نام داشتند .صمد دارای دو برادر و سه خواهر بود .پدرش کارگری فصلی بود
 که اغلب به شغل زهتابی(آنکه شغلش تابیدن زه و تهیه کردن رشته تافته از 
روده گوسفند و حیوانات دیگر باشد) زندگی را میگذراند وخرجش همواره بر دخلش 
تصرف داشت. بعضی اوقات نیز مشک آب به دوش می گرفت و در ایستگاه «وازان» به 
روس ها و عثمانی ها آب می فروخت. بالاخره فشار زندگی وادارش ساخت تا با فوج
 بیکارانی که راهی قفقاز و باکو بودند. عازم قفقاز شود. رفت و دیگر باز 
نگشت.<br>
صمد بهرنگی پس از تحصیلات ابتدایی و 
دبیرستان در مهر ۱۳۳۴ به دانشسرای مقدماتی پسران تبریز رفت که در خرداد 
۱۳۳۶ از آنجا فارغ‌التحصیل شد. از مهر همان سال و در حالیکه تنها هجده سال 
سن داشت آموزگار شد و تا پایان عمرکوتاهش، در آذرشهر، ماماغان، قندجهان، 
گوگان، و آخیرجان در استان آذربایجان شرقی که آن زمان روستا بودند تدریس 
کرد.</p>
<p dir="rtl">« از دانشسرا که درآمدم و به روستا رفتم یکباره دریافتم که تمام تعلیمات مربیان دانشسرا کشک بوده است و<br>
همه اش را به باد فراموشی سپردم و فهمیدم که باید خودم برای خودم فوت و فن معلمی را پیدا کنم و چنین نیز کردم.»</p>
<p dir="rtl">در مهر ۱۳۳۷ 
برای ادامهٔ تحصیل در رشتهٔ زبان و ادبیات انگلیسی به دورهٔ شبانهٔ دانشکده
 ادبیات دانشگاه تبریز رفت و هم‌زمان با آموزگاری، تحصیلش را تا خرداد ۱۳۴۱
 و دریافت گواهی‌نامهٔ پایان تحصیلات ادامه داد.<br>
بهرنگی درنوزده سالگی (۱۳۳۹) اولین داستان 
منتشر شده‌اش به نام عادت را نوشت. یک سال بعد داستان تلخون را که برگرفته 
از داستانهای آذربایجان بود با نام مستعار “ص. قارانقوش “
 در کتاب هفته منتشر کرد و این روند با&nbsp; بی‌نام در ۱۳۴۲، و داستان‌های دیگر
 ادامه یافت. بعدها از بهرنگی مقالاتی در روزنامه “مهد آزادی”، توفیق و … 
به چاپ رسید با امضاهای متعدد و اسامی مستعار فراوان از جمله داریوش نواب 
مرغی، چنگیز مرآتی، بابک، افشین پرویزی و باتمیش و …
 . او ترجمه‌هایی نیز از انگلیسی و ترکی استانبولی به فارسی و از فارسی به 
ترکی آذربایجانی (از جمله ترجمهٔ شعرهایی از مهدی اخوان ثالث، احمد شاملو، 
فروغ فرخزاد، و نیما یوشیج) انجام داد. تحقیقاتی نیز در جمع‌آوری فولکلور 
آذربایجان و نیز در مسائل تربیتی از او منتشر شده‌است.<br>
در سال ۱۳۴۱ صمد از دبیرستان به جرم بیان سخنهای ناخوشایند
 (بنابه گزارش رئیس دبیرستان) در دفتر دبیرستان و بین دبیران اخراج و به 
دبستان انتقال یافت. یکسال بعد و در پی افزایش فعالیتهای فرهنگی، با پاپوش 
رئیس وقت فرهنگ آذربایجان به کار صمد به دادگاه کشیده شد که متعاقبا تبرئه 
گردید. در ۱۳۴۲ کتاب الفبای ترکی آذربایجانی برای مدارس آذربایجان را نوشت 
که این کتابپیشنهاد جلال آل‎‎‎احمد برای چاپ به کمیته‎‎‎ی
 پیکار جهانی با بیسوادی فرستاده شد اما صمد بهرنگی با تغییراتی که قرار 
بود آن کمیته در کتاب ایجاد کند با قاطعیت مخالفت کرد و پیشنهاد پول کلانی 
را نپذیرفت و کتاب را پس گرفت و باعث برانگیختن خشم و کینه‎‎‎ی عوامل ذی‎نفع در چاپ کتاب شد.<br></p><p dir="rtl"><br></p>
<p dir="rtl"><a href="http://durnanews.ir/wp-content/uploads/2015/01/16ad455bfae35b281d14f4c0dbb0d2fc.jpg"><img src="http://durnanews.ir/wp-content/uploads/2015/01/16ad455bfae35b281d14f4c0dbb0d2fc.jpg" alt="16ad455bfae35b281d14f4c0dbb0d2fc" width="420" height="264"></a><br>
<br></p><p dir="rtl">سال ۱۳۴۳ همراه بود با تحت تعقیب قرار گرفتن
 صمد بهرنگی به خاطر چاپ کتاب «پاره پاره» و صدور کیفرخواست از سوی 
دادستانی عادی ۱۰۵ ارتش یکم تبریز و سپس صدور جکم تعلیق از خدمت به مدت ۶ 
ماه. در این سال وی با نام مستعار افشین پرویزی کتاب انشاء ساده را 
برای کودکان دبستانی نوشت. در آبان همین سال حکم تعلیق وی لغو گردید و صمد 
به سر کلاس بازگشت. سالهای میانی دهه چهل مصادف بود با دستگیری و اعدام 
تعدادی از نزدیکان صمد به دست رژیم شاه و شرکت او در اعتصابات دانشجویی.<br>
صمد بهرنگی در شیوه آموزشی و مضمون قصه های 
خود تلاش می کرد روح&nbsp; اعتراض به نظام حاکم را در دانش آموزانش پرورش دهد. 
پای پیاده در روستاها راه می افتاد و اگر کسی کتابخانه ای تاسیس کرده بود 
او را تشویق می کرد و به مجموعه کتابهایش، کتابهایی می افزود. بچه ها را به
 ویژه تشویق به مطالعه می کرد و هرچه از جذابیت و روشهای دوست داشتنی برای 
این گروه سنی می دانست در کار می کرد تا بچه با کتاب به عنوان یک همراه 
همیشگی در تمام طول زندگی مانوس باشند. می گفت که کتاب بخوانند و سپس آن را
 در جملاتی ساده برای دیگران خلاصه نویسی کنند. در این دوران بود که ساواک 
به برخی از فعالیتهای بهرنگی حساس شد. تهدیدها آغاز شد و چندین بار در طول 
دوران زندگی خود مورد توبیخ و جریمه و حتی تبعید قرار گرفت. با این همه 
گویی او به این گونه از امور حساسیتی نداشت و در روحیه او خللی ایجاد نمی 
کرد.</p>
<p dir="rtl">« مرا از آذر شهر به گاوگان فرستادند، ۲۴۰ تومن از حقوقم کسر کردند که چرا در امور مسخره اداری دخالت کرده بودم.<br>
به محض اینکه به گاوگان رسیدم شروع به کار کردم. مثل یک گاو پر کار درس 
دادم. بعضی ها تعجب میکردند که چرا با این همه ظلمی که بهت رسیده،<br>
باز هم جانفشانی میکنی، این آدم ها فقط نوک بینی شان را میدیدند، نه یک قدم
 آن دورتر را. خودم را به گاوگان عادت دادم و بی اعتنا کار کردم …<br>
سعی کن بی اعتنا باشی. اما نه اینکه کار نکنی و بیکاره باشی. ها! غرض رفتن است نه رسیدن. زندگی کلاف سردرگمی است.<br>
به هیچ جا راه نمی برد. اما نباید ایستاد. این که می دانیم نخواهیم رسید: نباید ایستاد . وقتی هم که مردیم، مردیم به درک!»</p>
<p dir="rtl">بهرنگی در نهم
 شهریور ۱۳۴۷ در رود ارس و در ساحل روستای شام‌گوالیک کشته شد و جسدش را 
چند روز بعد در ۱۲ شهریور در نزدیکی پاسگاه کلاله در چند کیلومتری محل غرق 
شدنش از آب گرفتند. جنازهٔ او در گورستان امامیهٔ تبریز دفن شده‌است. ده 
روز قبل از غرق شدن صمد، تعدادی از مامورین ساواک به خانه محل سکونت وی 
هجوم برده و وی را تهدید نموده بودند. حدود یکماه قبل از این حادثه ، کتاب 
ماهی سیاه کوچولو چاپ شده و مورد اقبال مردم ایران و جهان واقع شده بود.<br>
نظریات متعدد و مختلفی دربارهٔ مرگ بهرنگی 
وجود دارد. از روزهای اول پس از مرگ او، در علل مرگ او هم در رسانه‌ها و هم
 به شکل شایعه بحث‌هایی وجود داشته‌است. یک نظریه این است که وی به دستورِ 
یا به دستِ عوامل دولت پادشاهی پهلوی کشته شده‌است.که شواهد مستندی در این 
باره وجود دارد. نظریهٔ دیگر این است که وی به علت بلد نبودن شنا در ارس 
غرق شده‌است.<br>
تنها کسی که معلوم شده‌است در زمان مرگ یا 
نزدیک به آن زمان، همراه بهرنگی بوده‌است شخصی به نام حمزه فراهتی است که 
بهرنگی همراه او به سفری که از آن باز نگشت رفته بود. اسد بهرنگی، که 
گفته‌است فراهتی را دو ماه بعد در خانهٔ بهروز دولت‌آبادی دیده‌است، از قول
 او گفته‌است: «من این طرف بودم و صمد آن طرف‌تر. یک دفعه دیدم کمک 
می‌خواهد. هر چه کردم نتوانستم کاری بکنم.»<br>
سیروس طاهباز دراین‌باره می‌نویسد: «بهرنگی 
&nbsp;خواسته بود تنی به آب بزند و چون شنا بلد نبود، غرق شده بود. جلال آل‌احمد
 مرگ بهرنگی را مشکوک تلقی کرد &nbsp;اما حرف بهروز دولت‌آبادی برایم حجّت بود 
که مرگ او را طبیعی گفت و در اثر شنا بلدنبودن.» اسد بهرنگی شنا بلد نبودن 
صمد را تأیید می‌کند &nbsp;ولی دربارهٔ نظر طاهباز و دیگران می‌گوید &nbsp;«همه از 
دهان بهروز دولت‌آبادی حرف زده‌اند نه این که واقعاً تحقیقی صورت گرفته 
باشد &nbsp;تا به حال برخوردی تحقیقی دربارهٔ مرگ صمد نشده‌است.»<br>
طرفداران به قتل رسیدن صمد ادعا می‌کنند که 
در ماه شهریور رود ارس کم‌آب است و در نتیجه احتمال غرق شدن سهوی وی را کم 
می‌دانند. اسد بهرنگی کم‌آب بودن محل غرق شدن صمد را تأیید می‌کند و 
دراین‌باره می‌گوید &nbsp;«البته بعضی جاها ممکن است پر آب شود. هیچ‌کس نمی‌آید 
در محلی که جریان آب تند است آب‌تنی یا شنا کند، چه برسد به صمد که شنا هم 
بلد نبود.» با این وجود تأکید می‌کند: «البته هیچ‌کس ادعا نمی‌کند که 
فراهتی مأمور ساواک بود یا مأمور کشتن صمد.»</p>
<p dir="rtl">جزئیات متناقض
 دیگری نیز دربارهٔ مرگ بهرنگی روایت شده‌است. از جمله اسد بهرنگی 
گفته‌است: «جسد &nbsp;صورت و بدنش سالم بود. دو سه تا جای زخم، طرف ران و ساقش 
بود، چیزی شبیه فرورفتگی. &nbsp;رئیس پاسگاه در صورت‌جلسه‌اش، به جای زخم‌ها 
اشاره کرد. بعدها البته توی پاسگاه دیگری، این صورت‌جلسه عوض شد». اسد 
بهرنگی به همین تناقضات به شکل دیگری اشاره کرده‌است، از جمله این که 
گفته‌است فرج سرکوهی در جایی نوشته‌است که فراهتی گروهی را که به دنبال جسد
 صمد می‌گشته‌اند (و به گفتهٔ اسد بهرنگی شامل اسد بهرنگی، کاظم سعادتی، و 
دو نفر از شوهرخواهرهای بهرنگی بوده‌است) همراهی می‌کرده‌است، در حالی که 
چنین نبوده‌است. <br>
جلال آل‌احمد شش ماه بعد از مرگ صمد در 
نامه‌ای به منصور اوجی شاعر شیرازی می‌نویسد «…اما در باب صمد. درین تردیدی
 نیست که غرق شده. اما چون همه دلمان می‌خواست قصه بسازیم ساختیم…خب ساختیم
 دیگر. آن مقاله را من به همین قصد نوشتم که مثلاً تکنیک آن افسانه سازی را
 روشن کنم برای خودم. حیف که سرودستش شکسته ماند و هدایت کننده نبود به آن 
چه مرحوم نویسنده اش می‌خواست بگوید…»<br>
برادر صمد بهرنگی (اسد بهرنگی) در این باره 
می‌گویذ:همه می‌دانند که ویژه نامه آرش چند ماهی پس از مرگ صمد بهرنگی 
منتشر شد و آن موقع هم دوستان نزدیک صمد بر مرگ او مشکوک بودند. با 
اطلاعاتی که از جریانات تابستان ۴۷ داشتند کشته شدن صمد را وسیله عمله‌های 
رژیم که شاید ساواک هم مستقیما در آن دست نداشته باشد دور از انتظار 
نمی‌دانستند.<br>
اسد بهرنگی در قسمت دیگری از این کتاب 
می‌گوید: «در زمانی که ما در کنار ارس دنبال صمد می‌گشتیم و صمد راداد 
می‌زدیم مامورین ساواک به خانه صمد آمده و همه چیز را به هم ریخته بودند. 
میز تحریر مخصوص او را شکسته بودند و نامه‌ها و یادداشت‌هایش را زیر و رو 
کرده بودند. و اهل خانه را مورد باز جویی قرار داده بودند، و چند کتاب و 
یادداشت هم برداشته و برده بودند و خوشبختانه کتابخانهٔ اصلی صمد را که در 
آن طرف حیاط بود ندیده بودند.»</p>
<p dir="rtl"><strong><span style="color:#ff3300">برخی از آثار صمد بهرنگی:</span></strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="color:#990000">قصه ها:</span></strong></p>
<ul><li>بینام – ۱۳۴۴</li><li>اولدوز و کلاغها – پاییز ۱۳۴۵</li><li>اولدوز و عروسک سخنگو – پاییز ۱۳۴۶</li><li>کچل کفتر باز – آذر ۱۳۴۶</li><li>پسرک لبو فروش – آذر ۱۳۴۶</li><li>افسانه محبت – زمستان۱۳۴۶</li><li>ماهی سیاه کوچولو – تهران، مرداد ۱۳۴۷</li><li>پیرزن و جوجه طلاییاش – ۱۳۴۷</li><li>یک هلو هزار هلو – بهار ۱۳۴۸</li><li>۲۴ ساعت در خواب و بیداری – بهار ۱۳۴۸</li><li>کوراوغلو و کچل حمزه – بهار ۱۳۴۸</li><li>تلخون و چند قصه دیگر – ۱۳۴۲</li><li>کلاغها، عروسکها و آدمها</li><li>آه !ما الاغها</li><li>افسانه های آزربایجان ترکی</li></ul>
<p dir="rtl">
<strong><span style="color:#990000">کتاب و مقاله ها:</span></strong></p>
<ul><li>کند و کاو در مسائل تربیتی ایران – تابستان ۱۳۴۴</li><li>الفبای فارسی برای کودکان آذربایجان</li><li>اهمیت ادبیات کودک</li><li>مجموعه مقالهها – تیر ۱۳۴۸</li><li>فولکلور و شعر</li><li>افسانههای آذربایجان(ترجمه فارسی) – جلد ۱ – اردیبهشت ۱۳۴۴</li><li>افسانههای آذربایجان (ترجمه فارسی) – جلد ۲ – تهران، اردیبهشت ۱۳۴۷</li><li>تاپما جالار، قوشما جالار (مثلها و چیستانها) – بهار ۱۳۴۵</li><li>پاره پاره (مجموعه شعر از چند شاعر) – تیر ۱۳۴۲</li><li>مجموعه مقالهها</li><li>انشا و نامهنگاری برای کلاسهای ۲ و ۳ دبستان</li><li>آذربایجان در جنبش مشروطه</li></ul>
<p dir="rtl">
<strong><span style="color:#990000">ترجمه ها:</span></strong></p>
<ul><li>ما الاغها! – عزیز نسین – پاییز ۱۳۴۴</li><li>دفتر اشعار معاصر از چند شاعر فارسی زبان</li><li>خرابکار (قصههایی از چند نویسنده ترک زبان) – تیر ۱۳۴۸</li><li>کلاغ سیاهه – مامین سیبیریاک (و چند قصه دیگر برای کودکان) خرداد ۱۳۴۸</li></ul>
<p dir="rtl"><strong><span style="color:#ff3300"><br></span></strong></p><p dir="rtl"><strong><span style="color:#ff3300">ماهی سیاه کوچولو (بالاجا قارا بالیق)</span><br></strong></p><p dir="rtl"><br><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><a href="http://durnanews.ir/wp-content/uploads/2015/01/blackfish-2.jpg"><img src="http://durnanews.ir/wp-content/uploads/2015/01/blackfish-2.jpg" alt="blackfish (2)" width="385" height="383"></a></p>
<p><br></p><p>ماهی سیاه کوچولو یکی از داستان‌های 
کودکان نوشته صمد بهرنگی است. او این داستان را در زمستان سال ۱۳۴۶ نوشت و 
انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان آن را منتشر کرد.</p>
<p>زبان نمادین این داستان الهام بخش بسیاری
 از نویسندگان و شاعران مختلف بوده‌است و اشعار و متون بسیاری در وصفش 
سروده شده‌است. ماهی سیاه کوچولو کتاب برگزیده کودک در سال ۱۳۴۷ شد. همچنین
 جایزه ۶ امین نمایشگاه کتاب کودک در بلون&nbsp;ایتالیا و جایزهٔ بی‌ینال براتیسلاوای چک‌اسلواکی را در سال ۱۹۶۹ دریافت کرده‌است.&nbsp;این
 کتاب به بسیاری از زبان‌های جهان ترجمه شده‌است&nbsp;این داستان، قصه ماهی سیاه
 کوچولویی است که عشق دیدن دریا را دارد. او تصمیم می‌گیرد تا انتهای 
جویباری که در آن زندگی می‌کند برود، اما در نهایت درون شکم یک مرغ 
ماهیخوار سر در می‌آورد. ماهی سیاه کوچولو در راه رسیدن به هدف خود شجاعت و
 شهامت به خرج می‌دهد و در این راه فداکاری می‌کند.</p>
<p><strong><a href="http://durnanews.ir/wp-content/uploads/2015/01/Balaja-Gara-Balig.mp3">دانلود فایل صوتی داستان به زبان ترکی آزربایجانی<br></a></strong></p><p><br></p><p><a href="http://korpu.net/text/samad/majmueh-samad.pdf" style="color:#ff3300"><strong>مجموعه آثار صمد بهرنگی</strong></a><br></p><p><br></p><p><strong style="color:#009900">قایناق : دورنا نیوز</strong><br><strong><a href="http://durnanews.ir/wp-content/uploads/2015/01/Balaja-Gara-Balig.mp3"></a></strong></p>]]></content>
</entry>
<entry>
<title>Xocalı soyqırımı - خوجالی سوی قیریمی</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://agbulud.arzublog.com/post/76739"></link>
<published>2018-02-25</published>
<updated>2018-02-25</updated>
<id>tag:http://agbulud.arzublog.com/post/76739</id>
<author><name> kölgə siz</name></author>
<summary>1992 جی ایل فئورال آیی نین 25 دن 26 سینا کئچن &lt;br /&gt;گئجه، آذربایجان میللتی نین تاریخینده قارا حرفلرله یازیلمیشدیر. همین گئجه&lt;br /&gt; ائرمنی سیلاحلی دسته لری، شوروی ،زامانیندا خانکندی شهرینده یئرلشمیش، &lt;br /&gt;کوماندا وشخصی هیاتین بیر چوخو ائرمنی لردن عیبارت اولان 366 نجی موتوآتیجی&lt;br /&gt; آلایی نین زیرئهلی تکنیکاسی و ساواشچی لارین کومه یی ایله خوجالی شهرینی &lt;br /&gt;یئرله بیر ائتمیشلر.&lt;br /&gt;خاتین، لیدیستا و اوردور سوی قیریملاری کیمی خوجالی &lt;br /&gt;فاجیعه سیده اینسانلیق تاریخینده دوشموش قانلی بیر اولای دیر. ائرمنی &lt;br /&gt;موتجاویزلری نین آذربایجان میللتینه قارشی توره تدیکلری بو نووبتی کوتلوی &lt;br /&gt;قیرغین، 613 نفرین، او جومله دن 106 قادینین، 63 اوشاقین، 70 قوجانین &lt;br /&gt;حایاتینا سون قویدو. 1275 دینج ساکین اسیر گوتورولدو، 150 نفرین طالعی ایسه&lt;br /&gt; هله ده معلوم ده ییلدیر........ادامه مطلب.....</summary>
<content type="html" xml:base="http://agbulud.arzublog.com/post/76739"><![CDATA[<p><img src="http://www.folder98.ir/uploads/w06930_1509266_190.jpg" width="499" height="231"><br></p><p><br>1992 جی ایل فئورال آیی نین 25 دن 26 سینا کئچن 
گئجه، آذربایجان میللتی نین تاریخینده قارا حرفلرله یازیلمیشدیر. همین گئجه
 ائرمنی سیلاحلی دسته لری، شوروی ،زامانیندا خانکندی شهرینده یئرلشمیش، 
کوماندا وشخصی هیاتین بیر چوخو ائرمنی لردن عیبارت اولان 366 نجی موتوآتیجی
 آلایی نین زیرئهلی تکنیکاسی و ساواشچی لارین کومه یی ایله خوجالی شهرینی 
یئرله بیر ائتمیشلر.</p>
<p>خاتین، لیدیستا و اوردور سوی قیریملاری کیمی خوجالی 
فاجیعه سیده اینسانلیق تاریخینده دوشموش قانلی بیر اولای دیر. ائرمنی 
موتجاویزلری نین آذربایجان میللتینه قارشی توره تدیکلری بو نووبتی کوتلوی 
قیرغین، 613 نفرین، او جومله دن 106 قادینین، 63 اوشاقین، 70 قوجانین 
حایاتینا سون قویدو. 1275 دینج ساکین اسیر گوتورولدو، 150 نفرین طالعی ایسه
 هله ده معلوم ده ییلدیر. </p>
<p><br>روسیانین مئموریال حقوق مودافیعه مرکزی نین 
معلوماتینا گوره،4 گون عرضینده آغدامدا و خوجالیدا قتله یئتیریلمیش 200 
آذربایجانلی نین میتی (130 کیشی و 51 قادین و هابئله 13 اوشاق) طیبی محکمه 
نین نظریندن کئچیریلمیشدیر. بورادا جسدلرین موعایینه زمانی بیلینمیشدیرکی 
151 نفرین اولومونه گولله یارالاری، 20 نفرین اولومونه قلپه یارالاری سبب 
اولموش، 10 نفر کوت آلتله وورولاراق اولدورولموشدور. حقوق مودافیعه مرکزی، 
بئش دیری آدامین دری سی نین سویولماسی فاکتینیدا قئیده آلمیشدیر. بو سوی 
قیریملار نتیجه سینده بعضی عائیله لر بوتونلوکده محو ائدیلمیش، اهالی 
گورونمه میش غدارلیقلا قتله یئتیریلمیش، اسیر گوتورولنلره آمانسیز ایشکنجه 
لر وئریلمیشدیر. همین عمللرین قاباقجادان دوشونولموش قایدادا، میللی 
علامتینه گوره، اینسانلارین تامامیله و یا قیسمن محو ائدیلمه سی نیتی ایله 
توره دیلمه سی بین الخالق حقوق و دئولت داخیلی حقوق، اساسن محض سوی قیریمی 
اولدوغونو ثبوت ائدیر.</p>
<p>ائرمنی جلادلاری نین توره تدیکلری بو وحشیلیک و 
وندالیزم بوتون بشریتین اصیل سوی قیریم کیمی تانیدیغی و یوخاریدا آدی چکیلن
 فاجیعه لرله عینی سویه ده قیمتلندیریمه لیدیر. دونیانین صولح سئور 
اینسانلاری، سیویل دئولتلری، نوفوذلو بین الخالق تشیکلاتلاری، بین الخالق 
ایجتیماعیاتی بو آجی حقیقتی بیلمه لی، اینسالیغا قارشی توره دیلن بو 
جینایت، او حقوقی قیمتلرینی آلمالیدیر. بین الخالق حقوقا گوره سوی قیریم 
صولح و بشریت علیهینه یونه لن عملدیر و ان آغیر بین الخالق جینایت ساییلیر.
 بیرلشمیش میللتلر تشکیلاتی باش مجلیسی نین 9 دئکابر 1948 جی ایل تاریخلی 
260 (III) ساییلی قعطنامه سی ایله قبول ائدیلمیش و 1961 جی ایلده قووه یه 
مینن سوی قیریمی جینایتی نین قارشی سی نین آلینماسی و تقصیرکارلارین 
جزالاندیریلماسی حاققیندا کونواسیوندا سوی قیریمی جینایتلری نین حقوقی 
اساسی تثبیت اولونموشدور. ائرمنیستانین آذربایجانا قارشی تجاووزو زامانی 
همین کونوانسیون دا تثبیت ائدیلمیش سوی قیریمی جینایتلری تشکیل ائدن بوتون 
عمللر تطبیق اولونموشدور.</p>
<p>بو ایشغالچی اؤلکه نین یوروتدویو ترورچولوق سیاستی 
اوزون ایللردیر کی دونیا ایجتیماعیاتی نین گوزو قارشیسیندا باش وئریر. 
حالبوکی بین الخالق حقوق نورملاری بیرلشمیش میللتلر تشکیلاتی نین و ATƏT ین
 پرینسیپلرینه گوره دئولتلرین سرحدلری نین توخونولمازلیغی نا حورمت ائدیلمه
 لیدیر، اراضی بوتونلویونون پوزولماسینا یول وئریلمه لیدیر. بیرلشمیش 
میللتلرین امنیت شوراسی، آذربایجانین ایشغال اولونموش توپراقلاری نین شرط 
سیز آزاد ائدیلمه سی باره ده دورد قعطنامه قبول ائتسه، ایشغالچی ائرمنیستان
 بونلاری هله ده یئرینه یئتیرمیر.</p>
<p>خوجالی فاجیعه سی ایکی یوز ایله یاخین بیر مدت عرضینده،
 ائرمنی میللتچیلیی نین و اونلارین هاوادارلاری نین آذربایجان میللتینه 
قارشی ائتنیک تمیزله مه و سوی قیریمی سیاستی نین داوامی و قانلی صحیفه سی 
ایدی. بو منفور سیاست، خالقیمیزا سایسیز- حسابسیز موصیبتلر و عذاب – اذیتلر
 گتیرمیشدیر. خوجالی سوی قیریمینی توره تمکله ائرمنی میللیتچی لییی مکرلی 
مقصدلر گودوردو:</p>
<p>« خالقیمیزی قورخوتماق، واهیمه یاراتماق، اونون موباریزه عزمینی قیرماق، توپراقلارین ایشغال فاکتی ایله باریشماغا مجبور ائتمک.»</p>
<p>لاکین حیله گر و آمانسیز دوشمان مقصدینه چاتا بیلمه دی.
 خوجالی مودافعه چی لری غدار دوشمنله موباریزیده قهرمانلیقلا ووروشاراق 
وطنه صداقت نومونه سی گوستردیلر. </p>
<p>مقصد خوجالی فاجیعه سینه بین الخالق حقوقی – سیاسی قیمت
 وئریلمه سینه، اونون تشکیلاتچی لاری نین، ایدئولوقلاری نین و ایجراچی لاری
 نین دونیا ایجتماعیاتی نین گوزونده ایفشاسینا و جزالاندیرلماسینا نائیل 
اولماقدیر. بو بیر طرفدن خوجالی مودافیعه چی لری نین و شهیدلری نین روحو 
قارشیسیندا بیزیم اینسانلیق و وطنداشلیق بورجوموزدور. دیگر طرفدن ایسه، 
اینسانلیقا قارشی یونه لمیش بوجور غدار جینایتلرین گلجکده تکرار 
اولونماماسی اوچون موهیم بیر شرطدیر. </p>
<p style="font-family:impact, sans-serif;font-size:small;color:#ff6600"><strong style="color:#cc0000;font-size:medium"><br></strong></p><p style="font-family:impact, sans-serif;font-size:small;color:#ff6600"><strong style="color:#cc0000;font-size:medium">خوجالی فاجیعه سی حاقیندا خاریجی مطبوعاتین یازدیقلاریندان:<br></strong></p><p style="font-family:impact, sans-serif;font-size:small;color:#ff6600"><br><strong style="color:#cc0000;font-size:medium"></strong></p>
<p>“Krua l’Eveneman” jurnalı (Paris), fevral 1992-ci il</p>
<p>ائرمنی لر خوجالی یا هوجوم ائتمیشلر. بوتون دونیا دوغرانمیش میتلرین شاهیدی اولدو.</p>
<p>“Sandi Tayms” qəzeti (London), 1 mart 1992-ci il</p>
<p>ائرمنی عسکرلری مینلرجه عائیله نی محو ائتمیشلر. 
لیوانلی کینو اوپراتور، تصدیق ائتمیشدیر کی اونون اولکه سی نین وارلی 
داشناک ایجماسی قاراباغا سیلاح و آدام گونده ریر.</p>
<p>“Tayms” qəzeti (London), 4 mart 1992-ci il</p>
<p>بیر چوخ اینسان ایبه جر حاله سالینمیشدیر. کورپه قیزین آنجاق باشی قالمیشدیر.</p>
<p>“İzvestiya” (Moskva), 4 mart 1992-ci il</p>
<p>ویدئو کامئرا، قولاقلاری کسیلمیش اوشاقلاری گوستردی. 
بیر قادینین اوزونون یاریسی کسیلمیشدیر. کیشی لرین ایسکالپلاری(وجودلارینین
 دریسی) گوتورولموشدور.</p>
<p>“Le Mond” qəzeti (Paris), 14 mart 1992-ci il</p>
<p>آغدامدا اولان خاریجی ژورنالیستلر اولدورولموش قادین و 
اوشاقلار آراسیندا ایسکالپلاری گوتورولموش، دیرناقلاری چیخاریلمیش 3 نفری 
گورموشلر. بو آذربایجانلی لارین تبلیغاتی ده ییل، بو بیر حقیقت دیر.</p>
<p>“İzvestiya” (Moskva), 13 mart 1992-ci il</p>
<p>مایور لئونید کراوتس دئییر کی؛ تپه ده یوزه یاخن مییت 
گوردوم. بیر اوغلانین باشی یوخ ایدی. هر طرفده خوصوصی غدارلیقلا 
اولدورولموش، قادین، اوشاق، قوجالار گورونوردو.</p>
<p>“Valer aktuel” jurnalı (Paris), 14 mart 1992-ci il</p>
<p>بو موختار بولگه ده ائرمنی سیلاحلی دسته لری یاخین 
شرقدن چیخمیشلارا بیرلیکده، موعاصیر تکنیکایا، او جومله دن وئرتول یوتلارا 
مالیکدیرلر. "آسالا"نین سوریه و لیواندا حربی دوشرقه لری و سیلاح آنبارلاری
 واردیر. ائرمنیلر یوزدن آرتیق موسلمان کندلرینده قیرغینلار توره درک 
قاراباغداکی آذربایجانلی لاری محو ائتمیشلر...</p>
<p><br>آذربایجان میللی مجلیسی هر ایل فئوئرالین 26سینی 
"خوجالی سوی قیریمی" گونو اعلان اتمیشدیر. همین گون بوتون آذربایجان خوجالی
 سوی قیریمی قوربانلاری نین خاطیره سینی یاد ائدیر. دوغما یوردلاریندان 
دیدرگین دوشموش و آذربایجانین 48 رایونونا سه په له نمیش خوجالی ساکینلری 
بو گون داغلیق قاراباغ موناقیشه سی نین عدالتی حلی، ائرمنیستانین 
آذربایجانا قارشی تجاووزونون دفع ائدیلمه سی، اولکه نین اراضی بوتوولویونون
 برپا ائدیلمه سی اومودو ایله یاشاییرلار. اونلار دونیا خالقلارینا، 
دوولتلرینه، بین الخالق تشکیلاتلارا حاق- عدالتی و حقیقتی مودافیعه ائتمک، 
خوجالیدا توره دیلمیش سوی قیریمی نی پیسله مک و هابئله قبول ائتمک ایچین 
موراجیعتلر ائدیرلر. خوجالی سوی قیریمی نین گوناهکارلاری، تشکیلاتچی لاری و
 ایجراچی لاری لاییق جزالارینا چاتمالی دیرلار.</p>
<p>چونکوجینایت جزاسیز قالا بیلمز...</p><p><br></p><p><strong style="font-size:medium;font-family:trebuchet ms, lucida grande, verdana, sans-serif">قایناق :<span style="color:#cc0000"> <span style="color:#009933">شیرین دیل</span><br></span></strong></p><p><strong style="font-size:medium;font-family:trebuchet ms, lucida grande, verdana, sans-serif"><span style="color:#cc0000"><br></span></strong></p><p><strong style="font-size:medium;font-family:trebuchet ms, lucida grande, verdana, sans-serif"><span style="color:#cc0000"><span style="color:#990000">مطالب مرتبط :</span><br></span></strong></p><p><strong style="font-size:medium;font-family:trebuchet ms, lucida grande, verdana, sans-serif"><span style="color:#cc0000"><br></span></strong></p><p><strong style="font-size:medium;font-family:trebuchet ms, lucida grande, verdana, sans-serif"><span style="color:#cc0000"><span style="color:#990000"><a href="http://anl.az/xocali/">خوجالی باره سینده ( کیتابلار ، مقاله لر ، فیلم گؤرونتولر ، ارمنی لر اعترافلاری و... )</a></span><br></span></strong></p><p><strong style="font-size:medium;font-family:trebuchet ms, lucida grande, verdana, sans-serif"><span style="color:#cc0000"><br></span></strong></p><p><strong style="font-size:medium;font-family:trebuchet ms, lucida grande, verdana, sans-serif"><span style="color:#cc0000"></span></strong><a href="http://sozumuz1.blogspot.com/2017/09/blog-post_29.html"><strong>«تورک
قیریمی» («قارا قیرقین»)</strong>  -<span style="color:#cc0000"> مئهران باهارلی<br></span></a></p><p><a href="http://sozumuz1.blogspot.com/2017/09/blog-post_29.html"><span style="color:#cc0000"><br></span></a></p><p><a href="http://sozumuz1.blogspot.com/2017/09/blog-post_29.html"></a><strong><a href="http://elchinkitab.blogfa.com/post-338.aspx">خوجالی سوی‌قیریمی دونیانین گؤزو ایله</a></strong><a href="http://elchinkitab.blogfa.com/post-338.aspx">  - </a><span style="color:#cc0000"><a href="http://elchinkitab.blogfa.com/post-338.aspx" style="color:#cc0000">عباس ائلچین<br></a></span></p><p><span style="color:#cc0000"><a href="http://elchinkitab.blogfa.com/post-338.aspx" style="color:#cc0000"><br></a></span></p><p><span style="color:#cc0000"><a href="http://elchinkitab.blogfa.com/post-338.aspx" style="color:#cc0000"></a></span></p><h1 style="font-size:small"><a href="http://www.xalqqazeti.com/az/news/khojaly/31378" style="font-size:small">Xocalı əsrin faciəsidir-خوجالی&nbsp;عصرین&nbsp;فاجیعه&nbsp;سی</a></h1><p><br></p><p><a href="https://az.wikipedia.org/wiki/Xocal%C4%B1_soyq%C4%B1r%C4%B1m%C4%B1"><strong>خوجالی سوی قیریمی ( <span style="color:#ff0000">آز ویکی پدیا</span> )<br></strong></a></p><p><a href="https://az.wikipedia.org/wiki/Xocal%C4%B1_soyq%C4%B1r%C4%B1m%C4%B1"><strong><br></strong></a></p><p><a href="http://durnanews.ir/?p=12058"><strong>خوجالی سوی قیریمی ( <span style="color:#ff0000">دورنا نیوز </span>)<br></strong></a></p><p><a href="http://durnanews.ir/?p=12058"><strong><br></strong></a></p><p><a href="http://oguztv.com/%D8%AA%D9%88%D8%B1%DA%A9%DA%86%D9%87-%D8%AE%D8%A8%D8%B1/%D8%AE%D9%88%D8%AC%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%B3%D9%88%DB%8C-%D9%82%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D9%81%D9%88%D8%AA%D9%88-%D8%B4%DA%A9%DB%8C%D9%84/"><strong>خوجالی سوی قیریمی ( <span style="color:#ff0000">اوغوز تی وی </span>)<br></strong></a></p><p><a href="http://oguztv.com/%D8%AA%D9%88%D8%B1%DA%A9%DA%86%D9%87-%D8%AE%D8%A8%D8%B1/%D8%AE%D9%88%D8%AC%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%B3%D9%88%DB%8C-%D9%82%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D9%81%D9%88%D8%AA%D9%88-%D8%B4%DA%A9%DB%8C%D9%84/"><strong><br></strong></a></p><p><a href="http://oguztv.com/%D8%AA%D9%88%D8%B1%DA%A9%DA%86%D9%87-%D8%AE%D8%A8%D8%B1/%D8%AE%D9%88%D8%AC%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%B3%D9%88%DB%8C-%D9%82%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D9%81%D9%88%D8%AA%D9%88-%D8%B4%DA%A9%DB%8C%D9%84/"><strong></strong></a><a href="http://kitabevi.blogfa.com/post-31.aspx"><strong>خوجالی سوی قیریمی ( <span style="color:#ff0000">کیتاب ائوی</span> )<br></strong></a></p><p><a href="http://kitabevi.blogfa.com/post-31.aspx"><strong><br></strong></a></p><p><a href="http://kitabevi.blogfa.com/post-31.aspx"><strong><br></strong></a></p><p><a href="http://kitabevi.blogfa.com/post-31.aspx"><strong><br></strong></a></p><p><strong><span style="color:#cc0000">تصاویر مرتبط :<br></span></strong></p><p><strong><span style="color:#cc0000"><br></span></strong></p><p><strong><span style="color:#cc0000"><img src="http://www.folder98.ir/uploads/b63426_xocali_710.jpg" width="469" height="261"><br></span></strong></p><p><strong><span style="color:#cc0000"></span><img src="http://www.folder98.ir/uploads/z564836_Shakhsey-vakhsey_in_Agdam_for_victims_of_Khojaly_macre_4.jpg" width="466" height="340"><br></strong></p><p><a href="http://kitabevi.blogfa.com/post-31.aspx"><strong><img src="http://www.folder98.ir/uploads/k2447_xocali_35g857714872338561488261328.jpg" width="468" height="310"><br></strong></a></p><p><a href="http://kitabevi.blogfa.com/post-31.aspx"><strong></strong></a><img src="http://www.folder98.ir/uploads/u070569_images678.jpg" width="468" height="212"></p><p><img src="http://www.folder98.ir/uploads/z997502_images5.jpg" width="467" height="154"></p><p><img src="http://www.folder98.ir/uploads/d238768_images.jpg" width="467" height="190"></p><p><img src="http://www.folder98.ir/uploads/u058600_Chingiz-Iskenderov-right-weeps-over-the-coffin-containing-the-remains-of-his-brother-.jpg" width="466" height="363"></p><p><img src="http://www.folder98.ir/uploads/o229540_A-prayer-for-the-lost.jpg" width="468" height="317"><br></p><p><img src="http://www.folder98.ir/uploads/g964381_After-the-Khojaly-Macre-troops-prepare.jpg" width="467" height="290"></p><p><img src="http://www.folder98.ir/uploads/g6448_4bk17d515469a42y1g_800C450.jpg" width="468" height="263"></p><p><img src="http://www.folder98.ir/uploads/c66324_5678.jpg" width="469" height="215"><br></p>]]></content>
</entry>
<entry>
<title>کوسا گلین </title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://agbulud.arzublog.com/post/76635"></link>
<published>2018-02-15</published>
<updated>2018-02-15</updated>
<id>tag:http://agbulud.arzublog.com/post/76635</id>
<author><name> kölgə siz</name></author>
<summary>&quot;کوسا  &lt;br /&gt;گلین&quot; دسته نمایش شادی آور هستند که در اواخر زمستان وارد شهر شده و با  &lt;br /&gt;ورود خود نوید بهار را داده و با اجرای نمایش شادی و پایکوبی می کردند.&lt;br /&gt; گروه نمایشی کوسا گلین در سطح شهر جمع شده و یک نفر در پوشش کوسه و مرد بی&lt;br /&gt;  ریش و زنی با لباس عروس و همراهانشان به اجرای نمایش پرداخته و وعده بهار&lt;br /&gt;  داده و از مردم شادباش می گرفتند.   &amp;nbsp;نحوه اجرای این مراسم &lt;br /&gt;به  این صورت بود که معمولاً 50 یا 40 یا 30 و یا 18 روز مانده به عید &lt;br /&gt;نوروز  چوپانان برخی از شهر ها و روستا ها دور هم گرد می‌آمدند و سپس &lt;br /&gt;پرتقال یا  انار خریداری می‌کردند به آن در اصطلاح محلی «کوساپایی» گفته &lt;br /&gt;می‌شد......&amp;nbsp; ادامه مطلب.....  </summary>
<content type="html" xml:base="http://agbulud.arzublog.com/post/76635"><![CDATA[<p _mce_style="text-align: center;"><strong></strong><strong style="color:#990000">کوسا گلین بخشی از فرهنگ غنی و والا و تاریخ 7000 ساله زبان ترکی در آزربایجان...<br></strong></p><p _mce_style="text-align: center;"><strong><span _mce_style="color: #0000ff;" style="color: rgb(0, 153, 0);">کوسا گلین همراه با مراسم ها و شعر مخصوص خود...</span></strong></p>
<p _mce_style="text-align: center;"><br></p>
<p _mce_style="text-align: center;"><img alt="http://s1.picofile.com/file/6441177062/kuse_gelin2.jpg" _mce_src="http://s1.picofile.com/file/6441177062/kuse_gelin2.jpg" src="http://s1.picofile.com/file/6441177062/kuse_gelin2.jpg"><br> </p>
<div _mce_style="text-align: right;">"<span style="color:#0033cc">کوسا  
گلین</span>" دسته نمایش شادی آور هستند که در اواخر زمستان وارد شهر شده و با  
ورود خود نوید بهار را داده و با اجرای نمایش شادی و پایکوبی می کردند.<br>
 گروه نمایشی کوسا گلین در سطح شهر جمع شده و یک نفر در پوشش کوسه و مرد بی
  ریش و زنی با لباس عروس و همراهانشان به اجرای نمایش پرداخته و وعده بهار
  داده و از مردم شادباش می گرفتند.<br> <br> <br> &nbsp;نحوه اجرای این مراسم 
به  این صورت بود که معمولاً 50 یا 40 یا 30 و یا 18 روز مانده به عید 
نوروز  چوپانان برخی از شهر ها و روستا ها دور هم گرد می‌آمدند و سپس 
پرتقال یا  انار خریداری می‌کردند به آن در اصطلاح محلی «<span style="color:#0033cc">کوساپایی</span>» گفته 
می‌شد . بعد  چند نفر از آنها مامور می‌شدند که این میوه‌ها را بین خانه‌ها
 توزیع کنند  این میوه‌ها بشارتی بر آمدن کوسه و پارانش و فرا رسیدن فصل 
بهار و نوروز  بود. دوسه روز پس از توزیع میوه‌ها زمان اجرای مراسم فرا 
می‌رسید و گروه  کوسا از خارج روستا با رقص و پایکوبی وارد روستا می‌شوند .
 این گروه از  چهار شخصیت و در برخی از مناطق استان زنجان از پنج شخصیت 
اصلی تشکیل می‌شد  که<br><br><strong style="color:#cc0000">عبارت بودند از:</strong><br><br> 1-کوسا<br><br>2- گلین ( که به او صنم و عروش نیز می‌گفتند )<br><br>3- دؤل چالان<br><br>4- تورباچی<br><br>5- قاراکوسا «قاراکوسا» که
  نماد سیاهی و تیرگی بود در تمام مناطق آزربایجان در میان گروه کوسا گلین 
 دیده نمی‌شد و در برخی مناطق مثل خرمدره در برابر شخصیت دیگری بنام « آق  
کوسا» که نماد روشنایی و پویایی بود ایفای نقش می‌نمود .<br><br> <br>
<div _mce_style="text-align: center;"><img alt="http://s1.picofile.com/file/6441174044/kuse_gelin.jpg" _mce_src="http://s1.picofile.com/file/6441174044/kuse_gelin.jpg" src="http://s1.picofile.com/file/6441174044/kuse_gelin.jpg"></div>
<br> آق کوسا یک شلوار خیلی گشاد و یک جفت جوراب پشمی می‌پوشد و پاچه شلوار
  را در جوراب فرو می‌کند و ریسمان نازکی را محکم روی آن می‌بندد یک جفت  
چارق را به پا می‌کند و یک کپنک کهنه روی پیراهن بلندی که پوشیده به تن  
می‌کند و یک کمربند پهن هم روی آن به دور کمر می‌بندد و یک کلاه که از پوست
  بز سفید درست شده و به آن « <span style="color:#0033cc">کوسا بورکی</span> » می‌گویند به سر می‌گذارد و یک  
چماق بزرگ به دست می‌گیرد و سه تا زنگ شتر هم از کمربند خود آویزان می‌کند 
 که در تمام مدت بازی و راه رفتن و تکان خوردن صدا می‌کند . از موی اسب یا 
 پشم هم یک سبیل کت و کلفت می‌گذارد . قاراکوسا هم مثل آق کوسا لباس 
می‌پوشد  ولی در کلاه او فرق زیادی هست . زیرا کلاهش از پوست بز سیاه درست 
شده و  طوری است که روی آن سه تا سوراخ وجود دارد و وقتی کلاه را به سر 
می‌گذارد  تمام سر و صورت وگردنش زیر کلاه می‌ماند و فقط از دو سوراخی که 
مقابل  چشمانش تعبیه شده می‌بیند و با سوراخ سوم که مقابل دهانش قرار دارد 
حرف  می‌زند . صنم که عروس آن جمع است . پسری تازه سال و نوجوان است که یک 
دست  لباس و مرتب و تمیز زنانه به او می‌پوشانند . این لباس عبارت است از 
یک  پیراهن بلند که تا پشت پا می‌رسد . دامن یا تومان کونیک و یا روسری چون
  لباس را پوشید یک دستمال هم دور سر خود می‌بندد و البته گاهی برای اینکه 
 شناخته نشود یک روبند به صورت می‌زند گروه کوسا گلین پس از ورود به روستا 
 برنامه‌های خودشان را آغاز می‌کنند کوسا و صنم با نوای موسیقی دول چالان  
شروع به رقص و پایکوبی می‌کردند و با خواندن شعرهایی به آواز، فصل زمستان و
  شروع فصل بهار و نوروز را نوید دادند . این رقص‌ها و پایکوبی‌ها بیهوده و
  تفننی نبوده بلکه به گفته استاد جابر عناصری... محصور در رازها و رمزها و
  استعاره ما هستند . یعنی استماد از نیروهای ماوراء طبیعی وخفیه برای مدد 
 رساندن به مردم برای مقابله با سرما . گروه کوساگلین با کسب اجازه از  
صاحبان خانه‌ها به داخل خانه روستاییان می‌رفتند کمتر خانواده‌ای پیدا  
می‌شد که در را به روی آنان باز نکند . چون را ندادن این گروه به خانه را  
گچسته و نامبارک و آمدنشان را شگون و مبارک و مایه خیر و برکت می‌دانستند  
گروه پس از ورود به خانه اقدام به رقص، آواز و شیرین کار می‌کردند .<br><br>
<div _mce_style="text-align: center;"><img alt="http://s1.picofile.com/file/6441178068/kuse_gelin3.jpg" _mce_src="http://s1.picofile.com/file/6441178068/kuse_gelin3.jpg" src="http://s1.picofile.com/file/6441178068/kuse_gelin3.jpg"></div>
<br> <br> &nbsp;کوسه که وارد خانه‌ها می‌شود و این شعر را می‌خواند .<br> <span _mce_style="color: #ff0000;" style="color: rgb(153, 0, 0);">بایراما اللی گون قالیپ</span><span style="color:#990000"> (<span style="color:#0033cc"> پنجاه روز به عید مانده</span> )</span> در گروه‌هایی که آق کوسا و قاراکوسا نقش می‌کردند .<br>
 گاه جدالی بین آن دو در می‌گرفت که در نهایت به شکست قاراکوسا می‌انجامید .
  در ضمن این درگیری، قاراکوسا خطاب به ابرها و قلل کوهها با فریادی رعشه  
آور ندا می‌داد .<br> <span _mce_style="color: #ff0000;" style="color: rgb(153, 0, 0);">قارا بولوت قارلاداغی</span> <span _mce_style="color: #0000ff;" style="color: rgb(153, 0, 0);">( <span style="color:#0033cc">ای ابر سیاه کوه را با برف بپوشان</span> )</span><span style="color:#990000"><br></span> <span _mce_style="color: #ff0000;" style="color: rgb(153, 0, 0);">داغلار باشی شره لن </span><span _mce_style="color: #0000ff;" style="color: rgb(153, 0, 0);">( <span style="color:#0033cc">ای قله‌های کوهها گرم شوید</span> )</span><span style="color:#990000"><br></span> <span _mce_style="color: #ff0000;" style="color: rgb(153, 0, 0);">قیرخ گون قالب قش قورتولا</span> <span _mce_style="color: #0000ff;" style="color: rgb(153, 0, 0);">( <span style="color:#0033cc">چهل روز مانده زمستان تمام شود</span> )</span><span style="color:#990000"><br></span> <span _mce_style="color: #ff0000;" style="color: rgb(153, 0, 0);">قیرخ بئله قار یوللا یئره</span> <span _mce_style="color: #0000ff;" style="color: rgb(153, 0, 0);">( <span style="color:#0033cc">چهل برابر این برف به زمین بفرست</span> )</span><span style="color:#990000"> <span style="color:#000000">و اهالی به همراهی آق کوسا چنین می‌خواندند</span> <br></span> <span _mce_style="color: #ff0000;" style="color: rgb(153, 0, 0);">کوسا عمی جان قار قالمیپ دای یئرده</span> <span _mce_style="color: #0000ff;" style="color: rgb(153, 0, 0);">( <span style="color:#0033cc">عمو کوساجان ، دیگر برف بر روی زمین نمانده است</span>)</span><span style="color:#990000"><br></span> <span _mce_style="color: #ff0000;" style="color: rgb(153, 0, 0);">گون بورولوب، قار اریب</span> <span _mce_style="color: #0000ff;" style="color: rgb(153, 0, 0);">( <span style="color:#0033cc">نورخورشید به این منطقه تابیده و برفها آب شده‌اند</span> )</span><span style="color:#990000"><br></span> <span _mce_style="color: #ff0000;" style="color: rgb(153, 0, 0);">نفس گلیب دیر یئره </span><span _mce_style="color: #0000ff;" style="color: rgb(153, 0, 0);">( <span style="color:#0033cc">زمین با تنفس مجدد جان تازه‌ای یافته است</span>)</span>
 گروه کوسا گلین پس از رقص و آواز خوانی و انجام نمایش‌های ویژه، هدیه‌ای  
از صاحب خانه دریافت می‌کردند و سپس آن خانه را ترک کرده و به خانه‌ی دیگری
  می‌رفتند. هنگامی که گروه کوسا از خانه‌ای بیرون می آمدند تا به خانه 
دیگر  بروند مردم ابادی و بخصوص بچه‌ها با گلوله‌های برفی که در زبان ترکی&nbsp;
  آزربایجانی« <span style="color:#0033cc">قارتوپوزه</span>» نام دارد، گروه کوسا را می‌زدند و معنی آن کار 
این  بود که زمستان و فصل سرما را از روستا بیرون برانند تا فصل بهار فرا 
رسید .  بسیاری از مردم روستا نذر می‌کردند که اگر کوسا بیاید به او 
هدیه‌ای بدهند  تا حاجتها و آرزوهایشان برآورده شود . <br> <br>
<div _mce_style="text-align: center;"><strong style="color:#990000">قارا کوسا جزیی از گروه کوسا گلین (حاجی فیروز)</strong><br> <br> <img alt="http://s1.picofile.com/file/6441185110/qer_gelin.jpg" _mce_src="http://s1.picofile.com/file/6441185110/qer_gelin.jpg" src="http://s1.picofile.com/file/6441185110/qer_gelin.jpg"></div>
<br> <br> مجریان این مراسم آیینی – سنتی چوپانان بودند، چوپانان هنگامیکه 
 فصل زمستان و سرما به درازا می‌کشید . پول و آذوقه‌ی زمستانیشان به پایان 
 می‌رسید . به همین دلیل برای تامین نیازهای خود دست به اجرای مراسم «  
<span style="color:#0033cc">کوساگلین</span>» می‌زدند . «کوسا» در زبان ترکی آزربایجانی به مردی گفته می‌شود  
که جز در چانه در قسمتهای دیگر صورتش مو نروییده باشد و چون این مراسم توسط
  مردی کوسه اجرا می‌گردید . این نام را بر آن مراسم نهادند .</div>
<p _mce_style="text-align: center;"><span style="color:#ff0000"><br> <span style="color:#cc0000"><strong>در آزربایجان گروه "</strong></span></span><strong style="color:#0033cc">کوسا گلین</strong><span style="color:#cc0000"><strong>" با آواز و شعر خوانی وارد شهر شده و می خواندند:</strong></span><br> <br> <span _mce_style="color: #ff0000;" style="color: rgb(255, 0, 0);">آی کوسا، کوسا گل سنه</span><span style="color:#330000"> ( ای کوسه، کوسه اگر بیایی)<br><br></span>  <span _mce_style="color: #ff0000;" style="color: rgb(255, 0, 0);">گلیب سالام وئرسنه </span><span style="color:#330000">( بیایی و سلامی دهی)<br><br></span>  <span _mce_style="color: #ff0000;" style="color: rgb(255, 0, 0);">کومچه نی دولدور سانا</span><span style="color:#330000"> (پیمانه پر کن و هدیای خود را بشمار)<br><br></span>  <span _mce_style="color: #ff0000;" style="color: rgb(255, 0, 0);">کوسانی یون سالسانا</span><span style="color:#330000"> ( کوسه را راهی کن و روزهای باقی مانده تا عید را بشمار)<br><br></span>  <span _mce_style="color: #ff0000;" style="color: rgb(51, 0, 0);"><span style="color:#ff0000">آی اویروغو – آی اویروغو</span> ‌</span><span style="color:#330000">(ای دغل باز حیله گر – ای دغل باز و حیله گر)<br><br></span>  <span _mce_style="color: #ff0000;" style="color: rgb(255, 0, 0);">ساققالی ایت قویروغو </span><span style="color:#330000">( ریش همچون دم سگ)<br><br></span>  <span _mce_style="color: #ff0000;" style="color: rgb(255, 0, 0);">کوسام بیر اویون ائیلر </span><span style="color:#330000">(کوسه ام رقص را آغاز می کند)<br><br></span>  <span _mce_style="color: #ff0000;" style="color: rgb(255, 0, 0);">قوردونان قویون ائیلر</span><span style="color:#330000"> ( رفتار گرگ با گوسفند می کند)<br></span></p><p _mce_style="text-align: center;"><br></p><p _mce_style="text-align: center;"><a href="https://www.aparat.com/v/fTl0z/%D8%A7%D8%B3%DA%A9%DB%8C_%D8%B2%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86_%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2_%28_%DB%8C%D8%A6%D9%86%DB%8C_%DA%AF%D9%88%D9%86_%29_kusa_G%C9%99lin"><strong><span style="color:#0033cc">ویدئو کوتاه شعر کوسا گلین</span></strong></a><br><span style="color:#330000"></span></p><p _mce_style="text-align: center;"><br></p>
<p _mce_style="text-align: center;"><img alt="http://s1.picofile.com/file/6441181086/qere_gelin.jpg" _mce_src="http://s1.picofile.com/file/6441181086/qere_gelin.jpg" src="http://s1.picofile.com/file/6441181086/qere_gelin.jpg"></p>
<p _mce_style="text-align: center;"><br></p>
<div _mce_style="text-align: right;">این رسم <strong style="color:#990000">در اکثر شهر های آزربایجان</strong>
 از جمله تبریز ، ارومیه ، اردبیل ، زنجان ، قزوین ، همدان ، ساوه ، آستارا
  ،انزلی ، سنقر ،بیجار و... اجرا می شده است. ولی امروزه این نوع مراسم در
  بعضی شهر ها و روستا اجرا می شود....<br><br><br><br><img src="http://www.folder98.ir/uploads/n966_82464257-71482505.jpg"><br><br><br><img src="http://www.folder98.ir/uploads/s42304_1509266_190.jpg" width="447" height="261"><br><br><br><img src="http://www.folder98.ir/uploads/o789970_2413437.jpg" width="441" height="302"><br><br><br><img src="http://www.folder98.ir/uploads/s118594_5f6f649d16b3ca6afe49dd93b454c436.jpg" width="440" height="270"><br><br><br><img src="http://www.folder98.ir/uploads/j04703_82468992-71492004.jpg" width="441" height="312"><br><br><br><strong style="color:#990000">قایناق : مازقامئت<br><br><br></strong><br></div>]]></content>
</entry>
<entry>
<title>میرزا علی اکبر صابر</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://agbulud.arzublog.com/post/76624"></link>
<published>2018-02-13</published>
<updated>2018-02-13</updated>
<id>tag:http://agbulud.arzublog.com/post/76624</id>
<author><name> kölgə siz</name></author>
<summary>  میرزا علی‌اکبر طاهرزاده صابر شاعر اجتماعی و انقلابی جمهوری آزربایجان بود.او&lt;br /&gt;  در ۱۸۶۲ در شهر شماخی آزربایجان زاده شد. در کودکی به مکتب رفت و پس از  &lt;br /&gt;دایر شدن مدارس جدید در باکو به مدرسه رفت. در ۱۸۸۴ برای زیارت سفری به  &lt;br /&gt;مشهد و سمرقند و بخارا کرد و مدتی هم به کربلا رفت. مدت‌ها به فارسی و ترکی&lt;br /&gt;  آزربایجانی غزل و قصیده می‌سرود......&amp;nbsp; ادامه مطلب...</summary>
<content type="html" xml:base="http://agbulud.arzublog.com/post/76624"><![CDATA[<strong style="color:#009900"><span _mce_style="font-size: medium;" style="color: rgb(0, 153, 0);"><strong></strong></span><span style="color:#009900"><span _mce_style="font-size: medium;" style="color: rgb(153, 0, 0);"><strong>Mirzə Ələkbər Sabir</strong></span>  <span style="color:#990000"><br><br><span style="color:#009900">می</span></span></span><span style="color:#009900">رزا علی اکبر صابر</span></strong><br><br><span _mce_style="color: #0000ff;" style="color: rgb(153, 0, 0);"><strong style="color:#0000ff">شاعر طنز نویس اجتماعی و سیاسی</strong></span>
<p><br>میرزا علی‌اکبر طاهرزاده صابر شاعر اجتماعی و انقلابی جمهوری آزربایجان بود.<br>او
  در ۱۸۶۲ در شهر شماخی آزربایجان زاده شد. در کودکی به مکتب رفت و پس از  
دایر شدن مدارس جدید در باکو به مدرسه رفت. در ۱۸۸۴ برای زیارت سفری به  
مشهد و سمرقند و بخارا کرد و مدتی هم به کربلا رفت. مدت‌ها به فارسی و ترکی
  آزربایجانی غزل و قصیده می‌سرود.</p>
<p _mce_style="text-align: center;"><img alt="http://s1.picofile.com/file/6383001006/sabir_durub.jpg" _mce_src="http://s1.picofile.com/file/6383001006/sabir_durub.jpg" src="http://s1.picofile.com/file/6383001006/sabir_durub.jpg"></p>
<p><br>صابر نخستین اشعار خود را به صورت نوحه و مرثیه سرود و پس از آن  
سروده‌هایی فرهنگی به نظم درآورد و سرانجام در سال ۱۲۸۴/۱۹۰۵ به بعد به  
جستارهای سیاسی پرداخت. انقلاب ۱۹۰۵ روسیه و تأثیر آن در قفقاز باعث این  
دگرگونی شد و صابر با آغاز به کار نشریه ملانصرالدین به جمع نویسندگان آن  
پیوست. در سال‌های ۱۹۱۱-۱۹۰۶ صابر یکی از کوشاترین همگاران مجله طنز  
ملانصرالدین بود. سروده‌های طنز صابر با نام‌های مستعاری چون «هوپ‌هوپ»،  
«آغلار گوله‌ین» (متبسم گریان) و «ابونصر شیبانی» چاپ می‌شد. در جریان جنبش
  مشروطه در ایران آثار و اشعار او در ایران خوانده می‌شد و بر نویسندگان و
  روشنفکران ایران اثر زیادی داشت.</p>
<p _mce_style="text-align: center;"><img alt="http://s1.picofile.com/file/6382990940/200px_Sabir.jpg" _mce_src="http://s1.picofile.com/file/6382990940/200px_Sabir.jpg" src="http://s1.picofile.com/file/6382990940/200px_Sabir.jpg">&nbsp; <img alt="http://s1.picofile.com/file/6383000000/Sabir.jpg" _mce_src="http://s1.picofile.com/file/6383000000/Sabir.jpg" src="http://s1.picofile.com/file/6383000000/Sabir.jpg"></p>
<p dir="ltr" _mce_style="text-align: left;"><br><br>Aylarla
  ehtiyac içində, işsiz, əzab-əziyyətlə dolanan böyük şair 1910-cu ilin 
 axırlarında ciyər xəstəliyinə tutulub, Şamaxıya qayıdır. 1911-ci ilin  
may ayında o, müalicə üçün Tiflisə gedib, dostu C.Məmmədquluzadənin  
evində yatır. “Molla Nəsrəddin”in əməkdaşları şairə böyük qayğıkeşlik  
göstərirlər. Xəstəliyinin getdikcə şiddətləndiyinə baxmayaraq, Sabir  
yenə şer yazmağa davam edir, yeni-yeni taziyanələr üzərində işləyir,  
“Molla Nəsrəddin” jurnalının redaksiya işlərinə yaxından kömək edir.<br><br>İyun
  ayında həkimlər şairə cərrahiyə əməliyyatı aparmağı təklif edirlər.  
Lakin xəstə buna razı olmur. O, Şamaxıya qayıdır. Axır günlərindən  
birində şair deyir:<br><br>&nbsp;&nbsp;&nbsp; * İstərəm ölməyi mən, leyk qaçar məndən əcəl,<br>&nbsp;&nbsp;&nbsp; * Gör nə bədbəxtəm, əcəldən də gərək naz çəkəm!<br><br><br>Sabirin
  xatirəsinə hörmət əlaməti olaraq vəfatından bir il sonra, 1912-ci ildə
  arvadı Büllurnisə xanım, dostları Abbas Səhhət və M.Mahmudbəyovun səyi
  ilə onun şerləri “Hophopnamə” adı ilə çap olundu. Oxucular kitabı  
hərarətlə qarşıladılar. İki il sonra xalqın ianəsilə “Hophopnamə”nin  
ikinci, daha mükəmməl nəşri buraxıldı. Sovet hakimiyyəti illərinde Sabir
  irsinə maraq görülməmiş dərəcədə artdı, “Hophopnamə” böyük tirajla bir
  neçə dəfə çap olundu.</p>
<p dir="ltr" _mce_style="text-align: center;"><br></p><p dir="ltr" _mce_style="text-align: center;">هوپ هوپ نامه طنزی اجتماعی</p>
<p dir="ltr" _mce_style="text-align: center;"><img alt="http://s1.picofile.com/file/6382992952/header08.jpg" _mce_src="http://s1.picofile.com/file/6382992952/header08.jpg" src="http://s1.picofile.com/file/6382992952/header08.jpg"></p>
<p dir="ltr" _mce_style="text-align: center;"><img alt="http://s1.picofile.com/file/6382991946/header06.jpg" _mce_src="http://s1.picofile.com/file/6382991946/header06.jpg" src="http://s1.picofile.com/file/6382991946/header06.jpg"></p>
<p dir="ltr" _mce_style="text-align: left;"><br><br>Şairin
  yetkin vaxtında, 21-ci əsrin axırı, 20-ci əsrin əvvəlində yazdığı 
lirik  şerlərin bir qismi ictimai mövzudadır. Məhəbbət və gözellik 
dünyasında  yaşayan Aşiqdən fərqli olaraq, buradakı lirik qəhrəman 
mübarizə  meydanında çarpışan müdrik və atəşin vətəndaşıdır. Onun arzusu
  “dilbəri-hürriyətə” çatmaqdır. Mövcud cəmiyyətin ziddiyətlərini 
dərindən  başa düşən bu qəhrəman üçün həyat zindandır: <br><br>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; Mən bələ əsrarı qana bilmirəm,<br>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; Qanmaz olub dayana bilmirəm.<br>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; Neyləməli, göz görür, ağlım kəsir,<br>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; Mən günəşi göydə dana bilmirəm.<br>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; Derlər usan, hərzəvü hədyan demə,<br>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; Güc gətirir dərd, usana bilmirəm!</p>
<p dir="ltr" _mce_style="text-align: center;"><img alt="http://s1.picofile.com/file/6391547282/rand12.jpg" _mce_src="http://s1.picofile.com/file/6391547282/rand12.jpg" src="http://s1.picofile.com/file/6391547282/rand12.jpg"></p>
<p dir="ltr" _mce_style="text-align: center;"><img alt="http://s1.picofile.com/file/6391546276/rand05.jpg" _mce_src="http://s1.picofile.com/file/6391546276/rand05.jpg" src="http://s1.picofile.com/file/6391546276/rand05.jpg"></p>
<p dir="ltr" _mce_style="text-align: center;"><br><strong>شعر آی جان آی جان</strong><br><br>Düşdü bütün qəzetlər qiymətdən, ay can, ay can!....<br>Xalqın canı qurtardı töhmətdən, ay can, ay can!....<br><br>Qıl yaymayırdı əsla zalımların gözündən,<br>Rüsvay idik cahanda məlunların sözündən,<br>Ax, ax! Nə yaxşı oldu, iş düşdü öz-özündən,<br>Əlləşməmiş qutardıq zəhmətdən, ay can, ay can!....<br>Düşdü bütün qəzetlər qiymətdən, ay can, ay can!....<br><br>Badi-səba, apar ver, Molla Qəvama müjdə,<br>Yazsın, de, Lənkəranda Molla Səlama müjdə,<br>Söylə, о da yetirsin cümlə əvama müjdə;<br>Düşdü bütün qəzetlər qiymətdən, ay can, ay can!....<br>Munbərdə rəqsə gəlsin behcətdən, ay can, ay can!....<br><br>Ərz et bəşarət ilə Qafqaydakı vücudə:<br>Jurnal, qəzet qapandı, durma, yıxıl sücudə,<br>Hər nə bilirsən eylə qeybətdə, rübərüdə,<br>Yazmaz dəxi yazanlar bidətdən, ay can, ay can!....<br>Düşdü bütün qəzetlər qiymətdən, ay can, ay can!....<br><br>Get Qübbəyə səlam et Molla Hacı Babayə,<br>Söylə tutuldu cumlə jurnal, qəzet vəbayə,<br>Mömün müridlər ilə dur qoş səda-sədayə,<br>Ümmətlərin yığılsın hər kətdən, ay can, ay can!....<br>Düşdü bütün qəzetlər qiymətdən, ay can, ay can!....<br><br>Yatdı qəzet yazanlar, fursət dəxi sizindir,<br>Qarşıda var orucluq, söhbət dəxi sizindir,<br>Məsciddə mənbər üzrə lənət dəxi sizindir,<br>Ayrılmayın ölüncə lənətdən, ay can, ay can!....<br>Düşdü bütün qəzetlər qiymətdən, ay can, ay can!....<br></p>
<p dir="ltr" _mce_style="text-align: right;"><br><br><strong><span style="color:#cc0000">هوپ هوپ نامه اثری ماندگار :</span></strong><br><br>هوپ‌هوپ‌نامه
  مجموعه اشعار میرزا علی‌اکبر صابر به زبان ترکی آذربایجانی است.این 
مجموعه  شعر برای اولین بار در سال ۱۹۱۴ میلادی در باکو به چاپ رسید که 
حاصل  سروده‌های شاعر بین سال‌های ۱۹۰۵-۱۹۱۱ میلادی است</p>
<p dir="ltr" _mce_style="text-align: center;"><img alt="http://s1.picofile.com/file/6382993958/rand01.jpg" _mce_src="http://s1.picofile.com/file/6382993958/rand01.jpg" src="http://s1.picofile.com/file/6382993958/rand01.jpg"></p>
<p dir="ltr" _mce_style="text-align: center;"><img alt="http://s1.picofile.com/file/6382995970/rand2.jpg" _mce_src="http://s1.picofile.com/file/6382995970/rand2.jpg" src="http://s1.picofile.com/file/6382995970/rand2.jpg"></p>
<p dir="ltr" _mce_style="text-align: center;"><img alt="http://s1.picofile.com/file/6382996976/rand3.jpg" _mce_src="http://s1.picofile.com/file/6382996976/rand3.jpg" src="http://s1.picofile.com/file/6382996976/rand3.jpg"></p>
<p dir="rtl" _mce_style="text-align: center;"><br><strong style="color:#000066">چندی از ابیات هوپ هوپ نامه:</strong></p>
<p dir="ltr" _mce_style="text-align: center;">Seçilmişlər<br><br>Millət&nbsp; necə tarac olur olsun, nə işim var?!<br>Düşmənlərə möhtac olur olsun, nə işim var?!<br>Qoy&nbsp; mən&nbsp; tox&nbsp; olum, özgələr ilə&nbsp; nədi&nbsp; karim,<br>Dünyəvü cahan ac&nbsp; olur olsun, nə işim&nbsp; var?!<br><br>Səs&nbsp; salma,&nbsp; yatanlar ayılar, qoy hələ&nbsp; yatsın,<br>Yatmışları razı&nbsp; deyiləm&nbsp; kimsə&nbsp; oyatsın,<br>Tək- tək ayılan varsa da,&nbsp; həq dadıma çatsın,<br>Mən salim olum, cümlə cahan&nbsp; batsa da&nbsp; batsın;<br>&nbsp;&nbsp;&nbsp; <br>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; Millət&nbsp; necə&nbsp; tarac olur&nbsp; olsun,&nbsp; nə işim var?!<br>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; Düşmənlərə&nbsp; möhtac&nbsp; olur&nbsp; olsun, nə&nbsp; işim var?!</p>
<p dir="ltr" _mce_style="text-align: center;"><img alt="http://s1.picofile.com/file/6382998988/rand11.jpg" _mce_src="http://s1.picofile.com/file/6382998988/rand11.jpg" src="http://s1.picofile.com/file/6382998988/rand11.jpg"></p>
<p dir="ltr" _mce_style="text-align: center;"><img alt="http://s1.picofile.com/file/6382999994/rand16.jpg" _mce_src="http://s1.picofile.com/file/6382999994/rand16.jpg" src="http://s1.picofile.com/file/6382999994/rand16.jpg"></p>
<p dir="ltr" _mce_style="text-align: right;"><br><strong><span style="color:#990000">لینک ها :؟</span></strong><br> <br>هوپ هوپ نامه<br><a target="_blank" _mce_href="http://www.hophopname.com" href="http://www.hophopname.com/">http://www.hophopname.com</a><br><a target="_blank" _mce_href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%87%D9%88%D9%BE%E2%80%8C%D9%87%D9%88%D9%BE%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%87%D9%88%D9%BE%E2%80%8C%D9%87%D9%88%D9%BE%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87">http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%87%D9%88%D9%BE%E2%80%8C%D9%87%D9%88%D9%BE%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87</a><br><br>صابر:<br><a target="_blank" _mce_href="http://az.wikipedia.org/wiki/Mirz%C9%99_%C6%8Fl%C9%99kb%C9%99r_Sabir" href="http://az.wikipedia.org/wiki/Mirz%C9%99_%C6%8Fl%C9%99kb%C9%99r_Sabir">http://az.wikipedia.org/wiki/Mirz%C9%99_%C6%8Fl%C9%99kb%C9%99r_Sabir</a></p><br><strong><span style="color:#990000">قایناق : مازقامئت</span></strong>]]></content>
</entry>
<entry>
<title>&quot; سونای &quot;  ولنتاین آزربایجان ( سئوگی گونو )</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://agbulud.arzublog.com/post/76479"></link>
<published>2018-02-09</published>
<updated>2018-02-09</updated>
<id>tag:http://agbulud.arzublog.com/post/76479</id>
<author><name> kölgə siz</name></author>
<summary>&lt;br /&gt;یکی&lt;br /&gt;  از دلایلی که رسم و رسومات  خوب یا بد غربی ها وارد فرهنگ ما می شود عدم &lt;br /&gt; شناخت خودمان از پتانسیلهایی  است که داریم.آنچه که خود یهترین و با مفهوم&lt;br /&gt;  ترینش را داریم اما نمی  دانیم.هیچکداممان هم گناهی نداریم .واقعا در &lt;br /&gt;کدام  برنامه تلوزیونی یا کدام  نشریه در مورد سونای صبحت شده است. کدام &lt;br /&gt;پدر  ومادری در این مورد با جوانان و  نوجوانان خود صبحت کرده اند ویا به &lt;br /&gt;بیان  یهتر با این قضیه اشنا هستند؟  قبول داریم که قدرت رسانه ای غرب و &lt;br /&gt;...  بیشتر است اما اصلی ترین قدرت آنها  جهل ونادانی ما می تواند باشد. ما&lt;br /&gt; منکر  زیبایی های والنتاین نیستیم وحتی  والنتاین را غنیمتی برای مستحکم &lt;br /&gt;تر کردن  عشق و دوستی می دانیم اما ترحیح می  دهیم که در اولویت اول از &lt;br /&gt;آنچه داریم  استفاده کنیم. شاید بدانید که در  اغلب کشورهای دارای تمدن &lt;br /&gt;مانند ژاپن روز  عشق خاص آن کشور وجود دارد و هر  ساله گرامی داشته می شود.&lt;br /&gt;در ادامه این مقاله می توانید با این روز  خاص که  ...</summary>
<content type="html" xml:base="http://agbulud.arzublog.com/post/76479"><![CDATA[<img src="http://www.folder98.ir/uploads/p695846_index5678.jpg"><br><p>یکی
  از دلایلی که رسم و رسومات  خوب یا بد غربی ها وارد فرهنگ ما می شود عدم 
 شناخت خودمان از پتانسیلهایی  است که داریم.آنچه که خود یهترین و با مفهوم
  ترینش را داریم اما نمی  دانیم.هیچکداممان هم گناهی نداریم .واقعا در 
کدام  برنامه تلوزیونی یا کدام  نشریه در مورد سونای صبحت شده است. کدام 
پدر  ومادری در این مورد با جوانان و  نوجوانان خود صبحت کرده اند ویا به 
بیان  یهتر با این قضیه اشنا هستند؟  قبول داریم که قدرت رسانه ای غرب و 
...  بیشتر است اما اصلی ترین قدرت آنها  جهل ونادانی ما می تواند باشد. ما
 منکر  زیبایی های والنتاین نیستیم وحتی  والنتاین را غنیمتی برای مستحکم 
تر کردن  عشق و دوستی می دانیم اما ترحیح می  دهیم که در اولویت اول از 
آنچه داریم  استفاده کنیم. شاید بدانید که در  اغلب کشورهای دارای تمدن 
مانند ژاپن روز  عشق خاص آن کشور وجود دارد و هر  ساله گرامی داشته می شود.</p>
<p dir="rtl" _mce_style="margin: 0cm 0cm 10pt; text-align: justify;">در ادامه این مقاله می توانید با این روز  خاص که والنتاین آذربایجان محسوب می شود آشنا شوید. قدم اول آشنایی است.</p>
<p dir="rtl" _mce_style="direction: rtl; line-height: normal; unicode-bidi: embed; text-align: center;"><strong>یایین  سون ای خیرمن لر ییغیشار. گئجه لر آی چیخار. هئچ زامان آیین باخیشی</strong></p>
<p dir="rtl" _mce_style="direction: rtl; line-height: normal; unicode-bidi: embed; text-align: center;"><strong>یایین  سون چاغی کیمین سئودالی اولا بیلمز…</strong></p>
<p dir="rtl" _mce_style="margin: 0cm 0cm 10pt; text-align: center;"><img alt="http://s1.picofile.com/file/6353796776/Azer4546.jpg" _mce_src="http://s1.picofile.com/file/6353796776/Azer4546.jpg" src="http://s1.picofile.com/file/6353796776/Azer4546.jpg"></p>
<p dir="rtl" _mce_style="margin: 0cm 0cm 10pt; text-align: justify;"><strong style="color:#cc0000">سونای چیست؟</strong></p>
<p dir="rtl" _mce_style="margin: 0cm 0cm 10pt; text-align: justify;">سونای
  یک رسم دیرینه است. رسمی اسطوره ای و  افسانه وار که حتی قبل از ظهور  
اسلام تا به امروز پاس داشته شده است. گرچه  به مرور زمان کم رنگ تر شده  
اما هنوز هم حداقل روستاهایی هستند که این رسم  را برپا می دارند. همانطور 
 که از اسمش برمی اید باید ربط کاملی به ماه  داشته باشد. معمولا اغلب  
افسانه ها و اسطوره ها در فرهنگ ما آزربایجانی ها و  کلا تورک ها به ماه  
مربوط است. ماه در اسامی، اعیاد، و رسومات ما به طور  کامل رخنه کرده و  
زیبایی افسانه وی به آنها داده است.</p>
<p dir="rtl" _mce_style="margin: 0cm 0cm 10pt; text-align: justify;">سونای
  شبی از سال است که به اصطلاح به آن  اعتدال پاییزی گفته می شود. شبی که  
روز و شب برابر می شوند و ماه کامل می  شود. این شب تقریبا شب آخر تابستان 
 است. البته ممکن است جند روز زودتر یا  دیرتر باشد همه اینها بستگی به 
کامل  شدن ماه دارد. اما به هر حال می توان  شب آخر تابستان را سونای نامید
 که  روز عشق در آذربایجان محسوب می شود.</p>
<p dir="rtl" _mce_style="margin: 0cm 0cm 10pt; text-align: justify;">در
  اصل این شب مشابهات زیادی با جشن برداشت  محصول در کشورهای غربی دارد و 
در  روستاها نیز به نوعی برای برداشت محصول  استفاده می شود اما همانگونه 
که  در ایران معمولا جشن های باستانی محکوم به  فنا شده اند این روزن یز 
هرساله  بیشتر و بیشتر به سوی نابودی رفته است. در  روستاها در این شب 
بازیهای  خاصی انجام می شود معمولا جوانان روستا با صدایی  خاص که به 
(آواوا) مشهور  است همه را به میدان روستا و برای شروع بازی دعوت  می 
کردند.</p>
<p dir="rtl" _mce_style="margin: 0cm 0cm 10pt; text-align: justify;">در
  این شب خاص ماه و خورشید در زاویه ی 180  درجه قرار گرفته و هنگام غروب  
دقیقا برروی هم قرار می گیرند.البته این  دیدار خیلی به سرعت اتفاق می افتد
  و زیاد به طول نمی انجامد. این موضوع تا  ابد ادامه دارد. از قدیم این  
اتفاق به یک نوع عشق تشبیه شده است. عشق ماه  به خورشید. عشقی که تمامی  
ندارد و ابدی محسوب می شود درست مانند عشق هایی  که در داستانهای فولکلور  
آذربایجان همانند اصلی-کرم وجود دارد. عشقی که حتی  با سوخته شدن نیز تمامی
  نمی پذیرد.طبق این افسانه عشق این دو عاشق تمامی  ندارد و تا ابد تکرار 
می  شود و ادامه می یابد. همه این موارد و عناصر در  داستانهای دیگر ما 
همانند  کوراوغلی نیز صادق هستند.</p>
<p _mce_style="text-align: center;"><img alt="http://s1.picofile.com/file/6353797782/sevgi_gunu_kirmizi_gul.jpg" _mce_src="http://s1.picofile.com/file/6353797782/sevgi_gunu_kirmizi_gul.jpg" src="http://s1.picofile.com/file/6353797782/sevgi_gunu_kirmizi_gul.jpg"></p>
<p dir="rtl" _mce_style="margin: 0cm 0cm 10pt; text-align: justify;"><strong>چه می توانیم بکنیم؟</strong></p>
<p dir="rtl" _mce_style="margin: 0cm 0cm 10pt; text-align: justify;">همان
  کارهایی که در والنتاین انجام می دهیم  می توان در سونای نیز انجام گیرد.
  نباید انتظار داشته باشیم که فعلا بازی  های مخصوص آن روز همان طور که در
  گذشته بوده، انجام گیرد. هر هدیه ایی باشد  که رنگ بوی عشق نیز داشته 
باشد.  این هدایا می تواند از شمع، گل، عروسک و  صنایع دستی گرفته تا یک 
کتاب  متغییر باشد. اگر بتوانید چیزی پیدا کنید که  نشانی از ماه کامل 
داشته باشد  که سنگ تمام گذاشته اید. کلا چیزهایی که رنگ و  بویی از ماه 
داشته باشند  متناسب تر هستند. هدیه بهانه ای برای گرامی داشت  این روز و 
معرفی آن به  دیگران از طریق ارسال اس ام اس و غیره.</p>
<p dir="rtl" _mce_style="margin: 0cm 0cm 10pt; text-align: justify;">&nbsp;</p>
<p dir="rtl" _mce_style="margin: 0cm 0cm 10pt; text-align: justify;">برای اطلاعات بیشتر</p>
<p dir="rtl" _mce_style="margin: 0cm 0cm 10pt; text-align: justify;">رمان(آواوا)
  نوشته استاد ناصر منظوری  کاملترین و شیرین ترین نوشته در مورد سونآی 
است.  در مقدمه و بخش اول کتاب  توضیحات کاملی در مورد اسطوره ها و سونای و
  کلمات کلیدی داده شده و در بخش  اصلی می توانید رمانی جذاب بر اساس این  
موضوع بخوانید. با خواندن این رمان  از تمام جنبه های سونای آگاه خواهید  
شد. کتاب توسط انتشارات اندیشه نو  منتشر شده است.</p>
<p dir="rtl" _mce_style="margin: 0cm 0cm 10pt; text-align: justify;">این مقاله توسط علی فرهاد در نشریه ی شماره  46ام (شهریور سال89)ماهنامه آفتاب آذربایجان منتشر شده است.</p>]]></content>
</entry>
<entry>
<title>سایا و سایاچی _ Saya Və Sayaçi</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://agbulud.arzublog.com/post/76435"></link>
<published>2018-02-05</published>
<updated>2018-02-05</updated>
<id>tag:http://agbulud.arzublog.com/post/76435</id>
<author><name> kölgə siz</name></author>
<summary>سایا  بخشی از فرهنگ و تاریخ غنی آزربایجان&amp;nbsp;&lt;br /&gt;سایاچیان&amp;nbsp;   مژده دهندگان&amp;nbsp; بایرام(سایا در زبان ترکی  به معنی احترام  است)&lt;br /&gt;سایاچیلار&lt;br /&gt;  ای لین موختلیف فصیللرینده،  مثلا چیله گونو ، یادا یایین  قوْراقلیق  &lt;br /&gt;گونلرینده ائل ، اوبا ایچینه  گئدیب، سایا آدلی شعرلر  اوْخویارلار .بایرام قاباغی دا تکه اوینادان  تکمچیلرین  اوخودوغو شعیرلر ده سایالار سیراسیندا یئر توتور.هم ده   بیزلرده یاس سایالاری واردیر کی او حاقدا آغیلار بؤلومونده بیلگیلر   وئریلمیشدیر.سایا&lt;br /&gt;  سؤزونون منشأیی حاّقیندا بو گونه کیمی  موختلیف نظریه  لر سؤیل ه نیلیب ،&lt;br /&gt;  مثلا فریدون بی کؤچرلی اوْنو فارسجا سایه  سؤزوویله  عئینی بیر کلمه کیمی&lt;br /&gt;  قلمه آلیب ، باشقالاری ایسه اونو سایماق  فعلیندن  آلینما بیر کلمه کیمی &lt;br /&gt; آنلاییبلار .......ادامه مطلب...</summary>
<content type="html" xml:base="http://agbulud.arzublog.com/post/76435"><![CDATA[<div _mce_style="text-align: center;"><span style="font-family: trebuchet ms,lucida grande,verdana,sans-serif; font-size: medium; color: rgb(204, 0, 0);" _mce_style="color: #ff0000;"><strong>سایا  بخشی از فرهنگ و تاریخ غنی آزربایجان</strong></span><br>&nbsp;</div>
<div _mce_style="text-align: center;"><span style="font-family: trebuchet ms,lucida grande,verdana,sans-serif; font-size: medium; color: rgb(0, 153, 51);" _mce_style="color: #0000ff;"><strong>سایاچیان&nbsp;   مژده دهندگان&nbsp; بایرام</strong></span><br><br>(<span style="color:#ff6600">سایا در زبان ترکی  به معنی احترام  است</span><span style="color:#000000">)</span></div>
<div _mce_style="text-align: center;">
<div _mce_style="text-align: right;">سایاچیلار
  ای لین موختلیف فصیللرینده،  مثلا چیله گونو ، یادا یایین  قوْراقلیق  
گونلرینده ائل ، اوبا ایچینه  گئدیب، سایا آدلی شعرلر  اوْخویارلار .<br>بایرام قاباغی دا تکه اوینادان  تکمچیلرین  اوخودوغو شعیرلر ده سایالار سیراسیندا یئر توتور.<br>هم ده   بیزلرده یاس سایالاری واردیر کی او حاقدا آغیلار بؤلومونده بیلگیلر   وئریلمیشدیر.<br>سایا
  سؤزونون منشأیی حاّقیندا بو گونه کیمی  موختلیف نظریه  لر سؤیل ه نیلیب ،
  مثلا فریدون بی کؤچرلی اوْنو فارسجا سایه  سؤزوویله  عئینی بیر کلمه کیمی
  قلمه آلیب ، باشقالاری ایسه اونو سایماق  فعلیندن  آلینما بیر کلمه کیمی 
 آنلاییبلار .<br><br>
<div _mce_style="text-align: center;"><img src="http://s1.picofile.com/file/6424801806/saya.jpg" _mce_src="http://s1.picofile.com/file/6424801806/saya.jpg" alt="http://s1.picofile.com/file/6424801806/saya.jpg"><br><br></div>
منجه  سایالارین فورم ، مؤحتوا و سؤز خزینه سی باخیمیندان چوخ قدیم بیر   
قوشمالار  اوْلدوغو نظره آلینیرسا اوْنو ساکا و ساقا سؤزلریله ایلگیلی   
اوْلدوغونو  دوشونمک اوْلار .<br>معلوم اوْلدوغو کیمی بیر چوخ شعر و ماهنی 
   آدلاری موعیّن تورک ائللرینین آدیله با غلیدیر . مثلا گرایلی ، وارساغی ،
    کئشگؤللو&nbsp; ، بورچالی ، بایاتی ، اوْوشاری آدلی مشهور موسیقی هاوالاری و
    آدیله مشور اولان عاشیق هاواسی منجه همین ائلین آدینا باغلیدیر . و 
اونو    کئشیش اوْغلو کیمی یازماق یانلیشدیر.<br>شعر فورملاری ، گرایلیلار  ،  وارساقلار ، کئشگوللولر ، بوْرچالیلار ، بایاتلار ، آوشارلار آدیله   باغلیدیر .<br>اوْلا
  بیلسین کی اسکی چاغلارین مشهور قبیله لریندن ا  ولان  ساکالارین آدینی  
داشییان بو اسکی قوشمالار حقیقتا ده ائله اصلینده   ساکالارین طرفیندن  
یارانمیش اوْلسون .<br>ماراقلیدیرکی بو گون  اسکاندیناوی  خلقلری نین  
دیلینده ده ساقا آدلی بیزیم سایالاریمیزا اوخشار  شکلی نده  انگیلیزجه یه  
ده کئچمیش و Saga فوْلکلوریک شعرلر ترّنوم  اوْلماقدادیر .  همین سؤزجوک  
اوْ دیلده شیفاهی ، منظوم تاریخی روایت  معناسیندا ایشله  نیلیر.</div>
<br><br>
<div _mce_style="text-align: right;">مراسم  
سنتی «سایا» از جمله زیباترین  رسم‌های  مردمان آذربایجان به مناسبت روزهای
  پایانی سال و آغاز سال نو است  که از  چندین ده روز مانده به عید نوروز  
برگزار می‌شود.سایا به معنی احترام   گذارنده است آنها افرادی بودند که ماه
  آخر سال با لباس هایی برگرفته از  رنگ  طبیعت در روستاها می چرخیدند و با
  دو چوب در دست با شعرهایی در وصف  طبیعت  می خوانند و انعام می گرفتند.</div>
<div _mce_style="text-align: right;">برپا   
کننده این مراسم شخصی به‌ نام «  سایاچی» است. وی در روزهای پایانی هر سال 
  خانه به خانه می‌گردد و با  خواندن شعرهایی مخصوص برای اهالی هر خانه‌،  
سالی  پربرکت را آرزو می‌کند.</div>
<div _mce_style="text-align: right;">سایاچی‌ها
   در مقابل دعاهای خیر و شعرهای  دوست‌داشتنی خود از صاحب‌خانه‌ها هدیه و 
  انعامی را دریافت می‌کنند.این  هدیه ممکن است گندم و جو و شیرینی و آجیل 
  باشد یا مبلغی پول به سایاچی  هدیه داده شود.</div>
<br><img src="http://s1.picofile.com/file/6424802812/saya2.jpg" _mce_src="http://s1.picofile.com/file/6424802812/saya2.jpg" alt="http://s1.picofile.com/file/6424802812/saya2.jpg"><br><br><span style="color:#990000"><br></span>
<div _mce_style="text-align: right;"><strong style="color:#990000">سایاچی  سؤزلری</strong><span style="color:#990000">:</span><br>شعرهای  « سایا»  :<br><br>«سایا  گلدی، گوردوزمی؟<br _mce_style="color: #0000ff;">سلامئنی،  آلدئزمی؟<br _mce_style="color: #0000ff;">آننی قاشقا قوچ  قوزونی<br _mce_style="color: #0000ff;">سایاچی‌پا، وئردیزمی؟»<br>ترجمه (سایا آمده او را دیدید؟  جواب  سلام او را دادید؟ بره پیشانی قشقا را به ساپاچی دادید؟)<br><br>«بوسایا کیمدن قالئب؟<br _mce_style="color: #0000ff;">حضرت   آدم دن قالئب<br _mce_style="color: #0000ff;">حضرت آدم گلنده<br _mce_style="color: #0000ff;">دونیا بونید   اولاندا<br _mce_style="color: #0000ff;">موسی چوپان اولاندا<br _mce_style="color: #0000ff;">قئرمزی بوغدا بیننده<br _mce_style="color: #0000ff;">شیشلیگیمیز   اویشدی » <br>ترجمه:(   این سایا از که به یادگار مانده است؟ از حضرت آدم بر جای مانده است در   زمان آمدن حضرت آدم<br>و
  زمانی‌که بنیاد دنیا نهاد شد و زمانی‌که  حضرت  موسی چوپان بود و 
زمانی‌که  گندم سرخ‌رنگ بر کشتزارها می‌رویید کباب  روی  سیخمان بره سه 
ساله است.)<br><br>«بو  سایا یاخجی سایا<br _mce_style="color: #0000ff;">هم  چشمه ‌یه، هم چایا<br _mce_style="color: #0000ff;">هم  الودوزا، هم آیا<br _mce_style="color: #0000ff;">هم  یوخسولا هم وارا»&nbsp; <br>ترجمه: (این سایا، سایای خوبی بشود  هم برای چشمه هم برای رود  هم برای ستاره و هم برای ماه<br>هم برای فقیر و  هم برای غنی)<br><br>«جانئم آلا  باش  قویون<br _mce_style="color: #0000ff;">قارلی داغلار آش قویون<br _mce_style="color: #0000ff;">یاغئندان پیلو اولار<br _mce_style="color: #0000ff;">قورو   دوندان آش قویون» <br>ترجمه:(  ای جان من گوسفند آلا باش از کوه‌های پوشیده از برف  بالا برو از روغن تو  پلو به عمل می‌آید<br>و از کشک تو آش طبخ  می‌شود)<br><br>«جانئم  بوشیشک قویون<br _mce_style="color: #0000ff;">یونی  بیر دوشک قویون<br _mce_style="color: #0000ff;">بولامانی  بول ایله<br _mce_style="color: #0000ff;">قئرئلدی  اوشاق قویون» <br>ترجمه:  (ای جان من، بره دوساله که  به اندازه پشم یک تشک پشم‌داری آغوزت را  فراوان کن که بچه‌هایم تلف شدند)<br><br>«جانئم بوز  آلا قویون<br _mce_style="color: #0000ff;">ایه‌ ن سنین سایاندان<br _mce_style="color: #0000ff;">اوغلونا  قئز آلا قویون»  <br>ترجمه:  (ای جان  من گوسفند بوز آلا که در راه بی‌حال می‌شوی صاحبت در سایه تو  برای پسرش زن  اختیار کند)<br><br><br><br></div>
</div><br><p><br>
</p><p><br></p>نن هم او خاللی کئچی،<br><br>مم هسی باللی  کئچی.<br><br>اوجا قایا  باشیندا<br><br>توتوبدو یاللی کئچی ،<br><br>گؤید هکی گؤی  بولودلار<br><br>یورقانیدیر  چوبانین.<br><br>یاستی –یاستی تپ هلر<br><br>یاستیغیدیر چوبانین  .<br><br>یومرو  –یومرو قایالار<br><br>یومروغو دور چوبانین.<br><br>الیند هکی دگنک<br><br>قالخانیدیر  چوبانین.<br><br>یانیند  اکی بوز کوپک<br><br>یولداشیدیر چوبانین.<br><br>آغزی  قارا جاناوار<br><br>دوشمانیدیر چوبانین.<br><br>قویونون یوزو گلدی<br><br>دولاندی   دوزو گلدی.<br><br>چوبانین قوجاغیندا<br><br>بیر املیک قوزوگلدی.<br><br>یئرین  داغ اوْلسون  چوبان ،<br><br>کئفین چاغ اوْلسون چوبان.<br><br>قویونو  یاخشی ساخلا<br><br>اوزون آغ اوْلسون  چوبان.<br><br>سیزین جانیز ساغ  اوْلسون.<br><br>پاییز بوغدا یاغ اوْلسون<br><br>هامینیز  ائللیگینجه<br><br>داماغینیز  چاغ اوْلسون .<br><br>نن هم قارا قاش قویون<br><br>قارلی داغلار آش   قویون.<br><br>آی قارانلیق گئج هده<br><br>چوبانا یولداش قویون.<br><br>چوبان  قویونو  گؤتوره سی.<br><br>اونو بره یه یئتیره سی،<br><br>آغ بیلکلی  گلینلر<br><br>ساغیم، ساغیم دئییه  سی،<br><br>آغ بیرچکلی قاریلار<br><br>بیلیغیم،   بیلیغیم دئی هسی،<br><br>بو اوغلومون دئیه سی<br><br>بو قیزیمین دئیه سی.<br><br>ساری   سویو قالاندا<br><br>بوز کؤپگه تؤک هسی]]></content>
</entry>
</feed>
